کد خبر: ۳۱۱۳
تاریخ انتشار: ۰۶ خرداد ۱۳۹۲ - ۱۲:۰۲- 27 May 2013
بازخوانی احکامی که حضرت امام خمینی(ره) ومقام معظم رهبری برای روسای جمهوری صادر کرده‌اند، ضمن آشنائی بیشتر با تاریخ، دغدغه‌های اساسی رهبری نظام از رئیس قوه مجریه را نمایان می‌سازد و می تواند در آستانه انتخابات ریاست جمهوری راهگشا باشد. دراین بخش به بازخوانی حکم دومین دوره ریاست جمهوری آقای هاشمی رفسنجانی، چهارمین رئیس جمهوری اسلامی ایران می پردازیم.



اشاره: بازخوانی احکامی که حضرت امام خمینی(ره) ومقام معظم رهبری برای روسای جمهوری صادر کرده‌اند، ضمن آشنائی بیشتر با تاریخ، دغدغه‌های اساسی رهبری نظام از رئیس قوه مجریه را نمایان می‌سازد و می تواند در آستانه انتخابات ریاست جمهوری راهگشا باشد. دراین بخش به بازخوانی حکم دومین دوره ریاست جمهوری آقای هاشمی رفسنجانی، چهارمین رئیس جمهوری اسلامی ایران می پردازیم.

زمان و مکان

اولین دوره ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی در حالی سپری شد که متأسفانه به برخی از دغدغه‌های عنوان شده از سوی حضرت آیت الله خامنه‌ ای در مراسم تنفیذ حکم، کم اعتنایی شد.
ایشان در حکم نخستین دوره ریاست جمهوری آقای هاشمی از وی و همکارانش خواسته بودند با «رعایت تقوی و تداوم یاد خدا» با مردم و بخصوص قشرهای ضعیف و محروم که «صاحبان انقلاب و سربازان همیشه در صحنه» می باشند، «حسن سلوک» داشته باشد. همچنین ایشان تأکید کرده بودند که بر خلاف خواسته «استکبار جهانی و صهیونیسم» نظام اسلامی در دوران پس از رحلت امام خمینی(ره) ، همان خطوط انقلاب و اسلام را در پیش خواهد گرفت.
از این رو مسؤولان باید «... سازندگی کشور را در کنار تأمین روحیه‌ انقلابی در مردم و حفظ همان صلابت و چهره‌ باعظمت و هیبت انقلاب» ببینند. اگر به رفاه عمومی نیندیشیم و به سازندگی کشور فکر نکنیم، مطمئناً نظام جمهوری اسلامی نخواهد توانست الگو و تجربه‌ مطلوب را به دنیا ارایه بدهد. اگر در مسایل رفاه زندگی عمومی و ایجاد تسهیلات و رفع مشکلات غرق شویم، به طوری که جهت گیریهای انقلابی را به دست غفلت بسپریم، به ابهت و هیبت انقلاب ضربه زده‌ایم و جاذبه‌ آن را در دنیا مخدوش کرده‌ایم و این مطمئناً به کارایی ما ضربه خواهد زد. بنابراین، این دو در کنار هم مطرحند.»
«البته، در مسایل داخلی و سازندگی، رفاه و رفع مشکلات وایجاد سازندگی، تنها هدف نیست. در مسایل داخلی هم، تأمین عدالت اجتماعی و امنیت عمومی و رعایت طبقات ضعیف و محروم، یک رکن اصلی است؛ همچنان‌که در سطح حرکت عمومی کشور، اخلاق و روحیات اسلامی و برادری و گذشت و ایثار و بقیه خلقیات حسنه‌ اسلامی هم ، باید مورد توجه قرار بگیرد. توکل ما به خداست...»
با این وصف دولت نخست آقای هاشمی رو به پایان بود که انتخابات ششمین دوره ریاست ‌جمهوری در ۲۱ خرداد ۱۳۷۲، برگزار گردید.
برای رقابت در این انتخابات، ۱۲۸ نفر به عنوان داوطلب ثبت نام کردند. از چهره‌های شاخص و منتقد این انتخابات که عزت الله سحابی از افراد نزدیک به گروهک نهضت آزادی بود که بعدها ائتلافی با عنوان ملی - مذهبی را تأسیس کرد. شورای نگهبان پس از بررسی پرونده داوطلبان چهار نفر شامل آقایان احمد توکلی، عبدالله جعفر علی جاسبی، رجبعلی طاهری و اکبر هاشمی رفسنجانی را واجد صلاحیت تشخیص داد.
برای حضور در این انتخابات بیش از ۳۳ میلیون و ۱۵۶ هزار و ۵۵ نفر واجد شرایط رای دادن بودند که از این تعداد نزدیک به ۱۶ میلیون و ۸۰۰ هزار نفر (معادل ۶۶/۵۰ درصد واجدان شرایط) رای خود را به صندوق انداختند.در نتیجه این انتخابات آقای هاشمی با کسب حدود ۱۰ میلیون و ۵۰۰ هزار رای (معادل ۶۳ درصد آرای شرکت کنندگان) برای بار دوم به عنوان رئیس جمهور برگزیده شد.
آقای احمد توکلی، مهم‌ترین رقیب آقای هاشمی نیز حدود ۴ میلیون رای کسب کرد. بررسی میزان مشارکت مردم و کاهش آرای آقای هاشمی معنای خاصی داشت. در حالی که میزان واجدان شرایط رای دادن در مقایسه با انتخابات پنجم (سال ۱۳۶۸) بیش از سه میلیون نفر افزایش یافته بود، اما میزان مشارکت مردم تغییر محسوسی نداشت و تنها حدود ۳۰۰ هزار رای بیش از انتخابات پنجم، به صندوق‌ها ریخته شده بود.
به علاوه تفاوت آرای رئیس جمهور منتخب با رقیب اصلی در مقایسه با دوره پنجم نیز مشهود بود. در انتخابات دوره پنجم (سال ۱۳۶۸) آقای هاشمی ۱۵میلیون و ۵۳۷ هزار رای و رقیب او آقای شیبانی اندکی بیش از ۲۳۶ هزار رأی کسب کرده بود.اما در انتخابات ششم (۱۳۸۲) آرای آقای هاشمی بیش از ۵ میلیون کاهش یافته و رقیب اصلی او حدود ۴ میلیون رای کسب کرده بود.
مقایسه میزان مشارکت مردم در انتخابات ریاست‌ جمهوری دوره ششم با انتخابات مجلس چهارم که حدود یک سال قبل برگزار شده بود هم معنا دار بود. در حالی که در انتخابات ریاست‌جمهوری نزدیک به ۱۶ میلیون و ۸۰۰ هزار نفر به صندوق‌ها ریخته شد، پیش از آن در انتخابات مجلس چهارم نزدیک به ۱۸ میلیون و ۸۰۰ هزار رای به صندوق‌ها ریخته شده بود. به بیان دیگر، مردم گرچه به آقای هاشمی دوباره رای دادند اما با کاهش مشارکت در انتخابات یک نه قابل توجه هم به او گفته بودند. درصد مشارکت در انتخابات سال ۱۳۷۲، کمترین میزان در همه ادوار انتخاباتی نظام بود.
درباره همین کاهش مشارکت مردم، رهبر معظم‌ انقلاب‌ در ۲۶ خرداد همان سال، در دیدار جمع‌ زیادی‌ از فضلا، روحانیون‌ و ائمه‌ جماعات‌‌ با ایشان‌، فرمودند: «مسئولین‌ باید مراقب‌ کارهای‌ خود باشند و آنجا که‌ حاصل‌ کار خود را در جهت‌ منافع‌ مردم‌ فداکار و عزیز ایران‌ نمی‌بینند به‌ اصلاح‌ امور خود بپردازند. گزینش‌ انسانهای‌ پاک‌، امین‌، دلسوز، صمیمی‌ و مردم‌دوست‌ که‌ مسئولیت‌ خدمتگزاری‌ مردم‌ را بدون‌ طمع‌ورزی‌ به‌ لذائذ دنیایی‌ بپذیرند، باید در سرلوحه‌ کارهای‌ مسئولین‌ قرار گیرد. در جمهوری‌ اسلامی‌ مسئولین‌ باید یک‌ زندگی‌ معمولی‌ داشته‌ باشند و از بسیاری‌ لذائذ و تمتعات‌ چشم‌پوشی‌ کنند.»
بیاناتی که در ادامه در مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهوری تکمیل‌ تر شد.

تنفیذ حکم

مراسم تنفیذ حکم دومین دوره ریاست جمهوری آقای هاشمی رفسنجانی همانند دوره قبل در ۱۲ مرداد ۱۳۷۲ برگزار شد. متن حکم به شرح زیر در پایگاه اطلاع‌رسانی مقام معظم رهبری قابل دسترسی است:

«بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحیم‌
خدای بزرگ را سپاسگزارم که به حول و قوّه‌اش، ریاست جمهوری اسلامی ایران یک دوره کامل دیگر را طی کرد و ملت بزرگ ایران توفیق آن یافت که سر برافراشته و مصمّم، به انتخابی دیگر دست یازد و یک‌بار دیگر، قدرت و اراده ملّی خود را در گزینش رئیس جمهور کشورِ کهن اسلامی و بلند آوازه‌اش، در برابر چشم مردم دنیا به نمایش گذارد.
خدای بزرگ را حمد و سپاس که در دوره چهارساله گذشته، عزّت و اقتدار معنوی جمهوری اسلامی ایران را که ناشی از لطف و تأیید الهی و مرهون عنایات و توجّهات حضرت ولی‌اللَّه‌الاعظم روحی‌فداه و منقّش به نام ماندگار و پرافتخار امام راحل است، استمرار بخشید و در دنیای توفانی این چند سال که لبریز از حوادث بزرگ بود و شگفتیهایی چون دگرگونی نظام دوقطبی جهانی و آغاز فروپاشی ابرقدرتهای افسانه‌ای و تغییرات عمده در جغرافیای سیاسی عالم و جنگها و فتنه‌ها و وقایع خونین را به همراه داشت، ایران عزیز را در سایه امن و امان خویش، از گزند حوادث مصون داشت و به حکمت و تدبیرش محفوف فرمود.
خدای بزرگ را حمد و سپاس که ملّت عزیز ایران را به لطف و رحمت خود، مطمئن و دلگرم فرمود؛ توطئه‌های خنّاسان را که در قالب شبکه تبلیغاتی صهیونیستی و استکباری، سعی خود را بر شکستن روحیه و مقاومت ملت ایران متمرکز کرده‌اند، همواره نقش برآب ساخت و دلهای مؤمن و حق‌جوی این امّت پیشرو را به صدق وعده خود مستحکم کرد، تا مردم ایران در هر جا که حضور و رأیشان برای انقلاب و نظام جمهوری اسلامی لازم بود، با حضور و اعلام رأی خود، دشمن را ناکام سازند و به ندای الهی، لبّیک گویند و در گزینش رئیس جمهور، با هشیاری و انگیزه و حسّاسیت به پای صندوق رأی آیند و به وصیت امام و مرشد و معلّم بزرگشان عمل کنند.
خدای بزرگ را سپاس که در این نوبت نیز، رأی مصیب ملت، مسؤولیت را به دستهای توانای مردی سپرد که در میدانهای دشوار، لیاقت و امانت و صلاحیت و کاردانی و برجستگی او را آزموده بود. مردی بزرگ از سابقینِ اوّلینِ انقلاب و از حوارییّن و انصار دیرین امام راحل. عالِمی متفکّر، سیاستمداری هوشمند، فقیهی زمان شناس، مجاهدی خستگی نشناس، برادری مهربان برای ضعیفان و مدیری کاردان برای کشور.
این‌جانب ضمن تبریک به ملت عزیزمان برای این حُسنِ انتخاب و با معرفت به مقام و مرتبت والای شخصیّت برجسته و چهره منوّر نظام جمهوری اسلامی و رکن رکین انقلاب و بازوی توانا و زبان گویای آن، جناب آقای هاشمی رفسنجانی دام‌عُلاه، رأی ملّت را تنفیذ و ایشان را به ریاست جمهوری اسلامی ایران منصوب می‌کنم. بدیهی است که تنفیذ این‌جانب نیز، مانند رأی ملّت، تا زمانی است که ایشان در همان صراط مستقیم و منهاج قویمی قدم برمی‌دارند که سالهای عمر بابرکت خود را در طی مراحل نورانی آن گذرانیده‌اند؛ یعنی راه دفاع از اسلام ناب محمّدی صلّی‌اللَّه‌علیه‌وآله و مجاهدت برای تحقّق حاکمیت کامل قرآن و عمل به شریعت و حمایت از محرومان و مستضعفان و کوشش برای ریشه‌کن کردن فقر و تبعیض و استقرار عدالت اجتماعی و تمسّک به اصول پایدار انقلاب اسلامی، که البته همواره چنین خواهد بود.
این فرصت را مغتنم شمرده، رئیس جمهور محترم و برادر گرامی خود را به آنچه توصیه همه انبیا و اولیای مؤمنین است توصیه می‌کنم؛ یعنی رعایت تقوا و بی‌اعتنایی به زخارف دنیا و دوام ذکر الهی و اعتماد به قدرت حضرت احدیّت و ناچیز شمردن قدرت خود و همه قدرتمندان مادّی در برابر قدرت کامله الهی، و مهربانی با بندگان خدا و حُسنِ سلوک با مردم؛ بخصوص قشرهای ضعیف که نیروهای همیشه در صحنه انقلاب و صمیمی‌ترین یاران آنانند و حفظ موضع مستحکم همیشگی خود در برابر دشمنان و مخالفان و بدخواهان، و نیز به گزینش همکاران و مدیرانی که این معیارها را در آنان بازشناخته و ثبات قدم، استحکام روحیه و استقامت فکر آنان را آزموده باشند.
در پایان، با ابتهال و تضرّع، از خداوند متعال مسألت می‌کنم که توفیق و تأیید خود را شامل حال ملت عزیز و مسؤولین گرامی نموده، گامهای دولت و ملت را به سوی هدفهای والا و تأمین سعادت همگانی، استوار فرماید. والسّلام علیکم و رحمةاللَّه و برکاته»

ارزیابی اجمالی

متن حکم دومین دوره ریاست جمهوری آقای هاشمی همانند حکم دوره نخست باحمد و ستایش خداوند متعال آغاز می گردد و در ادامه به تجلیل از ملّت ایران که توطئه‌های خنّاسان و تبلیغات صهیونیستی و استکباری، را نقش برآب ساختند، اشاره دارد.
در مقایسه این حکم، با حکم ریاست جمهوری دوره نخست آقای هاشمی در می‌ یابیم که اوصاف کمتری در تجلیل از او ذکر شده است. در حکم نخست اوصاف آقای هاشمی چنین است:
«مردی بزرگ از فرزندان اسلام و حواریین امام عظیم الشأن، عالمی مجاهد، فقیهی اسلام شناس، سیاستمداری هوشمند و مدیری درد آشنا و دلسوز، شخصیتی که پرونده تلاش در راه خدا و مجاهدتش برای حاکمیت دین و اعلاء کلمه اسلام حتی پیش از نخستین روزهای شروع نهضت آغاز شده و سرگذشت رنج ها و سختی ها و فعالیت های کم نظیر را در خود گنجانیده است، چهره موجهی که به برکت حرکت در صراط مستقیم انقلاب،همواره امین امام و محبوب امت بوده و انشاءالله از این پس نیز خواهد بود.»
اما مقام معظم رهبری در حکم دوم اوصاف آقای هاشمی را چنین مرقوم می‌ فرمایند:
«مردی که [ملت] در میدانهای دشوار، لیاقت و امانت و صلاحیت و کاردانی و برجستگی او را آزموده بود. مردی بزرگ از سابقینِ اوّلینِ انقلاب و از حوارییّن و انصار دیرین امام راحل. عالِمی متفکّر، سیاستمداری هوشمند، فقیهی زمان شناس، مجاهدی خستگی نشناس، برادری مهربان برای ضعیفان و مدیری کاردان... شخصیّت برجسته و چهره منوّر نظام... و رکن رکین انقلاب و بازوی توانا و زبان گویای آن.»
به ویژه در حکم دوم تعابیری چون «حرکت در صراط مستقیم انقلاب» و «محبوب امت» دیده نمی شود. آیا این امر ناشی از کاهش محسوس آرای آقای هاشمی بود؟!
در ادامه مقام معظم رهبری همانند احکام دیگر روسای جمهور، رأی ملت را به صورت «مشروط» تنفیذ و او را به ریاست جمهوری «منصوب» می‌فرمایند: «این‌جانب... رأی ملّت را تنفیذ و ایشان را به ریاست جمهوری اسلامی ایران منصوب می‌کنم.» و سپس تصریح می کنند که «بدیهی است که تنفیذ این‌جانب نیز، مانند رأی ملّت، تا زمانی است که ایشان در همان صراط مستقیم و منهاج قویمی قدم برمی‌دارند که سالهای عمر بابرکت خود را در طی مراحل نورانی آن گذرانیده‌اند؛ یعنی راه دفاع از اسلام ناب محمّدی صلّی‌ اللّه‌علیه‌وآله و مجاهدت برای تحقّق حاکمیت کامل قرآن و عمل به شریعت و حمایت از محرومان و مستضعفان و کوشش برای ریشه‌کن کردن فقر و تبعیض و استقرار عدالت اجتماعی و تمسّک به اصول پایدار انقلاب اسلامی...»
در ادامه این حکم رئیس جمهور «برادر رهبری» خطاب شده و به وی توصیه می گردد با «رعایت تقوا و بی‌اعتنایی به زخارف دنیا و دوام ذکر الهی و...» داشته باشد.
نکته دیگر توصیه آقای هاشمی به «مهربانی با بندگان خدا و حُسنِ سلوک با مردم؛ بخصوص قشرهای ضعیف» است.همچنین مقام معظم رهبری آقای هاشمی را به حسن «گزینش همکاران و مدیرانش» فرا خواندند.

نکات تکمیلی

در مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهوری آقای هاشمی، مقام معظم رهبری بیاناتی دارند که ضمن شرح برخی از فرازهای حکم ریاست‌جمهوری، حاوی رهنمودها و نکاتی روشنگرایانه است. در ادامه چند فراز آن را به اختصار از پایگاه اطلاع رسانی معظم له نقل می کنیم:
«... مجری،حداقل نیمی ازمسأله اساسیِ اداره کشور است.اگر یک نیم را سیاستها و برنامه‌ها و قوانین و پیگیریها بدانیم، حداقل یک نیم دیگر از مسأله اداره کشور، مربوط به آن مدیری می‌شود که اداره امور را برعهده دارد. اگر مسوول هر بخش... دارای ویژگیهای لازم برای اداره آن امر و آن بخش باشد، انسان می‌ تواند مطمئن باشد که کارها به سمت صلاح پیش خواهد رفت.»
«... سه بخش عمده در مسؤول وجود دارد؛ اول، ... برای نفسِ کار... آماده باشد. تنبلی و بی‌حالی و سهل‌انگاری و کار را به دست حوادث و قضا و قدر سپردن، اوّلین بلایی است که ممکن است یک مدیر را از صلاحیت کافی و لازم ساقط کند... دوم،... استعداد و تعهّد... به همان نحوی که سیاستهای کلّی و برنامه‌های اساسی کشور آن را اقتضا می‌کند... سوم، حفظ طهارت و تقواست... اجتناب از هرگونه - خدای ناکرده - اختلاط با اهداف غیر مشروع یا اهداف غیر مقبول و غیراخلاقی است.»
«...در نظام اسلامی، چیزی که به شدّت با آن مقابله می‌شود، رسوخ فساد است... در دوران بازسازی، مسؤولین...، باید با دقّت مراقب باشند... خطر رسوخ و نفوذ فساد، جدّی و فلج کننده است. واقعاً فلج کننده است! ... فساد مالی، فساد کاری، قرارهای نامشروع و ناموجّه... انسان، به شدت آسیب‌پذیر است. لذا، خیلی باید مراقب بود.»
«... اگر یک مدیر بخواهد حیطه کار خود را سلامت نگه بدارد، باید تا پایین‌ترین رده‌ای را که در انجام کار تأثیر دارد، مراقبت کند. نمی‌شود بگوییم: «ما حالا یک وزیر خوب را اینجا گذاشتیم؛ همه چیز تمام شد.» نه! آن وزیر هم باید معاونین خوبی بگذارد؛ مدیران خوبی را باید بگمارد؛ مسؤولین بخشهای خوبی را باید بگمارد. البته، کار هر چه سنگینتر است، معیارها بالاتر است.»
«بنده بارها به مسؤولین... عرض کرده‌ام: مردم فلان شهر یا فلان روستای دورافتاده کشور، نظام را در چهره همان بخشدار یا رئیس پاسگاه نیروی انتظامی یا آن مسؤول مربوطه مشاهده می‌کنند. برای آنان، رئیس جمهور و وزیر و رئیس و معاون و همه، همین است که با او مواجه است. اگر او سالم باشد، امین باشد، مردمدار و دلسوز باشد، نشانِ این است که کلّ تشکیلات دولت این‌گونه است و اگر خدای ناکرده، قدم را کج بردارد، او مقایسه می‌کند و نمی‌شود جلو مقایسه‌اش را گرفت.»
«... این توصیه را مؤکّد می‌کنم که گزینش همکاران مهم است. البته در سطح وزرا، رعایت و دقّت زیادی می‌شود... اما به این‌جا، اکتفا نشود. من به وزرای عزیز که بخشهای مختلف را برعهده دارند یا خواهند داشت، عرض می‌کنم: یکایک معاونین را، یکایک مدیران را، یکایک مسؤولین سراسر کشور را، در بخش خودتان، با معیارهای الهی انتخاب کنید: کاردان، لایق، متدیّن، پاک و آراسته به خصوصیاتی که برای یک مدیر لازم است.»
«مسأله دوم هم مسأله سیاستها و برنامه‌هاست... اساس در نظام اسلامی، عبارت است از رفاه عمومی و عدالت اجتماعی. فرق عمده ما با نظامهای سرمایه‌داری همین است. در نظامهای سرمایه‌داری، اساس، رشد اقتصادی و شکوفایی اقتصادی و ازدیاد و تولید ثروت است... حتی تدابیری که ثروت را تقسیم کند، از نظر نظام سرمایه‌داری، تدابیر منفی و مردودی است... نظام اسلامی این‌گونه نیست. نظام اسلامی معتقد به یک جامعه ثروتمند است، نه یک جامعه فقیر و عقب‌مانده. معتقد به رشد اقتصادی است؛ ولی رشد اقتصادی برای عدالت اجتماعی و برای رفاه عمومی، مسأله اوّل نیست.»
«آنچه در درجه اوّل است، این است که فقیر در جامعه نباشد؛ محروم نباشد؛ تبعیض در استفاده از امکانات عمومی نباشد. هر کس برای خودش امکاناتی فراهم کرد، متعلّق به خود اوست. اما آنچه که عمومی است - مثل فرصتها و امکانات - متعلّق به همه کشور است و باید در اینها تبعیضی وجود نداشته باشد. معنی ندارد که یک نفر پای خود را بگذارد روی دوش مأمورین دولتی و با ترفند و خدای ناکرده با اِعمال روشهای غلط، امتیاز بگیرد، رشدی افسانه‌ای بکند و بعد بگوید: «آقا، من ثروت را خودم به دست آورده‌ام.» در نظام اسلامی، چنین چیزی را نداریم. ثروتی که بر پایه صحیحی نیست، از اصل نامشروع است...»
«این‌طور نیست که نظام اقتصادی اسلامی، عبارت باشد از هر چه که در هر دوره‌ای مصلحت باشد. نخیر! نظر شریف امام رضوان‌اللَّه‌علیه هم این نبود. من خودم یک وقت از ایشان پرسیدم. اسلام یک روش خاص خود دارد. اساس سیاست کلّی اقتصادی کشور، عبارت است از رفاه عمومی و عدالت اجتماعی. البته ممکن است یک نفر با تلاش و استعدادِ بیشتر، بهره بیشتری برای خودش فراهم کند. این مانعی ندارد. اما در جامعه فقر نباید باشد. هدف برنامه‌ریزان باید این باشد. سازمان برنامه و برنامه‌ریزان کشور، با این سیاست کلّی و بر این اساس باید برنامه‌ریزی کنند.»
«در زمینه‌های فرهنگی هم عرض کنم: این دیگر مخصوص ما نیست. همه ملتهای زنده دنیا، بر این متّفقند که اگر ملتی اجازه داد فرهنگ ملی‌اش پایمال تهاجم فرهنگهای بیگانه شود، آن ملت از دست رفته است. ملت غالب، ملتی است که فرهنگش غالب است... کشورهای مقتدر دنیا تلاش می‌کنند که زبان خودشان را در دنیا رایج کنند؛ چون زبان، بزرگترین رقم یک ملت و کانال عمده انتقال فرهنگ اوست، که لباس، آداب، دین، عقاید و باورهای اجتماعی‌اش را منتقل کند. امروز قدرتهای جهانی، حتّی با زور نظامی، می‌خواهند فرهنگ خودشان را منعکس و منتقل کنند...»
«در باب فرهنگ، سیاست کلّی کشور باید عبارت باشد از حفظ و پرداخت و وابستگی شدید و کامل به فرهنگ ملی. البته جزو مهمترین ارکان فرهنگ ملی، اسلام است. ما مردم ایران مفتخریم که از ۱۳۵۰ سال قبل، فرهنگ، زبان، آداب، عادات، لباس و همه چیزمان با اسلام آمیخته شده است. شاید هیچ ملت دیگری این‌گونه با اسلام آمیخته نشد که ما شدیم. اسلام و آداب و فرهنگ اسلامی، جزو فرهنگ ملی ماست. «ملی» در این‌جا، مقابل «اسلامی» نیست؛ عین همان اسلامی است. «فرهنگ ملی» یعنی «فرهنگ خودی». فرهنگ خودی، باید حفظ شود.»
«...این اقتصاد، این فرهنگ و سیاست استقلال که پایه و مبنای سیاست نظام جمهوری اسلامی است، شعار اصلی ماست. استقلال کامل، در همه جهت، یعنی زور و زورگویی را از هیچ کس قبول نکردن؛ مسائل جهانی را طبق معیارهای خود حل کردن و راهِ آن را پیمودن.»
«مسأله فلسطین را ما با معیارهای خودمان حل و بر اساس آن قضاوت می‌کنیم و نسبت به آن اقدام می‌نماییم و تابع هیچ قدرتی در دنیا نمی‌شویم. در مورد مسأله «بالکان»، همین‌طور عمل می‌کنیم. در مسأله «افغانستان» در طول ۸ سال جنگ، با همه آن عسرتها و سختیهایی که آن همه مسأله برای ما داشت، ایستادیم و همان‌گونه که مبنا و روش و دید اسلامی ما بود، نسبت به این مسأله، حرکت کردیم. وقتی که این سیاستها مورد نظر باشد و آن مدیریّت وجود داشته باشد، کشور خوب اداره می‌شود.»

منبع: خبرگزاری ایرنا
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
* captcha:
آخرین اخبار

شورای نگهبان با هرگونه ادعا و سوءاستفاده افراد در خصوص بررسی صلاحیت داوطلبان برخورد قانونی می‌کند

حق نداریم در برابر دشمن تسلیم شویم

شرط شورای نگهبان برای اعلام عمومی دلایل عدم احراز صلاحیت‌‎ها

هرکسی ما را از اخوت اسلامی دور کند از قرآن پیروی نکرده است

مجلسی‌ها بگویند چرا اصلاح قانون انتخابات از دستور‌کار صحن علنی خارج شد!

برنامه "مدیر مسئول" جمعه ۱۵ آذر با حضور دکتر کدخدایی پخش می‌شود

گزارش تصویری جلسه شورای نگهبان ۱۳ آذر ۱۳۹۸

واکنش توئیتری دکتر کدخدایی به توئیت مغرضانه ترامپ علیه ایران

آیت‌الله جنتی: مجریان و ناظران در برگزاری انتخابات دقت لازم را داشته باشند/ مردم افراد شایسته را راهی مجلس کنند

گزارش تصویری حضور دکتر کدخدایی در نشست سراسری مدیران و کارکنان رسانه ملی

پربازدید ها

قانون انتخابات مجلس شورای اسلامی

تایید لایحه اصلاح قانون تعیین تکلیف تابعیت فرزندان حاصل از ازدواج زنان ایرانی با مردان خارجی

برای شنیدن راهکارهای مفید گوش شنوا داریم اما توجهی به باج‌خواهی و لابی نمی‌کنیم/ شورای نگهبان برای کسی فرش قرمز پهن نمی‌کند

امنای ملّت و امّت؛ گذری بر تاریخچه شورای نگهبان

احراز هویت در انتخابات مجلس قطعا الکترونیکی خواهد بود

گزارش تصویری جلسه شورای نگهبان ۶ شهریور ۱۳۹۸

نظر شورای نگهبان درباره ۲۰ مصوبه و اساسنامه/از طرح تشدید مجازات اسیدپاشی تا طرح ساماندهی صنعت خودرو

پیشنهاد دکتر کدخدایی برای تشکیل یک نهاد ملی به‌منظور نظارت بر انتخابات شورا‌ها

موشن گرافی|معرفی شورای نگهبان و نحوه انتخاب اعضاء

گزارش تفصیلی شورای نگهبان پیرامون دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری