کد خبر: ۱۸۸۲
تاریخ انتشار: ۱۰ اسفند ۱۳۸۹ - ۱۴:۵۷- 01 March 2011
اصل‏ اول
1- حیثیت‏ انسان‏ مصون‏ از تعرض‏ می‌باشد رعایت‏ و حمایت‏ از آن‏ بر عهده‏ هیات‏ حاکمه‏ است‏.
2- بنابر این‏ ملت‏ آلمان‏ مصونیت‏ از تجاوز و غیر قابل‏ واگذار بودن‏ حقوق‏ انسانی‏ را بنیاد هر جامعه‏ بشری‏ و صلح‏ و عدالت‏ در جهان‏ می‌شناسد.
3- حقوق‏ اساسی‏ نامبرده‏ ذیل‏ قوای‏ مقننه‏، مجریه‏ و قضاییه‏ را به‏ منزله‏ قانون‏ نافذی‏ مقید می‌سازد.
اصل دوم
1- هر فردی‏ حق‏ ترقی‏ و پیشرفت‏ آزاد شخصیت‏ خود را تا حدی‏ که‏ به‏ حقوق‏ دیگران‏ تجاوز نشود و به‏ نظمی‌که‏ حقوق‏ اساسی‏ مقرر داشته‏ و یا به‏ موازین‏ اخلاقی‏ لطمه‏ وارد نسازد داراست‏.
2- هر فردی‏ حق‏ بر حیات‏ و حق‏ مصون‏ از تعرض‏ بودن‏ شخص‏ خویش‏ را دارد. آزادی‏ فرد از تعرض‏ مصون‏ خواهد بود در این‏ حقوق‏ فقط بر طبق‏ مقررات‏ قانونی‏ مداخله‏ می‌توان‏ کرد.
اصل‏ سوم
1- همه‏ افراد در مقابل‏ قانون‏ برابرند.
2- مردان‏ و زنان‏ حقوق‏ متساوی‏ دارند.
3- هیچکس‏ را به‏ مناسبت‏ جنس‏ پدر و مادر، نژاد، زبان‏، کشور محل‏ اصلی‏ تولد، ایمان‏ یا عقاید مذهبی‏ و سیاسی‏ نمی‌توان‏ مورد رفتار مادون‏ و یا مرجح‏ قرار دارد.
اصل‏ چهارم
1- آزادی‏ ایمان‏ و وجدان‏ و آزادی‏ عقیده‏ مذهبی‏ یا فکری‏ مصون‏ از تجاوز خواهد بود.
2- اجرای‏ بدون‏ مزاحمت‏ آیین‏ مذهبی‏ تضمین شده‏ می‌باشد.
3- هیچ‏ فردی‏ را بر خلاف‏ وجدانش‏ به‏ خدمت‏ نظامی‌که‏ مستلزم‏ به کاربردن‏ اسلحه‏ باشد وادار نمی‌توان‏ کرد. جزییات‏ به‏ وسیله‏ قانون‏ فدرال‏ تعیین‏ می‌گردد.
اصل پنجم
1- هر فردی‏ حق‏ دارد عقیده‏ خود را آزادانه‏ به‏ وسیله‏ نطق‏ و قلم‏ و تصاویر بیان‏ و منتشر سازد و بدون‏ مانع از منابعی‏ که‏ در دسترس‏ همگان‏ است‏ بر اطلاعات‏ خویش‏ بیفزاید. آزادی‏ مطبوعات‏ و آزادی‏ نشر اخبار به‏ وسیله‏ رادیو و فیلم‏ تضمین‏ شده‏ است‏. سانسور به‏ هیچ‏ وجه‏ وجود نخواهد داشت‏.
2- این‏ حقوق‏ به‏ وسیله‏ مقررات‏ قانون‏ عمومی‌ و مواد قانونی‏ مربوط به‏ حمایت‏ طبقه‏ جوان‏ و بر طبق‏ حق‏ مصونیت‏ شرافت‏ شخصی‏ تحدیدپذیر است‏.
3- هنر و دانش‏ و تحقیقات‏ علمی ‌و تعلیمات‏ آزاد است‏. آزادی‏ تعلیم‏ نباید به‏ کاهش‏ وفاداری‏ نسبت‏ به‏ قانون‏ اساسی‏ منجر بشود.
اصل ششم
1- زناشویی‏ و خانواده‏ از حمایت‏ اختصاصی‏ دولت‏ بهره‏ مند خواهند بود.
2- مراقبت‏ و تربیت‏ کودکان‏ حق‏ طبیعی‏ پدر و مادر و تکلیف‏ عمده‏ ایشان‏ است‏. حق‏ نظارت‏ بر اجرای‏ این‏ تکلیف‏ به‏ عهده‏ هیات‏ جامعه‏ است‏.
3- جدا ساختن‏ کودکان‏ از خانواده‏ بر خلاف‏ اراده‏ افرادی‏ که‏ حق‏ پرورش‏ آنها را دارند فقط بر طبق‏ قانون‏ امکان‏ پذیر است‏ مگر در موردی‏ که‏ صاحبان‏ این‏ حق‏ در انجام‏ وظیفه‏ خود قصور نمایند و یا در صورتی‏ که‏ اطفال‏ در مخاطره‏ غفلت‏ و اهمال‏ واقع شوند.
4- هر مادری‏ حق‏ حمایت‏ و مراقبت‏ از ناحیه‏ جامعه‏ را داراست‏.
5- کودکان‏ غیر مشروع‏ جهت‏ رشد بدنی‏ و فکری‏ و وضع خود در جامعه‏ قانوناً از همان‏ حمایتی‏ برخوردار می‌شوند که‏ اطفال‏ مشروع‏ بهره‏‌مند می‌باشند.
اصل‏ هفتم
1- اصول‏ تعلیم‏ و تربیت‏ تحت‏ نظارت‏ دولت‏ می‌باشد.
2- اشخاصی‏ که‏ حق‏ تربیت‏ کودکی‏ را دارند حق‏ این‏ تصمیم‏ را نیز خواهند داشت‏ که‏ به‏ او تعلیم‏ اصول‏ دینی‏ بدهند.
3- تعلیم‏ اصول‏ دینی‏ در مدارس‏ دولتی‏ جزء دروس‏ رسمی ‌محسوب‏ می‌شود مگر در مدارسی‏ که‏ از لحاظ تعلیمات‏ دینی‏ آزاد باشند. بدون‏ این‏ که‏ به‏ حق‏ نظارت‏ دولت‏ لطمه‏ ای‏ برسد. تعلیمات‏ دینی‏ بر طبق‏ اصول‏ فرقه‏ های‏ مذهبی‏ داده‏ می‌شود. هیچ‏ معلمی ‌را بر خلاف‏ اراده‏ او به‏ تعلیمات‏ دینی‏ وادار نمی‌توان‏ کرد.
4- حق‏ تاسیس‏ مدارس‏ ملی‏ تضمین‏ شده‏ است‏. برای‏ ایجاد مدارس‏ ملی‏ به‏ جای‏ مدرسه‏ های‏ دولتی‏ یا شهرداری‏ اجازه‏ دولت‏ و رعایت‏ قوانین‏ هر استان‏ ضروری‏ است‏. این‏ اجازه‏ هر گاه‏ مدارس‏ ملی‏ از لحاظ برنامه‏ های‏ تحصیلی‏ و وسایل‏ و صلاحیت‏ حرفه‏ ای‏ طبقه‏ معلم‏ پست‏ تر از مدارس‏ دولتی‏ یا بلدی(شهرداری)‏ نباشد و اگر تاسیس‏ آن‏ موجب‏ تشدید اختلافات‏ میان‏ شاگردان‏ بنابر وسایل‏ اولیای‏ آنها نشود باید اعطا گردد. از صدور این‏ اجازه‏ اگر وضع اقتصادی‏ و قانونی‏ هیات‏ مربیان‏ به‏ قدر کافی‏ تضمین‏ نشده‏ باشد، باید امتناع‏ شود.
5- تاسیس‏ دبستان‏ ملی‏ وقتی‏ مقدور است‏ که‏ دستگاه‏ فرهنگی‏ اقناع‏ شود که‏ برای‏ یک‏ نتیجه‏ تربیتی‏ خاص‏ مفید خواهد بود و یا بنا بر درخواست‏ اشخاصی‏ که‏ حق‏ تربیت‏ کودکان‏ را دارند و به‏ منزله‏ یک‏ مدرسه‏ مختلط یا مذهبی‏ یا مسلک‏ معنوی‏ (ایدیولوژیک‏) تاسیس‏ یابد و دبستان‏ دولتی‏ یا بلدی‏ از آن‏ نوع‏ در آن‏ حوزه‏ نباشد.
6- مدارس‏ تهیه‏ منحل‏ خواهد ماند.
اصل هشتم
1- تمام‏ افراد آلمانی‏ حق‏ خواهند داشت‏ با رعایت‏ آرامش‏ و بی‏ اسلحه‏ دور هم‏ جمع شوند بدون‏ آن‏ که‏ به‏ مقامی ‌قبلا اطلاع‏ داده‏ و یا استجازه‏ کرده‏ باشند.
2- راجع به‏ اجتماعات‏ در فضای‏ آزاد این‏ حق‏ ممکن‏ است‏ بر طبق‏ قانون‏ محدود شود.
اصل نهم
1- همه‏ افراد آلمانی‏ حق‏ تشکیل‏ انجمنها و مجامع را خواهند داشت‏.
2- مجامعی‏ که‏ هدف‏ یا فعالیتهای‏ آن‏ منافی‏ با قوانین‏ جزایی‏ باشد و یا بر خلاف‏ ترتیبی‏ که‏ قانون‏ اساسی‏ مقرر داشته‏ و یا مرام‏ تفاهم‏ بین‏ ملل‏ باشد ممنوع‏ اند.
3- حق‏ تشکیل‏ مجامع به‏ منظور حمایت‏ و بهبود شرایط کارگری‏ و اقتصادی‏ برای‏ هر فرد و تمام‏ حرفه‏ ها و مشاغل‏ شناخته‏ شده‏ است‏. قرارنامه‏ هایی‏ که‏ این‏ حق‏ را محدود و یا از اجرای‏ آن‏ جلوگیری‏ کند از درجه‏ اعتبار به‏ کلی‏ ساقط خواهد بود و مقرراتی‏ که‏ بر خلاف‏ این‏ مقصود تنظیم‏ یابد غیر قانونی‏ است‏.
اصل دهم
محرمانه‏ بودن‏ مکاتبات‏ و محرمانه‏ بودن‏ مراسلات‏ پستی‏ و تلگراف‏ مصون‏ از تجاوز است‏. فقط بر طبق‏ مقررات‏ قانون‏ محدودیتی‏ در این‏ باره‏ می‌توان‏ تحمیل‏ کرد.
اصل یازدهم
1- تمام‏ افراد آلمانی‏ از حق‏ آزادی‏ عبور و مرور در سراسر قلمرو فدرال‏ بهره‏ مند می‌باشند.
2- این‏ حق‏ را تنها به‏ وسیله‏ قانون‏ و فقط در مواردی‏ که‏ وسایل‏ کافی‏ برای‏ زندگانی‏ موجود نباشد و در نتیجه‏ آن‏ تحمیلی‏ نسبت‏ به‏ جامعه‏ پیش‏ آید یا برای‏ حمایت‏ طبقه‏ جوان‏ جهت‏ رفع اهمال‏ و به‏ منظور مبارزه‏ با خطر امراض‏ مسری‏ و یا جلوگیری‏ از جنایت‏ ضروری‏ باشد، می‌توان‏ محدود ساخت‏.
اصل دوازدهم
1- هر فرد آلمانی‏ حق‏ آزادی‏ انتخاب‏ شغل‏ و حرفه‏ مطلوب‏ خویش‏ و محل‏ کار و آموزش‏ خود را خواهد داشت‏. نحوه‏ اجرای‏ اشتغال‏ و کسب‏ را ممکن‏ است‏ قانون‏ تنظیم‏ کند.
2- هیچ‏ فردی‏ را به‏ کار خاصی‏ نمی‌توان‏ وادار کرد مگر در حدودی‏ که‏ سابقه‏ دیرین‏ خدمات‏ عمومی‌اجباری‏ که‏ نسبت‏ به‏ همه‏ و متساویا اجرا شدنی‏ است‏ ایجاب‏ کند هر کس‏ را که‏ بنا بر معتقدات‏ وجدانی‏ خود از خدمت‏ نظامی‌مستلزم‏ استعمال‏ اسلحه‏ امتناع‏ می‌ورزد می‌توان‏ در عوض‏ آن‏ به‏ خدمت‏ دیگر گماشت‏. مدت‏ این‏ خدمت‏ ثانوی‏ نباید از دوره‏ خدمت‏ نظام‏ بیشتر باشد. جزییات‏ به‏ وسیله‏ قانونی‏ تعیین‏ خواهد شد که‏ بر خلاف‏ آزادی‏ وجدان‏ نباشد و در نظر گرفته‏ شود که‏ خدمت‏ ثانوی‏ هیچ‏ گونه‏ ارتباطی‏ با دستگاه‏ های‏ خدمات‏ نظامی‌نداشته‏ باشد.
3- زنان‏ نباید قانونا به‏ خدمت‏ در هیچگونه‏ واحد نظامی‌گمارده‏ شوند و به‏ هیچ‏ عنوان‏ نبایستی‏ برای‏ کاری‏ که‏ مستلزم‏ استعمال‏ اسلحه‏ باشد استخدام‏ گردند.
4- تحمیل‏ کار اجباری‏ فقط در صورتی‏ امکان‏ پذیر است‏ که‏ شخصی‏ بر طبق‏ رای‏ دادگاه‏ از آزادی‏ خود محروم‏ شده‏ باشد.
اصل سیزدهم
1- خانه‏ از تجاوز مصون‏ است‏.
2- بازرسی‏ منزل‏ فقط بر طبق‏ رای‏ قاضی‏ و یا در صورت‏ احتمال‏ خطر ناشی‏ از تاخیر به‏ وسیله‏ عمال‏ دیگری‏ که‏ قانون‏ تعیین‏ نموده‏ و فقط مطابق‏ ترتیبی‏ که‏ در خود قانون‏ پیش‏ بینی‏ شده‏ است‏ امکان‏ دارد.
3- و یا این‏ مصونیت‏ از تجاوز ممکن‏ است‏ فقط در مورد پیشگیری‏ از خطری‏ همگانی‏ و یا خطر مهلک‏ برای‏ افراد یا بر طبق‏ مقررات‏ قانونی‏ جهت‏ جلوگیری‏ از خطری‏ عاجل‏ نسبت‏ به‏ امنیت‏ و نظم‏ عمومی ‌و به‏ خصوص‏ تعدیل‏ مشکل‏ کمیابی‏ مسکن‏ و مبارزه‏ با خطر ناخوشی‏ های‏ مسری‏ یا حمایت‏ از جوانانی‏ که‏ در مخاطره‏ افتاده‏ باشند مقید و یا محدود گردد.
اصل چهاردهم
1- حقوق‏ مالکیت‏ وراث‏ تضمین‏ شده‏ اند. حدود آن‏ را قوانین‏ تعیین‏ خواهند کرد.
2- تملک‏ تکالیفی‏ را ایجاب‏ می‌کند. استفاده‏ از آن‏ باید توام‏ با خیر عامه‏ باشد.
3- سلب‏ مالکیت‏ فقط به‏ منظور خیر عامه‏ مجاز است‏ و امکان‏ آن‏ فقط بوسیله‏ قانونی‏ خواهد بود که‏ چگونگی‏ و میزان‏ جبران‏ خسارت‏ را پیش‏ بینی‏ کرده‏ باشد و جبران‏ باید با رعایت‏ ملاحظات‏ عادلانه‏ از لحاظ مصالح‏ عموم‏ و منافع اشخاصی‏ که‏ خسارت‏ دیده‏ اند به‏ عمل‏ آید و در صورت‏ اختلاف‏ راجع به‏ مقدار خسارت‏ وارده‏ به‏ دادگاه‏ های‏ عادی‏ می‌توان‏ مراجعه‏ کرد.
اصل پانزدهم
زمین‏، منابع طبیعی‏ و وسایل‏ تولید را به‏ منظور انتقاع‏ عامه‏ می‌توان‏ به‏ مالکیت‏ عموم‏ یا صورت‏ های‏ دیگر اقتصادی‏ که‏ تابع نظارت‏ عمومی ‌باشد به‏ وسیله‏ قانونی‏ که‏ چگونگی‏ و میزان‏ جبران‏ خسارت‏ را تعیین‏ کند درآورد درباره‏ چنین‏ جبران‏ خسارتی‏ اصل‏ 14 بند (3) جمله‏ های‏ 3 و 4 بدون‏ کم‏ و کاست‏ قابل‏ اجرا خواهد بود.
اصل شانزدهم
1- هیچ‏ فردی‏ را از تابعیت‏ آلمانی‏ خود محروم‏ نمی‌توان‏ ساخت‏ از دست‏ دادن‏ حق‏ تابعیت‏ فقط بر طبق‏ مقررات‏ قانون‏ ممکن‏ است‏ پیش‏ آید و در مورد کسی‏ که‏ علی‏ رغم‏ اراده‏ خود مشمول‏ آن‏ واقع می‌شود فقط موقعی‏ امکان‏ دارد که‏ چنین‏ شخصی‏ در اثر آن‏ بلاوطن‏ نشود.
2- هیچ‏ فرد آلمانی‏ را نمی‌توان‏ به‏ یک‏ دولت‏ خارجی‏ تسلیم‏ کرد افرادی‏ که‏ به‏ دلایل‏ سیاسی‏ تحت‏ تعقیب‏ باشند از حق‏ پناهندگی‏ بهره‏ مند خواهند شد.
اصل هفدهم
هر فردی‏ حق‏ خواهد داشت‏ که‏ انفرادا یا به‏ اتفاق‏ دیگران‏ عریضه‏ یا شِکوه‌نامه‏ به‏  مقامات‏ صالحه‏ و به‏ مجالس‏ نمایندگی‏ بدهد.
(توضیحات: 1- قوانین‏ راجع به‏ خدمت‏ نظامی ‌و سرویس‏ عوض‏ آن‏ ممکن‏ است‏ به‏ وسیله‏ موادی‏ که‏ شامل‏ افراد نیروی‏ نظامی‌و خدمات‏ ازای آن‏ در دوره‏ خدمت‏ نظامی‌یا ازای آن‏ می‌شود حقوق‏ سیاسی‏ را در مورد بیان‏ و انتشار آزاد عقاید از راه‏ نطق‏ و قلم‏ و تصاویر (اصل‏ 5) بند (1) و حق‏ تسلیم‏ عریضه‏ (اصل‏ 17) در قسمتی‏ که‏ مقرر می‌دارد تقاضاها یا شکایات‏ را به‏ اتفاق‏ دیگران‏ فراهم‏ و تسلیم‏ دارند، محدود سازد.
2- قوانین‏ به‏ منظورهای‏ دفاع‏ ملی‏ و از جمله‏ حمایت‏ جمعیت‏ کشوری‏ ممکن‏ است‏ موجب‏ محدودیت‏ حق‏ های‏ اساسی‏ آزادی‏ عبور و مرور (اصل‏ 11) و مصونیت‏ خانه‏ از تجاوز بشود (اصل‏ 13))
اصل هجدهم
هر کس‏ که‏ از آزادی‏ بیان‏ و عقاید مخصوصا آزادی‏ مطبوعات‏ (اصل‏ 5) بند (1) آزادی‏ تعلیمات‏ اصل‏ 5) بند (3) آزادی‏ اجتماعی‏ (اصل‏ 8) آزادی‏ تشکیل‏ مجامع و انجمنها (اصل‏ 9) محرمانه‏ بودن‏ مکاتبات‏ پستی‏ و تلگراف‏ (اصل‏ 10) مالکیت‏ (اصل‏ 14) و یا حق‏ پناهندگی‏ (اصل‏ 16) بند (2) به‏ قصد این‏ که‏ با نظم‏ اساسی‏ دموکراسی‏ آزاد مبارزه‏ نموده‏ باشد سوء استفاده‏ کند از برخوردار شدن‏ از این‏ حقوق‏ اساسی‏ محروم‏ خواهد گردید. این‏ محرومیت‏ و میزان‏ آن‏ از طرف‏ دیوان‏ قانون‏ اساسی‏ فدرال‏ تعیین‏ خواهد شد.
اصل نوزدهم
1- تا حدودی‏ که‏ مشمول‏ این‏ قانون‏ اساسی‏ است‏ و مطابق‏ آن‏ یک‏ حق‏ اساسی‏ را به‏ موجب‏ یا بر طبق‏ قانون‏ می‌توان‏ محدود نمود، ولی‏ چنین‏ قانونی‏ باید جنبه‏ عمومی‌داشته‏ باشد نه‏ آن‏ که‏ فقط در مورد خاصی‏ به‏ موقع اجرا درآید به‏ علاوه‏ قانون‏ باید با ذکر حق‏ اساسی‏ و عطف‏ به‏ اصل‏ مربوطه‏ آن‏ باشد.
2- در هیچ‏ موردی‏ در ماهیت‏ اصلی‏ یک‏ حق‏ اساسی‏ خللی‏ نمی‌توان‏ وارد کرد.
3- حق‏ های‏ اساسی‏ درباره‏ اشخاص‏ حقوقی‏ داخل‏ نیز تا حدودی‏ که‏ چگونگی‏ چنین‏ حقی‏ ایجاب‏ می‌کند اجرا خواهد شد.
4- هر گاه‏ حق‏ کسی‏ از ناحیه‏ مقامات‏ رسمی‌مورد تجاوز قرار گیرد راه‏ مراجعه‏ او به‏ دادگاه‏ باز خواهد بود و اگر هیچ‏ دادگاه‏ دیگری‏ صلاحیت‏ اختصاصی‏ نداشته‏ باشد به‏ دادگاه‏ های‏ عادی‏ می‌توان‏ مراجعه‏ کرد.
اصل‏ بیستم
1- جمهوری‏ متحده‏ آلمان‏ یک‏ دولت‏ دموکراتیک‏، فدرال‏ و سوسیال‏ است‏.
2- سرچشمه‏ قدرت‏ دولت‏ از ملت‏ است‏. این‏ قدرت‏ از طریق‏ انتخابات‏ و اخذ رای‏ و به‏ وسیله‏ ارگان‏ جداگانه‏ قوه‏ قانونگزاری‏، قوه‏ مجریه‏ و قوه‏ قضاییه‏ اعمال‏ خواهد گردید.
3- قوه‏ مقننه‏ تابع مقررات‏ قانون‏ اساسی‏ و قوای‏ مجریه‏ و قضاییه‏ پیرو قانون‏ خواهند بود.
اصل بیست و یکم
1- احزاب‏ سیاسی‏ در تکوین‏ اراده‏ سیاسی‏ مردم‏ سهیم‏ خواهند بود. این‏ احزاب‏ ممکن‏ است‏ آزادانه‏ تاسیس‏ شوند. سازمان‏ داخلی‏ آنها باید منطبق‏ با اصول‏ دموکراتیک‏ باشد و بایستی‏ منابع درآمد خود را در معرض‏ اطلاع‏ عامه‏ بگذارند.
2- احزابی‏ که‏ به‏ دلیل‏ مرام‏ یا رویه‏ افراد پیوسته‏ به‏ خود در صدد لطمه‏ زدن‏ یا از بین‏ بردن‏ نظم‏ اساسی‏ دموکراتیک‏ آزاد باشند یا هستی‏ جمهوری‏ فدرال‏ آلمان‏ را دچار خطر سازند منافی‏ با قانون‏ اساسی‏ خواهند بود. دیوان‏ قانون‏ اساسی‏ فدرال‏ راجع به‏ این‏ وضع متباین‏ با قانون‏ اساسی‏ تصمیم‏ لازم‏ اتخاذ خواهد کرد.
3- جزییات‏ به‏ وسیله‏ قانون‏ فدرال‏ مقرر خواهد گردید.
اصل‏ بیست و دوم
پرچم‏ فدرال‏ دارای سه‏ رنگ‏ "سیاه"، "سرخ" و "طلایی"‏ خواهد بود.
اصل‏ بیست و سوم
عجالتاً این‏ قانون‏ اساسی‏ در سرزمین‏ استانهای‏ بادن،‏ باواریا، برلن‏ بزرگ،‏ هامبورگ،‏ هس،‏ ساکونی‏ سفلی‏. رن‏ شمالی‏، و ستفالیا، قلمرو رن، شلسویک،‏ هلشتاین‏ و ورتمبرگ‏ بادن‏ (و ورتمبرگ‏، هوهنزلرن(1‏) به‏ موقع اجرا در می‌آید. در قسمت‏ های‏ دیگر آلمان‏ بنا بر تاریخ‏ الحاق‏ آنها (2) قوه‏ اجرایی‏ خواهد یافت‏.
(توضیحات:
1- بر طبق‏ قانون‏ فدرال‏ مصوب‏ 4 مه‏ 1951 سرزمین‏ بادن‏ و ورتمبرگ‏ از استان‏ سابق‏ بادن‏ و ورتمبرگ‏ بادن‏ و ورتمبرگ‏ هوهنزلرن‏ بوجود آمده‏ است‏.
2- این‏ قانون‏ اساسی‏ بر طبق‏ قسمت‏ بند اول‏ قانون‏ فدرال‏ مصوب‏ 23 دسامبر 1956 در سرزمین‏ سار اجرا‏ شده‏ است‏.)
اصل بیست و چهارم
1- فدراسیون‏ به‏ وسیله‏ وضع قانون‏ می‌تواند اختیارات‏ ناشی‏ از حق‏ حاکمیت‏ خود را به‏ دستگاه‏ هایی‏ که‏ میان‏ دولتها بوجود آمده‏ اند واگذار کند.
2- به‏ منظور حفظ صلح‏، حکومت‏ فدرال‏ می‌تواند به‏ یک‏ سیستم‏ امنیت‏ مشترک‏ ملحق‏ گردد و در انجام‏ این‏ منظور تا آن‏ حدودی‏ به‏ تحدید حقوق‏ خودمختاری‏ خود رضایت‏ خواهد داد که‏ موجب‏ و وسیله‏ تضمین‏ نظمی‌ پایدار و صلح‏ آمیز در اروپا و در میان‏ ملل‏ جهان‏ بشود.
3- برای‏ تسویه‏ اختلافات‏ بین‏ دولت‏ حکومت‏ فدرال‏ به‏ قراردادهایی‏ که‏ به‏ یک‏ سیستم‏ عمومی ‌جامعه‏ و اجباری‏ حکمیت‏ بین‏ المللی‏ ارتباط داشته‏ باشد، محلق‏ خواهد گردید.
اصل بیست و پنجم
قواعد کلی‏ حقوق‏ بین‏ الملل‏ عمومی ‌قسمت‏ مکلمل‏ قانون‏ فدرال‏ اند و بر این‏ قوانین‏ نافذ خواهند بود و مستقیما حقوق‏ و تکالیفی‏ برای‏ ساکنین‏ قلمرو فدرال‏ ایجاد خواهند کرد.
اصل بیست و ششم
1- لوایح‏ قانونی‏ که‏ به‏ منظور بر هم‏ زدن‏ روابط صلح‏ آمیز میان‏ ملل‏ و مخصوصا فراهم‏ کردن‏ موجبات‏ جنگ‏ تعرضی‏ تهیه‏ یا تایید شده‏ باشد با قانون‏ اساسی‏ منافات‏ خواهد داشت‏ و مستوجب‏ مجازات‏ خواهد بود.
2- اسلحه‏ ای‏ که‏ برای‏ عملیات‏ جنگی‏ اختراع‏ شده‏ باشد قابل‏ ساخت‏ یا صدور یا حمل‏ نخواهد بود مگر با اجازه‏ حکومت‏ فدرال‏. جزییات‏ به‏ وسیله‏ قانون‏ فدرال‏ مقرر خواهد گردید.
اصل بیست و هفتم
تمام‏ کشتیهای‏ تجارتی‏ آلمان‏ یک‏ واحد دریایی‏ بازرگانی‏ تشکیل‏ خواهند داد.
اصل بیست و هشتم
1- نظم‏ مبتنی‏ بر قانون‏ اساسی‏ هر استان‏ باید منطبق‏ با اصول‏ حکومت‏ جمهوری‏ دموکراتیک‏ سوسیال‏ بر اساس‏ قانون‏ در حدود مفاد این‏ قانون‏ اساسی‏ باشد. در هر یک‏ از نواحی‏ استان‏ و حوزه‏ ها مردم‏ باید به‏ وسیله‏ هیاتی‏ که‏ از طریق‏ انتخاب‏ عمومی‌مستقیم‏ آزاد و متساوی‏ و محرمانه‏ منتخب‏ شده‏ اند دارای‏ نمایندگی‏ باشند. در بخشها مجمع نمایندگی‏ ناحیه‏ ممکن‏ است‏ جای‏ یک‏ هیات‏ منتخب‏ را بگیرد.
2- بخشها باید به‏ مسئولیت‏ خود، حق‏ مسلم‏ تنظیم‏ تمام‏ امور انجمن‏ محلی‏ را در حدودی‏ که‏ قانون‏ پیش‏ بینی‏ کرده‏ است‏ دارا باشند. اتحادیه‏ بخشها حق‏ خودمختاری‏ داخلی‏ را نیز بر طبق‏ مقررات‏ قانون‏ و در حدود وظایف‏ و خدماتی‏ که‏ قانونا برای‏ آنها مقرر گردیده‏ است‏، خواهند داشت‏. 3- حکومت‏ فدرال‏ تضمین‏ می‌کند که‏ نظم‏ مبتنی‏ بر قانون‏ اساسی‏ استان‏ منطبق‏ با حقوق‏ اساسی‏ و مدلول‏ بندهای‏ (1) و (2) مزبور باشد.
اصل بیست و نهم
1- سرزمین‏ فدرال‏ با رعایت‏ وافی‏ و کافی‏ روابط ناحیتی‏ تاریخی‏ و ارتباط فرهنگی‏ و صلاح‏ اقتصادی‏ و ساختمان‏ اجتماعی‏ به‏ وسیله‏ قانون‏ فدرال‏ تجدید سازمان‏ خواهد یافت‏. چنین‏ سازمان‏ جدیدی‏ مبتنی‏ بر ایجاد استانی‏ می‌شود که‏ از لحاظ وسعت‏ و ظرفیت‏ قادر باشد اقداماتی‏ را که‏ بر عهده‏ او خواهد بود به‏ طرز موثری‏ انجام‏ دهد.
2- در نواحی‏ که‏ به‏ واسطه‏ تجدید سازمان‏ کشوری‏ بعد از تاریخ‏ 8 مه‏ 1945 بدون‏ مراجعه‏ به‏ آرا عمومی‌ جز استان‏ دیگر شده‏ باشد و هر تغییر خاص‏ دیگری‏ مربوط به‏ تصمیمات‏ قبلی‏ راجع به‏ حدود ارضی‏ ممکن‏ است‏ بنابر اقدام‏ ابتکاری‏ سکنه‏ استان‏ در ظرف‏ یک‏ سال‏ از تاریخ‏ اجرای‏ این‏ قانون‏ اساسی‏ تقاضا شود چنین‏ اقدامی‌مستلزم‏ اظهار علاقه‏ یک‏ دهم‏ جمعیتی‏ است‏ که‏ در انتخابات‏ لندتاک‏ (مجلس‏ ایالتی) حق‏ رای‏ دارند و هر گاه‏ اقدام‏ عمومی‌مبتنی‏ بر چنین‏ علاقه‏ ای‏ باشد حکومت‏ فدرال‏ باید ماده‏‌ای‏ به‏ لایحه‏ تجدید سازمان‏ استانها اضافه‏ کند حاکی‏ از این‏ که‏ ناحیه‏ مربوط به‏ کدام‏ استان‏ تعلق‏ خواهد داشت‏.
3- پس‏ از تصویب‏ قانون‏ باید راجع به‏ آن‏ قسمت‏ از قانون‏ که‏ انتقال‏ ناحیه‏‌ای‏ را از استانی‏ به‏ استان‏ دیگر مقرر می‌دارد در آن‏ محل‏ ارجاع‏ به‏ آرا عمومی ‌بشود و اگر اقدام‏ مورد علاقه‏ مبتنی‏ بر رضایتی‏ هم‏ باشد که‏ بر طبق‏ بند (2) لازم‏ است‏ باز مراجعه‏ به‏ آرا عمومی‌ضروری‏ خواهد بود.
4- هر گاه‏ قانون‏ حتی‏ در یک‏ محل‏ رد شده‏ باشد بایستی‏ مجددا به‏ مجلس‏ شورای‏ ملی‏ فدرال‏ (بوندستاگ‏) پیشنهاد شود و اگر در مرحله‏ ثانی‏ تصویب‏ گردد مستلزم‏ تایید به‏ وسیله‏ رفراندوم‏ در سراسر قلمرو فدرال‏ خواهد بود.
5- در رفراندوم‏ رای‏ اکثریت‏ قاطع خواهد بود.
6- نظامنامه‏ به‏ وسیله‏ قانون‏ فدرال‏ تنظیم‏ خواهد گردید. تجدید سازمان‏ باید پیش‏ از انقضای‏ سه‏ سال‏ از تاریخ‏ اعلام‏ رسمی‌این‏ قانون‏ اساسی‏ به‏ پایان‏ برسد و اگر در نتیجه‏ الحاق‏ قسمت‏ دیگری‏ از آلمان‏ ضروری‏ شود در ظرف‏ دو سال‏ پس‏ از چنین‏ الحاقی‏ باید صورت‏ پذیرد.
7- ترتیبات‏ راجع به‏ هر نوع‏ تغییر دیگر در مرزهای‏ ارضی‏ به‏ وسیله‏ قانون‏ فدرال‏ و بر طبق‏ تصویب‏ مجلس‏ شورای‏ استانها (بوندسرات‏) و رای‏ اکثریت‏ نمایندگان‏ مجلس‏ شورای‏ ملی‏ فدرال (بوندستاک)‏ خواهد بود.
اصل‏ سی‌ام
اجرای‏ اختیارات‏ دولتی‏ و انجام‏ عملیات‏ حکومت‏ تا حدودی‏ که‏ این‏ قانون‏ اساسی‏ ترتیب‏ دیگری‏ را مقرر نداشته‏ و یا اجازه‏ نداده‏ است‏ بر عهده‏ استان‏ خواهد بود.
اصل سی و یکم
قانون‏ فدرال‏ بر قانون‏ استان‏ نافذ خواهد بود.
اصل سی و دوم
1- اداره‏ کردن‏ روابط با کشورهای‏ خارجی‏ مختص‏ فدارسیون‏ (حکومت‏ متحده) است‏.
2- پیش‏ از انعقاد هر قراردادی‏ که‏ با منافع اختصاصی‏ استانی‏ ارتباط داشته‏ باشد این‏ استان‏ باید با در نظر گرفتن‏ فرصت‏ کافی‏ مورد شور قرار گیرد.
3- تا حدودی‏ که‏ استان‏ حق‏ قانونگزاری‏ دارد، می‌تواند با موافقت‏ حکومت‏ فدرال‏ قراردادهایی‏ با دول‏ خارجی‏ امضا کند.
اصل سی و سوم
1- افراد آلمانی‏ در هر استانی‏ حقوق‏ و تکالیف‏ واحد مدنی‏ خواهند داشت‏.
2- افراد آلمانی‏ بنا بر استعداد و شایستگی‏ خود و حائز بودن‏ شرایط ضروری‏ حق‏ احراز مقامات‏ رسمی‌ و مشاغل‏ حرفه‏ ای‏ را متساویا دارا خواهند بود.
3- برخورداری‏ از حقوق‏ مدنی‏ و کشوری‏ و بهره‏ مندی‏ از حق‏ احراز مقامات‏ و مزایای‏ رسمی‌در مورد خدمات‏ عمومی‌ بایستی‏ مستقل‏ از نسبت‌های‏ مذهبی‏ باشد. همچنین علت‏ بستگی‏ یا عدم‏ بستگی‏ به‏ یک‏ فرقه‏ مذهبی‏ و یا مسلک‏ معنوی‏ نباید موجب‏ محرومیت‏ احدی‏ از مزیتی‏ بشود.
4- اجرای‏ اختیارات‏ دولتی‏ به‏ منزله‏ شغل‏ دائمی ‌باید قاعدتا به‏ اعضای‏ اداری‏ دولت‏ که‏ قانون‏ عمومی ‌ناظر بر وضع اداری‏ و خدمت‏ و وفاداری‏ ایشان‏ خواهد بود واگذار شود.
5- قانون‏ استخدام‏ کشوری‏ با رعایت‏ اصول‏ دیرین‏ مربوط به‏ خدمات‏ دائمی ‌مملکتی‏ تنظیم‏ خواهد شد‏.
اصل سی و چهارم
هر گاه‏ کسی‏ در حین‏ احراز مقام‏ کشوری‏ که‏ به‏ او واگذار شده‏ است‏ از تعهدات‏ رسمی‌خود نسبت‏ به‏ طرف‏ ثالث‏ تجاوز کند به‏ طور کلی‏ مسئولیت‏ بر عهده‏ حکومت‏ و یا آن‏ مقام‏ رسمی‌خواهد بود که‏ وی‏ را در استخدام‏ دارد و در صورت‏ تخلف‏ و یا اهمال‏ شدید حق‏ توسل‏ قانونی‏ محفوظ خواهد بود و در مورد ادعای‏ مربوط به‏ جبران‏ خسارت‏ و یا حق‏ توسل‏، صلاحیت‏ دادگاه‏ های‏ عادی‏ نیز باید ناظر بر جریان‏ امر باشد.
اصل سی و پنجم
تمام‏ مقامات‏ فدرال‏ و استان‏ با یکدیگر معاضدت‏ قانونی‏ و اداری‏ خواهند داشت‏.
اصل سی و ششم
1- مامورین‏ کشوری‏ عالیترین‏ مقام‏ فدرال‏ از تمام‏ استانها متناسبا گرفته‏ می‌شوند. افرادی‏ که‏ در سایر قسمتهای‏ فدرال‏ اشتغال‏ دارند باید بر طبق‏ معمول‏ از همان‏ استانی‏ باشند که‏ در آنجا خدمت‏ می‌کنند.
2- قوانین‏ نظامی ‌با رعایت‏ تقسیمات‏ فدراسیون‏ به‏ استان‏ و اختصاصات‏ اخلاقی‏ اهالی‏ هر استان‏ وضع خواهد شد.
اصل سی و هفتم
1- هر گاه‏ استانی‏ از انجام‏ تعهدات‏ فدرالی‏ خود که‏ بر طبق‏ این‏ قانون‏ اساسی‏ یا قانون‏ دیگر فدرال‏ به‏ عهده‏ دارد بر نیاید حکومت‏ فدرال‏ با موافقت‏ بوندسرات‏ (مجلس‏ شورای‏ استانها) می‌تواند برای‏ الزام‏ استان‏ با توسل‏ به‏ قوه‏ قهریه‏ فدرال‏ اقدام‏ لازم‏ را انجام دهد.
2- برای‏ اجرای‏ چنین‏ الزامی‌حکومت‏ فدرال‏ یا کمیسر او حق‏ خواهد داشت‏ به‏ هر استان‏ و مقامات‏ آن‏ دستورات‏ صادر کند.
(توضیح: بند( 2) با‏ قانون‏ فدرال‏ مصوب‏ 19 مارس‏ 1956 به‏ قانون‏ اساسی‏ الحاق‏ یافته‏ است‏.)
اصل سی و هشتم
1- نمایندگان‏ بوندستاگ‏ آلمان‏ به‏ وسیله‏ اخذ آرا عمومی‏، مستقیم‏، آزاد متساوی‏ و محرمانه‏ منتخب‏ می‌شوند. ایشان‏ نمایندگان‏ تمام‏ مردم‏ خواهند بود. تابع دستورات‏ و تعلیماتی‏ نبوده‏ و فقط از وجدان‏ خود تبعیت‏ خواهند کرد.
2- هر فردی‏ که‏ به‏ سن‏ 21 سالگی‏ رسیده‏ باشد حق‏ دادن‏ رای‏ و هر فردی‏ که‏ 25‏ سال‏ داشته‏ باشد حق‏ انتخاب‏ شدن‏ خواهد داشت‏.
3- جزییات‏ به‏ وسیله‏ قانون‏ فدرال‏ تنظیم‏ خواهد شد.
اصل سی و نهم
1- بوندستاگ‏ (مجلس‏ شورای‏ ملی‏ فدرال) برای‏ دوره‏ های‏ چهارساله‏ انتخاب‏ می‌شود. دوره‏ قانونگزاری‏ چهار سال‏ پس‏ از اولین‏ جلسه‏ و یا در اثر انحلال‏ پایان‏ می‌یابد. انتخابات‏ جدید در ظرف‏ سه‏ ماه‏ آخر دوره‏ قانوگزاری‏ و یا در عرض‏ 60  روز بعد از انحلال‏ صورت‏ خواهد گرفت‏.
2- بوندستاگ‏ در ظرف‏ 30 روز از تاریخ‏ انجام‏ انتخابات‏ تشکیل‏ می‌شود ولی‏ زودتر از پایان‏ دوره‏ مجلس‏ پیشین‏ تشکیل‏ جلسه‏ نخواهد داد.
3- بوندستاگ‏ ختم‏ و ادامه‏ جلسات‏ خود را تعیین‏ خواهد کرد. رییس‏ بوندستاگ‏ می‌تواند آن‏ را زودتر از وقت‏ تعیین‏ شده‏ تشکیل‏ دهد و در صورتی‏ قادر به‏ چنین‏ کاری‏ خواهد بود که‏ یک‏ سوم‏ نمایندگان‏ یا رئیس‏ جمهوری‏ فدرال‏ و یا صدراعظم‏ فدرال‏ درخواست‏ نماید.
اصل چهلم
1- بوندستاگ‏ رئیس‏ و معاونین‏ رییس‏ و منشی‏ های‏ خود را انتخاب‏ و نظامنامه‏ داخلی‏ خود را تنظیم‏ می‌کند.
2- رییس‏ مجلس‏ دارای‏ اختیارات‏ مالکیت‏ و پلیسی‏ در عمارت‏ بوندستاگ‏ خواهد بود. هیچگونه‏ بازرسی‏ محل‏ یا اقدام‏ به‏ توقیف‏ در ابنیه‏ بوندستاگ‏ بدون‏ اجازه‏ او امکان‏ ندارد.
اصل چهل و یکم
1- بوندستاگ‏ مسئولیت‏ رسیدگی‏ به‏ صحت‏ انتخابات‏ را بر عهده‏ خواهد داشت‏ و تصمیم‏ بر اینکه‏ نماینده‏ ای‏ کرسی‏ خود را از دست‏ داده‏ یا نه‏ با او است‏.
2- شکایت‏ از تصمیمات‏ بوندستاگ‏ را به‏ دادگاه‏ عالی‏ قانون‏ اساسی‏ می‌توان‏ عرضه‏ داشت‏.
3- جزییات‏ به‏ وسیله‏ قانون‏ فدرال‏ مقرر خواهد شد.
اصل چهل و دوم
1- جلسات‏ بوندستاگ‏ علنی‏ خواهد بود. بنابر پیشنهاد یک‏ دهم‏ از اعضا و یا بر طبق‏ پیشنهاد حکومت‏ فدرال‏ با اکثریت‏ دو سوم‏ از حضور عامه‏ در جلسات‏ می‌توان‏ جلوگیری‏ کرد و رای‏ نسبت‏ به‏ این‏ پیشنهاد در جلسه‏ ای‏ عامه‏ حضور ندارند گرفته‏ خواهد شد.
2- تصمیمات‏ بوندستاگ‏ احتیاج‏ برای‏ اکثریت‏ خواهد داشت‏ مگر در مواردی‏ که‏ این‏ قانون‏ اساسی‏ ترتیب‏ دیگری‏ را مقرر کرده‏ باشد. برای‏ انتخاباتی‏ که‏ از جانب‏ بوندستاگ‏ می‌شود، ممکن‏ است‏ نظامنامه‏ استثنایاتی‏ را پیش‏ بینی‏ کند.
3- گزارش‏ های‏ صحیح‏ و مقرون‏ به‏ حقیقت‏ از جلسات‏ عمومی‌ بوندستاگ‏ و کمیته‏ های‏ آن‏ نباید موجب‏ هیچگونه‏ مسئولیتی‏ بشود.
اصل چهل و سوم
بوندستاگ‏ و هر یک‏ از کمیته‏ های‏ آن‏ می‌توانند حضور هر کدام‏ از وزیران‏ حکومت‏ فدرال‏ را در جلسه‏ خواستار شوند.
2- اعضای‏ بوندستاگ‏ و حکومت‏ فدرال‏ و همچنین‏ افرادی‏ که‏ از جانب‏ آنها مامور شده‏ باشند حق‏ حضور در هر جلسه‏ بوندستاگ‏ و کمیته‏ های‏ آن‏ را خواهند داشت‏ و به‏ اظهارات‏ آنها هر موقعی‏ باید گوش‏ فرا داد.
اصل چهل و چهارم
1- بوندستاگ‏ حق‏ خواهد داشت‏ و برطبق‏ درخواست‏ یک‏ چهارم‏ اعضای‏ خود مکلف‏ خواهد بود کمیته‏ رسیدگی‏ ترتیب‏ دهد که‏ مدارک‏ لازم‏ را موقع استماع‏ عرایض‏ عمومی‌فراهم‏ کند. از حضور عامه‏ در چینین‏ جلسه‏ ای‏ می‌توان‏ ممانعت‏ کرد.
2- مقررات‏ آیین‏ دادرسی‏ جزایی‏ بدون‏ کم‏ و کاست‏ در فراهم‏ ساختن‏ مدرک‏ مجری‏ خواهد بود و در محرمانه‏ بودن‏ مکاتبات‏ و پست‏ و تلگراف‏ بی‏ سیم‏ خللی‏ وارد نخواهد شد.
3- دادگاه‏ ها و مقامات‏ اداری‏ موظفند کمک‏ های‏ قانونی‏ و اداری‏ بنمایند.
4- تصمیمات‏ کمیته‏ های‏ تحقیق‏ تابع رسیدگی‏ های‏ قضایی‏ نخواهد بود. دادگاه‏ ها آزاد خواهند بود درباره‏ واقعیاتی‏ که‏ تحقیقات‏ مبتنی‏ بر آنها است‏ تدقیق‏ و قضاوت‏ کنند.
اصل چهل و پنجم
1- بوندستاگ‏ کمیته‏ ثابتی‏ را تعیین‏ خواهد کرد که‏ صیانت‏ حقوق‏ بوندستاگ‏ را در برابر حکومت‏ فدرال‏ در حین‏ دو دوره‏ قانونگزاری‏ عهده‏ دار شود. کمیته‏ مزبور حقوق‏ کمیته‏ تحقیق‏ را نیز دارا خواهد بود.
2- اختیارات‏ وسیع‌تری‏ مانند اختیار قانونگزاری‏ و انتخاب‏ صدراعظم‏ فدرال‏ و بازخواست‏ کردن‏ از رییس‏ جمهور فدرال‏ در حدود صلاحییت‏ کمیته‏ ثابت‏ نخواهد بود.
(توضیح: موارد زیر با‏ قانون‏ فدرال‏ مصوب‏ 19 مارس‏ 1956 به اصل‏ 45 الحاق یافت:
1- بوندستاگ‏ یک‏ کمیته‏ امور خارجی‏ و یک‏ کمیته‏ دفاع‏ تعیین‏ خواهد نمود. هر دو کمیته‏ بین‏ دو دوره‏ قانونگزاری‏ نیز انجام‏ وظیفه‏ خواهند کرد.
2- کمیته‏ دفاع‏ حقوق‏ کمیته‏ تحقیق‏ را هم‏ خواهد داشت‏ و بنابر پیشنهاد یک‏ چهارم‏ اعضای‏ خود موظف‏ خواهد بود در باره‏ هر مس‏إله‏ خاصی‏ رسیدگی‏ و تحقیق‏ کند.
3- بند (1) اصل‏ 44 در مورد امور دفاع‏ قابل‏ اجرا نخواهد بود.)
(توضیح: موارد زیر با‏ قانون‏ فدرال‏ مصوب‏ 19 مارس‏ 1956 به اصل 45 الحاق یافت:
از طرف‏ بوندستاگ‏ یک‏ کمیسر دفاع‏ تعیین‏ خواهد گردید که‏ حقوق‏ اساسی‏ بوندستاگ‏ را صیانت‏ و آن‏ را در اجرای‏ نظارت‏ پارلمانی‏ معاضدت‏ کند. جزییات‏ به‏ وسیله‏ قانون‏ فدرال‏ مقرر خواهد گردید.)
اصل چهل و ششم
1- یک‏ نماینده‏ را هیچوقت‏ نمی‌توان‏ به‏ دادگاهها احضار و یا تابع مقررات‏ انضباطی‏ کرد و یا در اثر رای‏ که‏ در بوندستاگ‏ داده‏ و یا حرفی‏ که‏ در آنجا و یا یکی‏ از کمیته‏ های‏ آن‏ زده‏ است‏ نمی‌توان‏ در خارج‏ مورد بازخواست‏ قرار داد. ارتکاب‏ اهانت‏ مشمول‏ این‏ ترتیب‏ نخواهد بود.
2- نماینده‏ را فقط با اجازه‏ بوندستاگ‏ برای‏ عمل‏ خلافی‏ می‌توان‏ بازخواست‏ و یا توقیف‏ کرد مگر آنکه‏ در حین‏ ارتکاب‏ جرم‏ و یا طی‏ روز بعد توقیف‏ شود.
3- اجازه‏ بوندستاگ‏ همچنین‏ برای‏ هر گونه‏ تحدید دیگر آزادی‏ شخصی‏ نماینده‏ یا بر طبق‏ اصل‏ (18) برای‏ شروع‏ اقدامات‏ بر علیه‏ او ضروری‏ خواهد بود.
4- هر گونه‏ تعقیب‏ جزایی‏ و هر نوع‏ اقدماتی‏ به‏ موجب‏ اصل (18) علیه‏ یک‏ نفر نماینده‏ و هر گونه‏ بازداشت‏ یا تحدید دیگر آزادی‏ شخصی‏ او در صورت‏ درخواست‏ بوندستاگ‏ معوق‏ خواهد ماند.
اصل چهل و هفتم
نمایندگان‏ مختارند که‏ از فاش‏ کردن‏ نام‏ افرادی‏ که‏ به‏ مناسب‏ سمت‏ نمایندگی‏ مطالبی‏ به‏ ایشان‏ اظهار کرده‏ و یا حقایقی‏ را به‏ اطلاع‏ آنها رسانیده‏ باشند و یا از بیان‏ آن‏ حقایق‏ خودداری‏ کنند و تا حدودی‏ که‏ این‏ حق‏ راجع به‏ امتناع‏ از افشای‏ مطلب‏ پابرجا است‏ ضبط هیچگونه‏ اسنادی‏ هم‏ امکان‏ نخواهد داشت‏.
اصل چهل و هشتم
1- هر فردی‏ که‏ داوطلب‏ نمایندگی‏ بوندستاگ‏ شده‏ باشد حق‏ مرخصی‏ ضروری‏ به‏ منظور مبارزه‏ انتخابی‏ خود را خواهد داشت‏.
2- هیچ‏ فردی‏ را نمی‌توان‏ از احراز و اجرای‏ سمت‏ نمایندگی‏ ممانعت‏ کرد و او را نمی‌توان‏ بدین‏ مناسبت‏ خواه‏ با اطلاع‏ یا بدون‏ اطلاع‏ قبلی‏ از کاربر کنار ساخت‏.
3- نمایندگان‏ حق‏ پاداش‏ مالی‏ به‏ حدی‏ که‏ کافی‏ و وافی‏ برای‏ تامین‏ استقلال‏ ایشان‏ باشد خواهند داشت‏ به‏ علاوه‏ حق‏ استفاده‏ بدون‏ پرداخت‏ از هر گونه‏ وسایط نقلیه‏ دولتی‏ را دارا می‌باشند جزییات‏ را قانون‏ فدرال‏ تنظیم‏ خواهد کرد.
اصل چهل و نهم
راجع به‏ اعضای‏ هیات‏ رییسه‏ و کمیته‏ ثابت‏ و کمیته‏ امور خارجی‏ و کمیته‏ دفاع‏ و همچنین‏ علی‏ البدلهای‏ اصلی‏ آنها اصول 46 و 47 و بندهای‏ (2) و (3) اصل‏ 48 در حین‏ دو دوره‏ قانوگزاری‏ نیز نافذ خواهد بود.
اصل پنجاهم
هر استان‏ به‏ وسیله‏ بوندسرات‏ درباره‏ قانونگزاری‏ و حکومت‏ با دولت‏ فدرال‏ همکاری‏ خواهد کرد.
اصل پنجاه و یکم
1- بوندسرات‏ شامل‏ اعضای‏ حکومتهای‏ استانی‏ است‏ که‏ آنها را منصوب‏ و یا منفصل‏ می‌کند. اعضای‏ دیگر حکومتهای‏ مزبور ممکن‏ است‏ به‏ صورت‏ علی‏ البدل‏ تعیین‏ شوند.
2- هر استان‏ دارای‏ لااقل‏ سه‏ رای‏ خواهد بود. استانی‏ که‏ بیش‏ از سه‏ میلیون‏ جمعیت‏ داشته‏ باشد چهار رای‏ و استان‏ با جمعیت‏ بیش‏ از شش‏ میلیون‏ پنج‏ رای‏ خواهد داشت‏.
3- هر استان‏ می‌تواند به‏ اندازه‏ حق‏ رای‏ خود نماینده‏ تعیین‏ کند. آرا هر استان‏ از طرف‏ اعضای‏ حاضر یا علی‏ البدلهای‏ آنها فقط به‏ صورت‏ دسته‏ جمعی‏ داده‏ می‌شود.
اصل پنجاه و دوم
1- بوندسرات‏ رییس‏ خود را به‏ مدت‏ یک‏ سال‏ انتخاب‏ می‌کند.
2- رییس‏، بوندسرات‏ را برای‏ تشکیل‏ جلسات‏ دعوت‏ خواهد کرد. او باید اگر نمایندگان‏ لااقل‏ دو استان‏ و یا حکومت‏ فدرال‏ درخواست‏ کرده‏ باشند مجلس‏ را تشکیل‏ دهد.
3- بوندسرات‏ تصمیمات‏ خود را لااقل‏ بنابر رای‏ اکثریت‏ نمایندگان‏ خود خواهد گرفت‏ و قواعد و نظامنامه‏ کار خود را ترتیب‏ خواهد داد جلسات‏ آن‏ علنی‏ است‏ ولی‏ عامه‏ را از حضور در جلسات‏ آن‏ می‌توان‏ منع کرد.
4- اعضای‏ دیگر و ماموران‏ حکومت‏ های‏ استان‏ می‌توانند در کمیته‏ های‏ بوندسرات‏ عضویت‏ یابند.
اصل پنجاه و سوم
اعضای‏ حکومت‏ فدرال‏ حق‏ خواهند داشت‏ و در صورت‏ تقاضا مکلف‏ خواهند بود که‏ در مذاکرات‏ بوندسرات‏ و کمیته‏ های‏ آن‏ شرکت‏ جویند. باید به‏ اظهارات‏ آنها هر موقعی‏ گوش‏ فرا داد. بوندسرات‏ باید به‏ وسیله‏ حکومت‏ فدرال‏ مرتبا در جریان‏ امور باشد.
اصل پنجاه و چهارم
1- رییس‏ جمهوری‏ فدرال‏ بدون‏ بحث‏ به‏ وسیله‏ مجمع فدرال‏ منتخب‏ می‌شود. هر فرد آلمانی‏ که‏ شرایط انتخاب‏ نمایندگان‏ مجلس‏ بوندستاگ‏ را حایز و دارای‏ 40‏ سال‏ سن‏ باشد می‌تواند به‏ ریاست‏ جمهوری‏ انتخاب‏ شود.
2- دوره‏ ریاست‏ جمهوری‏ فدرال‏ پنج‏ سال‏ و تجدید انتخاب‏ برای‏ دوره‏ مجدد فقط یک‏ بار مجاز خواهد بود.
3- مجمع فدرال‏ مرکب‏ خواهد بود از اعضای‏ بوندستاک‏ و عده‏ برابر آنها از اعضایی‏ که‏ از طرف‏ مجامع نمایندگی‏ استان‏ مطابق‏ قواعد نمایندگی‏ نسبی‏ منتخب‏ می‌شوند.
4- مجمع فدرال‏ نباید دیرتر از 30‏ روز پیش‏ از انقضای‏ دوره‏ ریاست‏ جمهوری‏ فدرال‏ و یا در صورت‏ انقضای‏ قبل‏ از موعد مقرر آن‏ دیرتر از 30‏ روز بعد از این‏ تاریخ‏ تشکیل‏ یابد. این‏ مجمع را رییس‏ بوندستاگ‏ تشکیل‏ خواهد داد.
5- پیش‏ از اتمام‏ دوره‏ قانونگزاری‏، مدت‏ مصرح‏ در بند (4) جمله‏ اول‏ از نخستین‏ جلسه‏ بوندستاگ‏ شروع‏ میشود.
6- شخصی‏ که‏ آرا اکثریت‏ اعضای‏ مجمع فدرال‏ را تحصیل‏ کرده‏ باشد منتخب‏ خواهد بود. هر گاه‏ چنین‏ اکثریتی‏ در دو وهله‏ اخذ آرا بدست‏ نیامده‏ باشد داوطلبی‏ که‏ بیشتر آرا را در مرحله‏ بعدی‏ تحصیل‏ کند منتخب‏ محسوب‏ می‌گردد.
7- تفصیل‏ به‏ وسیله‏ قانون‏ تعیین‏ خواهد گردید.
اصل پنجاه و پنجم
1- رییس‏ جمهوری‏ فدرال‏ نمی‌تواند از اعضای‏ حکومت‏ یا هیات‏ مقننه‏ فدرال‏ یا استان‏ باشد.
2- رییس‏ جمهوری‏ نمی‌تواند هیچ‏ شغل‏ یا درآمد مالی‏ دیگر داشته‏ باشد یا در امور بازرگانی‏ شرکت‏ جوید یا به‏ حرفه‏ ای‏ اشتغال‏ ورزد و یا وابسته‏ به‏ دستگاه‏ یا هیات‏ مدیره‏ بنگاهی‏ باشد که‏ جنبه‏ انتفاعی‏ دارد.
اصل پنجاه و ششم
هنگام‏ شروع‏ ریاست‏ جمهوری‏، او در جلسه‏ مشترک‏ بوندستاگ‏ و بوندسرات‏ مراسم‏ سوگند را به‏ شرح‏ ذیل‏ انجام‏ می‌دهد.
"سوگند یاد می‌کنم‏ که‏ به‏ جان‏ و دل‏ مساعی‏ خود را برای‏ بهبود حال‏ مردم‏ آلمان‏ و تقویت‏ منافع آنها و ممانعت‏ از هر گونه‏ لطمه‏ ای‏ نسبت‏ به‏ آن‏ و حفظ و دفاع‏ از قانون‏ اساسی‏ و قوانین‏ فدراسیون‏ مصرف‏ کنم‏ و با علاقه‏‌ای‏ وجدانی‏ تکالیفم‏ را انجام‏ دهم‏ و نسبت‏ به‏ همه‏ عادل‏ باشم‏. با عنایت‏ خداوند متعال‏."
سوگند را بدون‏ رعایت‏ آداب‏ مذهبی‏ نیز می‌توان‏ ادا کرد.
اصل پنجاه و هفتم
اگر رئیس‏ جمهوری‏ از انجام‏ تکالیف‏ خود محروم‏ و با مسند ریاست‏ جمهوری‏ قبل‏ از موعد مقرر خالی‏ شود اجرای‏ اختیارات‏ وی‏ به‏ عهده‏ رییس‏ بوندستاگ‏ خواهد افتاد.
اصل پنجاه و هشتم
اوامر و فرامین‏ ریاست‏ جمهوری‏ برای‏ تنفیذ احتیاج‏ به‏ امضای‏ متقابل‏ صدراعظم‏ آلمان‏ و یا وزیر مربوطه‏ فدرال‏ دارد. این‏ ترتیب‏ شامل‏ انتصاب‏ یا عزل‏ صدراعظم‏ فدرال‏ و یا بر طبق‏ اصل‏ 63 و درخواست‏ مبتنی‏ بر بند (3) اصل‏ 69 انحلال‏ بوندستاگ‏ نخواهد شد.
اصل پنجاه و نهم
1- رییس‏ جمهوری‏ نماینده‏ فدراسیون‏ در روابط بین‏ المللی‏ آن‏ محسوب‏ می‌شود وی‏ به‏ نمایندگی‏ از طرف‏ فدراسیون‏ قراردادها و عهود با دول‏ خارجی‏ منعقد می‌سازد. سفرا نزد دولتهای‏ دیگر می‌فرستند و نمایندگان‏ آنها را می‌پذیرد.
2- عهدنامه‏ هایی‏ که‏ پایه‏ روابط سیاسی‏ فدراسیون‏ یا مربوط به‏ موارد قانونگزاری‏ فدرال‏ است‏ مستلزم‏ موافقت‏ یا تشریک‏ مساعی‏ به‏ صورت‏ قانونی‏ فدرال‏ و دستگاه‏ هایی‏ است‏ که‏ برای‏ هر مورد اختصاص‏ مربوط به‏ چنین‏ امور قانونی‏ صلاحیت‏ دارند. درباره‏ قراردادهای‏ راجع به‏ مسایل‏ اداری‏، مقررات‏ مربوط به‏ امور اداری‏ فدرال‏ بی‏ کم‏ و کاست‏ اجرا خواهد شد.
(توضیح‏: این موارد با‏ قانون‏ فدرال‏ مصوب‏ 19 مارس‏ 1956 الحاق‏ یافت:
1- بوندستاگ‏ تصمیم‏ خواهد گرفت‏ که‏ در چه‏ موردی‏ موضوع‏ دفاع‏ پیش‏ آمده‏ است‏ و تصمیمات‏ آن‏ به‏ وسیله‏ رییس‏ جمهوری‏ فدرال‏ مجری‏ می‌شود.
2- هر گاه‏ مشکلات‏ بغرنجی‏ مانع تشکیل‏ بوندستاگ‏ بشود رییس‏ جمهوری‏ فدرال‏ می‌تواند در صورتی‏ که‏ تاخیر موجب‏ خطر باشد به‏ اخذ تصمیم‏ و اقدام‏ مبادرت‏ ورزد مشروط بر اینکه‏ اقدامات‏ او مورد تایید صدراعظم‏ فدرال‏ باشد. رییس‏ جمهور باید قبلا در این‏ خصوص‏ با رئسای‏ بوندستاگ‏ و بوندسرات‏ مشورت‏ کند.
3- اعلامیه‏ های‏ مربوط به‏ پیش‏ آمد یک‏ مورد دفاعی‏ که‏ تاثیر مطلوبی‏ در روابط بین‏ المللی‏ داشته‏ باشد از طرف‏ ریاست‏ جمهوری‏ قبل‏ از اخذ تصمیم‏ و اقدامات‏ لازم‏ انتشار نخواهد یافت‏.
4- هر گونه‏ تصمیم‏ مربوط به‏ انعقاد صلح‏ بر اساس‏ قانون‏ فدرال‏ اتخاذ خواهد گردید.)
اصل شصتم
1- رییس‏ جمهوری‏ فدرال‏ قضات‏ و مامورین‏ کشوری‏ فدرال‏ و صاحب‏ منصبان‏ و افسران‏ غیر شاغل‏ را نصب‏ و عزل‏ می‌کند مکر آن‏ که‏ قانون‏ فدرال‏ ترتیب‏ دیگر مقرر داشته‏ باشد.
( توضیح‏: این موارد با‏ قانون‏ فدرال‏ مصوب‏ 19 مارس‏ 1956 الحاق یافت:
2- رییس‏ جمهوری‏ به‏ نمایندگی‏ از طرف‏ فدراسیون‏ اختیار عفو را در موارد اختصاصی‏ به‏ کار خواهد برد.
3- ممکن‏ است‏ او این‏ اختیارات‏ را به‏ مقامات‏ دیگر واگذار کند.
4- بند (2) تا (4) اصل‏ 46 بدون‏ تفاوت‏ نسبت‏ به‏ رییس‏ جمهوری‏ اجرا می‌شود.)
اصل شصت و یکم
1- بوندستاگ‏ یا بوندسرات‏ می‌تواند رییس‏ جمهوری‏ را در پیشگاه‏ دادگاه‏ عالی‏ قانون‏ اساسی‏ به‏ مناسبت‏ تخطی‏ عمدی‏ نسبت‏ به‏ این‏ قانون‏ اساسی‏ یا هر قانون‏ فدرال‏ دیگر تحت‏ تعقیب‏ قرار دهد. پیشنهاد تعقیب‏ باید مبتنی‏ بر درخواست‏ لااقل‏ یک‏ چهارم‏ اعضای‏ بوندستاگ‏ یا یک‏ چهارم‏ آرا بوندسرات‏ باشد. برای‏ تصمیم‏ تعقیب‏ اکثریت‏ دو سوم‏ اعضای‏ بوندستاگ‏ و یا دو سوم‏ آرا بوندسرات‏ لازم‏ است‏. رسیدگی‏ جرم‏ بر عهده‏ شخصی‏ خواهد بود که‏ از طرف‏ هیات‏ رسیدگی‏ تعیین‏ شده‏ باشد.
2- اگر دادگاه‏ فدرال‏ قانون‏ اساسی‏ دریابد که‏ تقصیر تجاوز به‏ قانون‏ اساسی‏ یا هر قانون‏ فدرال‏ دیگر به‏ رییس‏ جمهوری‏ فدرال‏ وارد است‏ می‌تواند او را به‏ واسطه‏ تجاوز نسبت‏ به‏ اختیارات‏ مقام‏ ریاست‏ جمهوری‏ متهم‏ و پس‏ از رسیدگی‏ حکم‏ موقت‏ صادر و او را از انجام‏ تکالیف‏ ریاست‏ جمهوری‏ منع کند.
اصل شصت و دوم
حکومت‏ فدرال‏ مرکب‏ خواهد بود از صدراعظم‏ فدرال‏ و وزیران‏ فدرال‏.
اصل شصت و سوم
صدراعظم‏ فدرال‏ بنا بر پیشنهاد رییس‏ جمهوری‏ فدرال‏ بدون‏ بحث‏ از طرف‏ بوندستاگ‏ منتخب‏ می‌شود.
2- شخصی‏ که‏ آرا اکثریت‏ اعضای‏ بوندستاگ‏ را بدست‏ بیاورد منتخب‏ محسوب‏ می‌شود و شخص‏ منتخب‏ باید از جانب‏ رییس‏ جمهوری‏ منصوب‏ گردد.
3- هر گاه‏ شخص‏ پیشنهادی‏ انتخاب‏ نشود بوندستاگ‏ ظرف‏ 14‏ روز از تاریخ‏ اخذ رای‏ می‌تواند به‏ وسیله‏ بیش‏ از نصف‏ آرای‏ اعضای‏ خود صدراعظم‏ فدرال‏ را برگزیند.
4- هرگاه‏ نامزدی‏ در ظرف‏ مدت‏ مزبور تعیین‏ نشده‏ باشد بدون‏ تاخیر اخذ رای‏ جدید به‏ عمل‏ خواهد آمد و هر شخصی‏ که‏ رای‏ بیشتر بدست‏ آورده‏ باشد منتخب‏ محسوب‏ خواهد شد. هر گاه‏ شخص‏ منتخب‏ آرای‏ اکثریت‏ اعضای‏ بوندستاگ‏ را تحصیل‏ نماید رییس‏ جمهوری‏ باید او را ظرف‏ هفت‏ روز از تاریخ‏ انتخاب‏ منصوب‏ کند و اگر شخص‏ منتخب‏ چنین‏ اکثریتی‏ را حائز نشده‏ باشد رییس‏ جمهوری‏ باید ظرف‏ هفت‏ روز او را منصوب‏ و یا اینکه‏ بوندستاگ‏ را منحل‏ کند.
اصل شصت و چهارم
1- وزیران‏ فدرال‏ از طرف‏ رییس‏ جمهوری‏ بنا بر پیشنهاد صدراعظم‏ فدرال‏ منصوب‏ یا معزول‏ می‌شوند.
2- صدراعظم‏ فدرال‏ و وزیران‏ فدرال‏ باید موقع احراز مقام‏ خود سوگندی‏ را که‏ در اصل‏ 56 قید شده‏ است،‏ یاد کنند.
اصل شصت و پنجم
صدراعظم‏ فدرال‏ باید راجع به‏ سیاست‏ عمومی‌تصمیم‏ اتخاذ کند و مسئولیت‏ این‏ کار به‏ عهده‏ او است‏ و در حدود سیاست‏ عمومی‌هر وزیر فدرال‏ امور مربوط به‏ دستگاه‏ خود را با مسیولیت‏ خویش‏ اداره‏ خواهد کرد. حکومت‏ فدرال‏ در مورد اختلاف‏ نظر میان‏ وزیران‏ فدرال‏ تصمیم‏ خواهد گرفت‏. صدراعظم‏ فدرال‏ امور حکومت‏ فدرال‏ را بر طبق‏ نظامنانه‏ و ترتیبی‏ که‏ به‏ وسیله‏ حکومت‏ فدرال‏ قبول‏ و از طرف‏ رییس‏ جمهوری‏ فدرال‏ تصویب‏ شده‏ باشد اجرا خواهد کرد.
(توضیح: مواردی زیر با قانون‏ فدرال‏ مصوب‏ 19 مارس‏ 1956 الحاق‏ یافت:
1- اختیارات‏ فرماندهی‏ نیروی‏ مسلح‏ به‏ عهده‏ وزیر دفاع‏ فدرال‏ خواهد بود.
2- درباره‏ اعلام‏ تصمیم‏ رسمی‌مربوط به‏ مورد دفاع‏، اختیار فرماندهی‏ به‏ عهده‏ صدراعظم‏ فدرال‏ محول‏ است‏.)
اصل‏ شصت و ششم
صدراعظم‏ فدرال‏ و وزیران‏ فدرال‏ نمی‌توانند هیچگونه‏ شغل‏ رسمی‌ یا درآمد دیگر داشته‏ باشند یا در کار تجارت‏ وارد شوند یا به‏ حرفه‏ دیگری‏ بپردازند یا وابسته‏ به‏ مدیریت‏ و یا بدون‏ موافقت‏ بوندستاگ‏ منتسب‏ به‏ هیات‏ مدیره‏ بنگاهی‏ باشند که‏ کار انتفاعی‏ دارد.
اصل شصت و هفتم
بوندستاگ‏ می‌تواند عدم‏ اعتماد خود را نسبت‏ به‏ صدراعظم‏ فدرال‏ فقط بدین‏ نحو ابراز دارد که‏ با اکثریت‏ اعضای‏ خود جانشین‏ او را تعیین‏ و از رییس‏ جمهوری‏ عزل‏ صدر اعظم‏ را درخواست‏ کند. رییس‏ جمهوری‏ باید با این‏ تقاضا موافقت‏ و شخص‏ منتخب‏ را منصوب‏ کند.
اصل شصت و هشتم
1- اگر اقدام‏ صدراعظم‏ فدرال‏ برای‏ رای‏ اعتماد مورد تایید اکثریت‏ اعضای‏ بوندستاگ‏ واقع شود رییس‏ جمهوری‏ فدرال‏ بنا بر پیشنهاد صدراعظم‏ می‌تواند ظرف‏ 21 روز بوندستاگ‏ را منحل‏ کند. این‏ حق‏ انحلال‏ همین‏ که‏ بوندستاگ‏ با رای‏ اکثریت‏ اعضای‏ خود صدر اعظم‏ دیگری‏ انتخاب‏ کند منتفی‏ می‌شود.
2- مدت 48 ساعت‏ باید بین‏ اقدام‏ مزبور و رای‏ نسبت‏ به‏ آن‏ فاصله‏ باشد.
اصل شصت و نهم
1- صدر اعظم‏ فدرال‏ یکی‏ از وزیران‏ فدرال‏ را معاون‏ خود تعیین‏ می‌کند.
2- دوره‏ مقام‏ صدراعظم‏ فدرال‏ یا وزیر فدرال‏ در هر حال‏ با تشکیل‏ اولین‏ جلسه‏ بوندستاگ‏ جدید پایان‏ می‌پذیرد و دوره‏ مقام‏ هر وزیر فدرال‏ با هر نوع‏ پایان‏ یافتن‏ مدت‏ صدارت‏ نخست‏ وزیر فدرال‏ خاتمه‏ می‌یابد.
3- به‏ درخواست‏ رییس‏ جمهوری‏ فدرال‏ صدراعظم‏ فدرال‏ و یا به‏ درخواست‏ صدراعظم‏ فدرال‏ یا رییس‏ جمهوری‏ یکی‏ از وزیران‏ فدرال‏ مامور خواهد شد که‏ امور مربوط به‏ صدارت‏ عظمی‌را تا تعیین‏ جانشین‏ اداره‏ کند.
اصل هفتادم
1- استان‏ اختیاردارد تا حدودی‏ که‏ این‏ قانون‏ اساسی‏ اختیارات‏ قانونگزاری‏ را به‏ حکومت‏ متحده‏ نداده‏ باشد به‏ وضع قانون‏ اقدام‏ کند.
2- حدود صلاحیت‏ بین‏ فدراسیون‏ و استان‏ راجع به‏ اختیارات‏ قانونگزاری‏ انحصاری‏ یا مشترک‏ به‏ وسیله‏ اصول این‏ قانون‏ اساسی‏ تعیین‏ شده‏ است‏.
اصل‏ هفتاد و یکم
راجع به‏ مسایل‏ مشمول‏ اختیارات‏ قانونگزاری‏ انحصاری‏ فدراسیون‏، استان‏ فقط وقتی‏ حق‏ وضع قانون‏ و تا حدودی‏ این‏ حق‏ را خواهد داشت‏ که‏ یک‏ قانون‏ فدرال‏ صریحا آن‏ را مجاز کرده‏ باشد.
اصل هفتاد و دوم
1- راجع به‏ موارد اختیارات‏ قانونگزاری‏ مشترک‏، استان‏ تا موقعی‏ حق‏ وضع قانون‏ و تا حدودی‏ این‏ حق‏ را خواهد داشت‏ که‏ فدراسیون‏ اختیارات‏ قانونگزاری‏ خود را اعمال‏ ننموده‏ باشد.
2- فدراسیون‏ حق‏ قانونگزاری‏ راجع به‏ مسایل‏ ذیل‏ را تا حدودی‏ خواهد داشت‏ که‏ احتیاج‏ مقررات‏ قانونی‏ فدرال‏ وجود داشته‏ باشد. مانند:
یک- موضوعی‏ که‏ ممکن‏ نباشد از طریق‏ قانونگزاری‏ استان‏ به‏ طرز مؤثری‏ مشمول‏ مقررات‏ شود یا؛
دو- مقررات‏ در باب‏ موضوعی‏ به‏ وسیله‏ قانون‏ استان‏ به‏ منافع استان‏ دیگر یا تمام‏ جامعه‏ لطمه‏ وارد سازد. یا؛
سه- صیانت‏ وحدت‏ حقوقی‏ و اقتصادی‏ به‏ خصوص‏ حفظ اتحاد شکل‏ شرایط زندگی‏ در خارج‏ از حدود استان‏ وضع چنین‏ قانونی‏ را ایجاب‏ کند.
اصل هفتاد و سوم
فدراسیون‏ اختیار انحصاری‏ و قانونگزاری‏ درباره‏ مسایل‏ ذیل‏ را دارا است‏:
1- امور خارجه‏ و همچنین‏ دفاع‏، شامل‏ خدمت‏ نظامی‌افراد کشوری‏ که‏ سنشان‏ از هیجده‏ سال‏ کذشته‏ باشد و حمایت‏ از سکنه‏ کشوری‏.
2- موضوع‏ تابعیت‏ در فدراسیون‏
3- آزادی‏ مسافرت‏، امور گذرنامه‏، پذیرش‏ مهاجر و مهاجرت‏ و استرداد مجرمین‏.
4- اصول‏ ارزی‏، پول‏، سکه‏، اوزان‏ و مقادیر و همچنین‏ تعیین‏ مدت‏ آن.
5- وحدت‏ قلمرو گمرکی‏ و بازرگانی‏، عهود راجع به‏ تجارت‏ و کشتیرانی‏ و آزادی‏ حمل‏ و نقل‏ کالای‏ تجارتی‏ و مبادله‏ اجناس‏ و پرداختها با کشورهای‏ خارجی‏ به‏ علاوه‏ حفاظت‏ مرزی‏ و گمرکی‏.
6- راه‏ آهن‏ های‏ فدرال‏ و خطوط هوایی.‏
7- سرویس‏ های‏ پستی‏ و ارتباطات‏ تلفنی‏ و تلگرافی‏.
8- وضع قانونی‏ افرادی‏ که‏ به‏ وسیله‏ فدراسیون‏ و از طرف‏ هیاتهای‏ فدرال‏ به‏ موجب‏ قانون‏ عمومی‌استخدام‏ شده‏ اند.
9- حقوق‏ مالکیت‏ صنعتی‏ و حق‏ طبع و انتشار.
10- همکاری‏ فدراسیون‏ و استان‏ در امور پلیس‏ جنایی‏ و حمایت‏ قانون‏ اساسی‏ تاسیس‏ یک‏ اداره‏ فدرال‏ پلیس‏ جنایی‏ و همچنین‏ کنترل‏ بین‏ المللی‏ جرایم‏.
11- آمارهای‏ مربوط به‏ امور فدرال‏.
اصل هفتاد و چهارم
اختیارات‏ قانونگزاری‏ مشترک‏ شامل‏ امور ذیل‏ خواهد گردید:
1- قانون‏ مدنی‏، قانون‏ جزایی‏ و اجرای‏ احکام‏ قضایی‏، آیین‏ دادرسی‏، حرفه‏ قضایی‏ دفاتر اسناد رسمی‌و مشاوره‏ حقوقی.‏
2- ثبت‏ ولادت‏، وفات‏ و ازدواج‏.
3- قانون‏ شرکتها و مجامع.
4- قانون‏ راجع به‏ اقامت‏ و استقرار اتباع‏ بیگانه‏.
5- جلوگیری‏ از انتقال‏ آثار قیمتی‏ فرهنگی‏ آلمانی‏ به‏ خارجه‏.
6- مسایل‏ پناهندگان‏ و تبعیدشدگان‏.
7- امور عام‏ المنفعه.‏
8- تابعیت‏ در استان.‏
9- خسارت‏ ناشی‏ از جنگ‏ و غرامت.‏
10- منافع افراد ضربت‏ خورده‏ از جنگ‏ و وابستگان‏ نفراتی‏ که‏ در جنگ‏ کشته‏ شده‏ اند، کمک‏ به‏ اسیران‏ سابق‏ جنگی‏ و مراقبت‏ از گورستانهای‏ نظامی‏.
11- قانون‏ مربوط به‏ امور اقتصادی‏، معادن‏، صنایع قوه‏ برق‏ فرآورده‏ های‏ صنعتی‏، تجارت‏، بانکساری‏، بورس‏ و بیمه‏ های‏ خصوصی‏.
11- تولید و استفاده‏ از نیروی‏ اتمی‌برای‏ مقاصد صلح‏، ساختن‏ و به‏ کار انداختن‏ تاسیسات‏ جهت‏ منظورهای‏ مزبور حمایت‏ از خطرات‏ ناشی‏ از پخش‏ نیروی‏ اتمی‌یا اشعه‏ اتمی ‌و انتقال‏ مواد حامل‏ رادیوآکتیو.
(توضیح‏: موارد زیر با‏ قانون‏ فدرال‏ مورخ‏ 23 دسامبر 1959 الحاق‏ یافت:
12- قانون‏ کار شامل‏ سازمان‏ قانونی‏، تاسیسات‏ صنعتی‏، حمایت‏ از کارگران‏، آژانسها و دفاتر کار و همچنین‏ بیمه‏ های‏ اجتماعی‏ متضمن‏ بیمه‏ دوره‏ بیکاری‏.
13- تشویق‏ تحقیقات‏ علمی‏.
14- قانون‏ ناظر بر مصادره‏ تا حدودی‏ که‏ به‏ موارد مذکور در اصول 73 و 74 مربوط می‌شود.
15- انتقال‏ زمین‏، منابع طبیعی‏ و اسباب‏ تولید صنعتی‏ به‏ مالکیت‏ عمومی‌و یا هر نوع‏ ترتیب‏ اقتصادی‏ که‏ تابع نظارت‏ عمومی‌باشد.
16- جلوگیری‏ از سو استفاده‏ اختیارات‏ اقتصادی‏.
17- تشویق‏ تولیدات‏ کشاورزی‏ و جنگل‏، حفاظت‏ منابع آذوقه‏، واردات‏ و صادرات‏ مواد فلاحتی‏ و جنگلی‏، صید ماهی‏ در دریای‏ آزاد و آب‏ های‏ ساحلی‏ و نگهبانی‏ سواحل‏.
18- نقل‏ و انتقالات‏ املاک‏، قانون‏ اراضی‏ و مطالب‏ مربوط به‏ اجاره‏ زمین‏‌های‏ فلاحتی‏، خانه‏ سازی‏، مسکن‏ و خانه‏ یابی‏.
19- اقدامات‏ بر ضد ناخوشیهای‏ مسری‏ و آفات‏ انسانی‏ و حیوانی‏، جواز ورود به‏ مشاغل‏ طبی‏ و پیشه‏ های‏ دیگر مربوط به‏ معالجه‏ و خرید و فروش‏ مواد مخدر و دارو و سموم‏.
20- حمایت‏ در مورد حمل‏ و نقل‏ آذوقه‏ و نوشابه‏ ها و همچنین‏ لوازم‏ زندگی‏ درباره‏ علوفه‏ و بذرهای‏ کشاورزی‏ و جنگلی‏ و تخمکاری‏ و حمایت‏ درختان‏ و نهال‏ ها در مقابل‏ امراض‏ و آفات‏.
21- کشتیرانی‏ در اقیانوسها و سواحل‏ و امداد مربوط به‏ کشتیرانی‏، کشتیرانی‏ در آب‏‌های‏ داخلی‏، سرویسهای‏ هواشناسی‏ و طرق‏ بحری‏ و راه‏ های‏ آبی‏ داخلی‏ که‏ برای‏ استفاده‏ عبور و مرورهای‏ عمومی‌باشد.
22- رفت‏ و آمد در جاده‏ ها و حمل‏ و نقل‏ های‏ موتوری‏ و ساختن‏ و نگاهداری‏ آزادراه‏ های‏ با مسافت‏ طولانی‏.
23- راه‏ آهن‏ هایی‏ که‏ در اختیار دستگاه‏ فدرال‏ نباشد غیر از راه‏ آهن‏ های‏ کوهستانی‏.
اصل هفتاد و پنجم
فدراسیون‏ با رعایت‏ شرایط اصل‏ 72 حق‏ خواهد داشت‏ مقرراتی‏ راجع به‏ موارد ذیل‏ وضع کند:
1- وضع حقوقی‏ افرادی‏ که‏ در استان‏ و قرا و در هیاتهای‏ دیگری‏ که‏ تابع قانون‏ عمومی‌اند استخدام‏ شده‏ اند.
2- وضع عمومی‌جراید و فیلم‏ ها.
3- شکار، حفاظت‏ طبیعت‏ و نقاط طبیعی‏ اطراف‏ شهر.
4- توزیع اراضی‏، برنامه‏ های‏ ناحیتی‏ و اداره‏ آب‏.
6- موضوعات‏ مربوط به‏ ثبت‏ احوال‏ و شناسنامه‏.
اصل هفتاد و ششم
لوایح‏ در بوندستاگ‏ به‏ وسیله‏ حکومت‏ فدرال‏ یا اعضای‏ بوندستاگ‏ و یا به‏ وسیله‏ بوندسرات‏ پیشنهاد می‌شود.
2- لوایح‏ حکومت‏ فدرال‏ ابتدا به‏ بوندسرات‏ داده‏ می‌شود و بوندسرات‏ مجاز خواهد بود وضع خود را نسبت‏ به‏ این‏ لوایح‏ در ظرف‏ سه‏ هفته‏ اظهار کند.
3- لوایح‏ بوندسرات‏ به‏ وسیله‏ حکومت‏ فدرال‏ به‏ بوندستاگ‏ داده‏ می‌شود. ضمن‏ انجام‏ این‏ کار حکومت‏ فدرال‏ نیز باید نظر خود را اعلام‏ دارد.
اصل هفتاد و هفتم
1- قوانین‏ فدرال‏ به‏ تصویب‏ بوندستاگ‏ می‌رسد. پس‏ از قبول‏ لایحه‏ ای‏ به‏ وسیله‏ بوندستاگ‏ باید این‏ لایحه‏ بدون‏ تاخیر از طرف‏ رییس‏ بوندستاگ‏ به‏ بوندسرات‏ احاله‏ شود.
2- بوندسرات‏ می‌تواند در ظرف‏ دو هفته‏ از تاریخ‏ وصول‏ لایحه‏ تقاضا کند که‏ کمیته‏ ای‏ برای‏ رسیدگی‏ مشترک‏ لایحه‏ مزبور مرکب‏ از اعضای‏ بوندستاگ‏ و اعضای‏ بوندسرات‏ تشکیل‏ گردد ترکیب‏ و ترتیب‏ کار این‏ کمیته‏ مبتنی‏ بر قواعدی‏ خواهد بود که‏ بوندستاگ‏ تصویب‏ و بوندسرات‏ هم‏ آن‏ را تایید نموده‏ باشد. اعضای‏ بوندسرات‏ در این‏ کمیته‏ تابع دستوراتی‏ نخواهند بود. هر گاه‏ موافقت‏ بوندسرات‏ برای‏ تصویب‏ قانونی‏ ضروری‏ باشد درخواست‏ مربوط به‏ تشکیل‏ این‏ کمیته‏ ممکن‏ است‏ به‏ وسیله‏ بوندستاگ‏ یا حکومت‏ فدرال‏ به‏ عمل‏ آید. اگر کمیته‏ هر گونه‏ اصلاح‏ در لایحه‏ ای‏ که‏ قبول‏ شده‏ است‏ پیشنهاد کند بوندستاگ‏ مجددا باید نسبت‏ به‏ آن‏ لایحه‏ رای‏ بدهد.
3- در مواردی‏ که‏ موافقت‏ بوندسرات‏ نسبت‏ به‏ قانون‏ ضروری‏ نباشد بوندسرات‏ می‌تواند در صورتی‏ که‏ تشریفات‏ کار مطابق‏ بند (2) انجام‏ شده‏ باشد در ظرف‏ یک‏ هفته‏ اعتراض‏ خود را نسبت‏ به‏ لایحه‏ ای‏ که‏ بوندستاگ‏ تصویب‏ نموده‏ تقدیم‏ دارد. این‏ مدت‏ در مورد جمله‏ آخر بند (2) از موقع دریافت‏ لایحه‏ به‏ صورتی‏ که‏ از طرف‏ بوندستاگ‏ قبول‏ شده‏ است‏ شروع‏ می‌شود و در موارد دیگر در خاتمه‏ اقدامات‏ کمیته‏ چنانکه‏ در بند (2) پیش‏ بینی‏ گردیده‏ است‏.
4- اگر اعتراضی‏ با اکثریت‏ آرای‏ مجلس‏ بوندسرات‏ پذیرفته‏ شده‏ باشد به‏ وسیله‏ اکثریت‏ آرای‏ بوندستاگ‏ قابل‏ رد خواهد بود و اگر بوندسرات‏ اعتراض‏ را با اکثریت‏ لااقل‏ دو سوم‏ آرای‏ خود قبول‏ کرده‏ باشد رد آن‏ از طرف‏ بوندستاگ‏ مستلزم‏ اکثریت‏ دو سوم‏ متضمن‏ لااقل‏ اکثریت‏ اعضای‏ بوندستاگ‏ خواهد بود.
اصل هفتاد و هشتم
قانونی‏ را که‏ بوندستاگ‏ پذیرفته‏ باشد موقعی‏ تصویب‏ شده‏ تلقی‏ خواهد شد که‏ بوندسرات‏ آن‏ را تاکید کند و یا برطبق‏ بند (2) اصل‏ (77) درخواستی‏ نسبت‏ به‏ آن‏ عنوان‏ ننماید یا آن‏ که‏ در ظرف‏ مدت‏ مندرج‏ در بند (3) اصل (77) اعتراضی‏ به‏ عمل‏ نیاورد و یا اگر چنین‏ اعتراضی‏ شده‏ است‏ مسترد بدارد و یا آن‏ که‏ اعتراض‏ مزبور از طرف‏ بوندستاگ‏ رد شده‏ باشد.
اصل هفتاد و نهم
1- این‏ قانون‏ اساسی‏ را فقط با نص‏ قانونی‏ که‏ صریحا آنرا اصلاح‏ یا چیزی‏ به‏ آن‏ ملحق‏ کند می‌توان‏ اصلاح‏ کرد در مورد عهدنامه‏ های‏ بین‏ المللی‏ که‏ موضوع‏ ان‏ استقرار صلح‏ و یا فراهم‏ ساختن‏ موجبات‏ صلح‏ یا لغو یک‏ رژیم‏ اشغالی‏ و یا به‏ منظور دفاع‏ جمهوری‏ فدرال‏ طرح‏ ریزی‏ شده‏ باشد یک‏ توجیه‏ اصلاحی‏ دال‏ بر اینکه‏ اصول این‏ قانون‏ اساسی‏ با امضا و یا اجرای‏ چنین‏ عهدنامه‏ هایی‏ مباینت‏ ندارد کافی‏ خواهد بود. به‏ شرط اینکه‏ تغییر متن‏ قانون‏ اساسی‏ منحصرا ناظر بر این‏ توجیه‏ توضیحی‏ فراهم‏ شود.
(توضیح: جمله‏ دوم‏ بند (1) با‏ قانون‏ فدرال‏ مصوب‏ 26 مارس‏ 1954 الحاق‏ یافت.)
2- چنین‏ قانونی‏ رای‏ مثبت‏ دو سوم‏ اعضای‏ بوندستاگ‏ و دو ثلث‏ آرای‏ بوندسرات‏ را لازم‏ خواهد داشت‏.
3- هیچگونه‏ اصلاح‏ این‏ قانون‏ اساسی‏ در مورد تقسیم‏ فدراسیون‏ به‏ استان‏ و همکاری‏ اصولی‏ استان‏ در امر قانونگزاری‏ و یا اصول‏ اساسی‏ مندرج‏ در اصل‏ 1 و 20 مجاز نخواهد بود.
اصل هشتادم
1- به‏ حکومت‏ فدرال‏ یا وزیر فدرال‏ یا حکومت‏ های‏ استان‏ به‏ وسیله‏ قانون‏ اختیار می‌توان‏ داد که‏ احکامی‌که‏ قدرت‏ قانونی‏ داشته‏ باشد صادر کنند. مفاد و مقصود و میزان‏ اختیاری‏ که‏ تفویض‏ می‌شود باید در خود قانون‏ پیش‏ بینی‏ بشود و مبنای‏ قانونی‏ باید در خود احکام‏ قید گردد. هر گاه‏ در قانونی‏ پیش‏ بینی‏ شود که‏ اختیار مزبور قابل‏ واگذاری‏ است‏، حکمی‌قانونی‏ مشعر بر واگذار کردن‏ اختیار نیز لازم‏ خواهد بود.
2- موافقت‏ بوندسرات‏ برای‏ احکام‏ واجد اثر قانونی‏ که‏ از طرف‏ حکومت‏ فدرال‏ یا وزیر فدرال‏ راجع به‏ مقررات‏ اساسی‏ جهت‏ به‏ کار بردن‏ تسهیلات‏ راه‏ آهن‏ های‏ فدرال‏ و سرویس‏ های‏ ثست‏ و تلگراف‏ بیسیم‏ و یا مقررات‏ عوارض‏ مربوط به‏ آن‏ یا درباره‏ ساختمان‏ و به‏ کار انداختن‏ خط آهن‏ و همچنین‏ برای‏ احکامی‌که‏ بر طبق‏ قوانین‏ فدرال‏ قدرت‏ قانونی‏ دارند و موافقت‏ بوندسرات‏ نسبت‏ به‏ آنها ضروری‏ است‏ و یا توسط استان‏ ها به‏ نمایندگی‏ فدراسیون‏ یا مسایلی‏ مربوط به‏ خود آنها صادر می‌شود لازم‏ خواهد بود مگر آن‏ که‏ قوه‏ مقننه‏ فدرال‏ ترتیب‏ دیگری‏ را مقرر کرده‏ باشد.
اصل هشتاد و یکم
1- اگر در موارد مربوط به‏ اصل‏ (68) بوندستاگ‏ منحل‏ نشود و لایحه‏ ای‏ را با وجود آن‏ که‏ حکومت‏ فدرال‏ آن‏ را فوری‏ عنوان‏ کرده‏ رد کند، رییس‏ جمهوری‏ فدرال‏ می‌تواند به‏ درخواست‏ حکومت‏ فدرال‏ و با موافقت‏ بوندسرات‏ یک‏ حالت‏ قانونگزاری‏ فوق‏ العاده‏ را در مورد چنین‏ لایحه‏ ای‏ اعلام‏ دارد. همین‏ ترتیب‏ نسبت‏ به‏ لایحهای‏ اجرا خواهد شد که‏ صدراعظم‏ فدرال‏ بر طبق‏ پیشنهاد منطقه‏ با اصل‏ (68) رفتار کند.
2- هر گاه‏ بعد از اعلام‏ حالت‏ اضطراری‏ قانونگزاری‏ بوندستاگ‏ مجددا لایحه‏ را رد کند و یا به‏ صورتی‏ که‏ برای‏ حکومت‏ فدرال‏ قبول‏ آن‏ امکان‏ نداشته‏ باشد تصویب‏ نماید، آن‏ لایحه‏ در صورتی‏ که‏ مجلس‏ بوندسرات‏ آن‏ را تایید کرده‏ باشد تصویب‏ شده‏ تلقی‏ می‌شود و همین‏ ترتیب‏ هر گاه‏ بوندستاگ‏ لایحه‏ ای‏ را در ظرف‏ چهار هفته‏ از تاریخ‏ پیشنهاد مجدد آن‏ نپذیرفته‏ باشد مجری‏ خواهد گردید.
3- در مدت‏ صدارت‏ صدراعظم‏ فدرال‏، هر لایحه‏ دیگری‏ که‏ از طرف‏ بوندستاگ‏ رد شود ممکن‏ است‏ بر طبق‏ ترتیب‏ مندرج‏ در بندهای‏ (1) و (2) در ظرف‏ شش‏ ماه‏ از تاریخ‏ اولین‏ دوره‏ اعلام‏ حالت‏ فوق‏ العاده‏ قانونگزاری‏ به‏ تصویب‏ برسد. پس‏ از انقضای‏ این‏ مرحله‏ اعلام‏ دوره‏ فوق‏ العاده‏ مجدد در مدت‏ زمامداری‏ همان‏ صدر اعظم‏ فدرال‏ ممنوع‏ خواهد بود.
4- این‏ قانون‏ اساسی‏ را به‏ وسیله‏ قانونی‏ که‏ منطبق‏ با بند (2) باشد نمی‌توان‏ کلاً و جزئاً اصلاح‏ یا تبدیل‏ یا معوق‏ کرد.
اصل هشتاد و دوم
1- قوانینی‏ که‏ بر طبق‏ مقررات‏ این‏ قانون‏ اساسی‏ تصویب‏ می‌شود بعد از این‏ که‏ به‏ امضای‏ رییس‏ جمهوری‏ موشح‏ شد در مجله‏ قانونی‏ فدرال‏ انتشار خواهد یافت‏. احکامی‌که‏ اثر قانونی‏ دارد به‏ وسیله‏ دستگاه‏ اداری‏ که‏ آن‏ را صادر کرده‏ است‏ امضا می‌شود و مگر آن‏ که‏ قانون‏ ترتیب‏ دیگری‏ را قید کرده‏ باشد در مجله‏ رسمی‌قوانین‏ فدرال‏ منتشر خواهد گردید.
2- هر قانون‏ و هر حکمی‌که‏ اثر قانونی‏ دارد، باید تاریخ‏ اجرای‏ آن‏ تصریح‏ شود و در صورت‏ فقدان‏ چنین‏ صراحتی‏ در انقضای‏ مدت‏ چهارده‏ روز از تاریخ‏ انتشار آن‏ در مجلس‏ رسمی‌فدرال‏ قابل‏ اجرا خواهد بود.
اصل هشتاد و سوم
استان‏ قوانین‏ فدرال‏ را تا حدودی‏ که‏ این‏ قانون‏ اساسی‏ ترتیب‏ دیگری‏ مقرر و یا مجاز ننموده‏ باشد به‏ منزله‏ امور مربوط به‏ خود اجرا خواهد کرد.
اصل هشتاد و چهارم
1- هر گاه‏ استانها قوانین‏ فدرال‏ را چون‏ امور مربوطه‏ خود اجرا کنند برای‏ تاسیس‏ ادارات‏ و مقررات‏ راجع به‏ جریانات‏ اداری‏ تا حدودی‏ که‏ قوانین‏ فدرال‏ مجاز ساخته‏ و بوندسرات‏ پیش‏ بینی‏ دیگر نکرده‏ باشد اقدامات‏ لازم‏ خواهند کرد.
2- حکومت‏ فدرال‏ می‌تواند با موافقت‏ بوندسرات‏ مقررات‏ کلی‏ اداری‏ وضع کند.
3- حکومت‏ فدرال‏ نظارت‏ خواهد کرد که‏ اجرای‏ قوانین‏ فدرال‏ از طرف‏ استان‏ بر طبق‏ قوانین‏ اجرایی‏ تامین‏ شود و برای‏ این‏ منظور حکومت‏ فدرال‏ می‌تواند کمیسرهایی‏ نزد عالیترین‏ مقام‏ استان‏ و در صورتی‏ که‏ این‏ موافقت‏ به‏ عمل‏ نیامده‏ باشد با موافقت‏ بوندسرات‏ کمیسرهایی‏ نزد مقامات‏ تابعه‏ بفرستد.
4- چنانچه‏ حکومت‏ فدرال‏ ملاحظه‏ کند که‏ هر گونه‏ قصوری‏ در اجرای‏ قوانین‏ فدرال‏ از ناحیه‏ استان‏ ها شده‏ و ترمیم‏ آن‏ به‏ عمل‏ نیامده‏ است‏، بوندسرات‏ به‏ درخواست‏ حکومت‏ فدرال‏ یا استان‏ رای‏ خواهد داد که‏ آیا استان‏ بر خلاف‏ قانون‏ رفتار کرده‏ است‏ یا نه‏ نسبت‏ به‏ تصمیم‏ بوندسرات‏ به‏ دادگاه‏ اختصاصی‏ قانون‏ اساسی‏ می‌توان‏ شکایت‏ کرد.
5- به‏ منظور اجرای‏ قوانین‏ فدرال‏ حکومت‏ مرکزی‏ به‏ وسیله‏ قانون‏ فدرال‏ که‏ با تصویب‏ بوندسرات‏ وضع شده‏ باشد قادر خواهد بود که‏ دستورهای‏ انفرادی‏ برای‏ موارد اختصاصی‏ صادر کند. این‏ دستورها باید خطاب‏ به‏ عالیترین‏ مقام‏ استان‏ باشد مگر آن‏ که‏ حکومت‏ فدرال‏ تشخیص‏ دهد که‏ موضوع‏ حایز فوریت‏ است‏.
اصل هشتاد و پنجم
در موردی‏ که‏ استان‏ قانون‏ فدرال‏ را به‏ نمایندگی‏ از طرف‏ فدراسیون‏ اجرا می‌کند تاسیس‏ ادارات‏ مربوطه‏ آن‏ به‏ عهده‏ استان‏ خواهد بود مگر در صورتی‏ که‏ قوانین‏ فدرال‏ و بوندسرات‏ ترتیب‏ دیگری‏ مقرر کرده‏ باشد.
2- حکومت‏ فدرال‏ می‌تواند با موافقت‏ بوندسرات‏ قواعد کلی‏ اداری‏ صادر کند و می‌تواند برای‏ تربیت‏ متحدالشکل‏ اعضای‏ اداری‏ دولت‏ و خدمتگزاران‏ روزمزد حکومت‏ مقررات‏ وضع کند. رؤسای‏ مقامات‏ مراحل‏ پایین‏ با موافقت‏ آن‏ منصوب‏ می‌شوند.
3- مقامات‏ استان‏ تابع دستورات‏ مقامات‏ مربوطه‏ عالیه‏ و دستگاه‏ های‏ فدرال‏ خواهند بود. این‏ دستورها به‏ عنوان‏ بالاترین‏ مقامات‏ استان‏ صادر خواهد گردید مگر آن‏ که‏ حکومت‏ فدرال‏ موضوع‏ را فوری‏ تلقی‏ کند. اجرای‏ دستورات‏ به‏ وسیله‏ عالیترین‏ مقامات‏ استان‏ تامین‏ خواهد شد.
4- نظارت‏ مرکزی‏ مطابق‏ قانون‏ و به‏ درستی‏ اجرا خواهد شد. حکومت‏ فدرال‏ می‌تواند برای‏ انجام‏ این‏ منظور تسلیم‏ گزارشها و مدارک‏ را ضروری‏ عنوان‏ کند و کمیسرهایی‏ نزد تمام‏ مقامات‏ بفرستد.
اصل هشتاد و ششم
در مواردی‏ که‏ فدراسیون‏ قوانین‏ را به‏ وسیله‏ حکومت‏ فدرال‏ یا توسط هیاتهای‏ مباشر فدرال‏ یا دستوراتی‏ را بر طبق‏ قوانین‏ عمومی‌اجرا می‌کند حکومت‏ فدرال‏ تا حدودی‏ که‏ قانون‏ متضمن‏ پیش‏ بینی‏ خاص‏ نباشد قواعد کلی‏ اداری‏ صادر خواهد کرد و جهت‏ ایجاد ادارات‏ تا حدودی‏ که‏ قانون‏ ترتیب‏ دیگری‏ مقرر نکرده‏ باشد اقدام‏ خواهد نمود.
اصل هشتاد و هفتم
1- ماموران‏ سیاسی‏ و دستگاه‏ مالی‏ فدرال‏ و راه‏ آهن‏ های‏ فدرال‏ و سرویس‏ پستی‏ فدرال‏ و به‏ موجب‏ مقررات‏ اصل‏ (89) اداره‏ راه‏ های‏ آبی‏ و کشتیرانی‏ فدرال‏ از امور مربوط مستقیم‏ حکومت‏ متحده‏ و با سازمان‏ اداری‏ مخصوص‏ آنها خواهد بود. مقامات‏ نگهبانی‏ سرحدات‏ فدرال‏ و ادارات‏ مرکزی‏ اطلاعات‏ و ارتباطات‏ پلیسی‏ جهت‏ گرد آوری‏ اخبار به‏ منظور صیانت‏ قانون‏ اساسی‏ و پلیس‏ جنایی‏ را به‏ وسیله‏ قانون‏ فدرال‏ می‌توان‏ برقرار ساخت‏.
2- مؤسسات‏ بیمه‏ اجتماعی‏ که‏ حدود صلاحیت‏ آنها از سرزمین‏ یک‏ استان‏ تجاوز کند به‏ عهده‏ هیاتهای‏ وابسته‏ فدرال‏ و بر طبق‏ قانون‏ عمومی‌خواهد بود.
3- به‏ علاوه‏ مقامات‏ عالیه‏ مستقل‏ فدرال‏ و همچنین‏ هیاتهای‏ وابسته‏ فدرال‏ و مؤسسات‏ مبتنی‏ بر قانون‏ عمومی‌ را می‌توان‏ به‏ وسیله‏ قانون‏ فدرال‏ برای‏ مسایلی‏ که‏ راجع به‏ آنها فدراسیون‏ حق‏ وضع قانون‏ دارد تشکیل‏ داد. هر گاه‏ برای‏ فدراسیون‏ امور تازه‏ ای‏ پیش‏ آید که‏ درباره‏ آنها حق‏ قانونگزاری‏ دارد می‌توان‏ ادارات‏ مادون‏ و پایینتر فدرال‏ را در مواردی‏ که‏ ضرورت‏ فوری‏ در میان‏ باشد با موافقت‏ بوندسرات‏ و اکثریت‏ آرای‏ اعضای‏ بوندستاگ‏ ایجاد کرد.
(توضیح: این موارد با‏ قانون‏ فدرال‏ مصوب‏ 19 مارس‏ 1956 الحاق‏ یافت:
اصل هشتاد و هفتم: مقدار قوا و سازمان‏ کلی‏ نیروی‏ نظامی‌که‏ برای‏ دفاع‏ ملی‏ از طرف‏ فدراسیون‏ فراهم‏ شده‏ است‏ باید در بودجه‏ نشان‏ داده‏ شود.)
(توضیح: این موارد با قانون‏ فدرال‏ مصوب‏ 23 دسامبر 1959 الحاق‏ یافت:
اصل هشتاد و هفتم:
1- امور نیروی‏ نظامی‌فدرال‏ مستقیما از طرف‏ حکومت‏ فدرال‏ به‏ وسیله‏ سازمان‏ تابع اداری‏ مختص‏ آن‏ انجام‏ خواهد گرفت‏. عمل‏ آن‏ اداره‏ کردن‏ امور استخدامی‌افراد و احتیاجات‏ مادی‏ نیروی‏ نظامی‌خواهد بود. اقدامات‏ مربوط به‏ منافع افراد مجروح‏ شده‏ جنگ‏ یا کار ساختمانی‏ به‏ عهده‏ دستگاه‏ نیروی‏ نظامی‌فدرال‏ نخواهد بود مگر به‏ وسیله‏ قانون‏ فدرال‏ که‏ احتیاج‏ به‏ تایید بوندسرات‏ خواهد داشت‏. این‏ موافقت‏ همچنین‏ برای‏ هر گونه‏ مقررات‏ قانونی‏ که‏ به‏ دستگاه‏ نیروی‏ نظامی‌فدرال‏ اختیار دخالت‏ در حقوق‏ طرف‏ های‏ ثالث‏ را بدهد لازم‏ خواهد بود ولی‏ این‏ ترتیب‏ شامل‏ مورد قوانین‏ راجع به‏ امور استخدامی‌نمی‌شود.
2- به‏ علاوه‏ قوانین‏ فدرال‏ به‏ منظور دفاع‏ ملی‏ که‏ شامل‏ تعلیمات‏ سربازان‏ برای‏ خدمات‏ نظامی‌و حمایت‏ جمعیت‏ کشوری‏ نیز می‌باشد ممکن‏ است‏ با موافقت‏ بوندسرات‏ مقرر دارد که‏ این‏ امور کلا یا جزیا به‏ وسیله‏ حکومت‏ فدرال‏ با دستگاه‏ اداری‏ مربوطه‏ آن‏ یا از طرف‏ استانها به‏ نمایندگی‏ فدراسیون‏ مستقیما انجام‏ گیرد و هر گاه‏ این‏ قوانین‏ به‏ وسیله‏ استانها به‏ نمایندگی‏ از جانب‏ فدراسیون‏ اجرا شود ممکن‏ است‏ با موافقت‏ بوندسرات‏ پیش‏ بینی‏ کرد که‏ اختیارات‏ اعطایی‏ بر طبق‏ اصل‏ (85) به‏ حکومت‏ فدرال‏ و یا عالیترین‏ مقام‏ مربوطه‏ فدرال‏ کلا یا جزیا به‏ مقامات‏ عالی‏ دیگر فدرال‏ انتقال‏ یابد و در چنین‏ صورتی‏ قانونی‏ می‌توان‏ وضع کرد که‏ این‏ مقامات‏ در موقع صدور مقررات‏ کلی‏ اداری‏ احتیاجی‏ به‏ موافقت‏ بوندسرات‏ چنان‏ که‏ در اصل (85) بند (2) جمله‏ اول‏ اشاره‏ شده‏ است‏ نداشته‏ باشند.)
(توضیح: این موارد با‏ قانون‏ فدرال‏ مصوب‏ 23 دسامبر 1959 الحاق‏ یافت:
در قوانین‏ مصوبه‏ به‏ موجب‏ بند (11) اصل‏ (74) ممکن‏ است‏ با موافقت‏ بوندسرات‏ پیش‏ بینی‏ کرد که‏ توسط استانها به‏ نمایندکی‏ از طرف‏ فدراسیون‏ اجرا خواهند شد.)
اصل هشتاد و هشتادم
فدراسیون‏ بانک‏ ناشر اسکناس‏ و پول‏ رایج‏ به‏ عنوان‏ بانک‏ فدرال‏ تاسیس‏ خواهد کرد.
اصل‏ هشتاد و نهم
1- فدراسیون‏ صاحب‏ راه‏ های‏ آبی‏ خواهد بود.
2- فدراسیون‏ راه‏ های‏ آبی‏ فدرال‏ را به‏ وسیله‏ ماموران‏ خود اداره‏ خواهد کرد و اقدامات‏ رسمی‌را نسبت‏ به‏ کشتیرانی‏ داخلی‏ که‏ حدود آن‏ به‏ استان‏ دیگر برسد و راه‏ هایی‏ که‏ به‏ کشتیرانی‏ دریاها منجر شود که‏ قانونا حق‏ او شناخته‏ شده‏ است‏ معمول‏ خواهد داشت‏. در صورت‏ تقاضا فدراسیون‏ می‌تواند اداره‏ طرق‏ آبی‏ را تا جایی‏ که‏ در داخله‏ یک‏ استان‏ واقع اند به‏ نمایندگی‏ خود به‏ این‏ استان‏ واگذار کند و هر گاه‏ راه‏ آبی‏ از سرزمین‏ چند استان‏ بگذرد فدراسیون‏ می‌تواند یکی‏ از استانها را در صورتی‏ که‏ استانی‏ چنین‏ درخواستی‏ بنماید به‏ نمایندگی‏ خود انتخاب‏ کند.
3- در مورد اداره‏ یا توسعه‏ و ساختمان‏ جدید طرق‏ آبی‏ احتیاجات‏ کشت‏ و زرع‏ و سازمان‏ آب‏ با موافقت‏ استان‏ محفوظ خواهد ماند.
اصل نودم
1- فدراسیون‏ صاحب‏ آزاد راه‏ های موتوری‏ (اتوبان) دولت‏ سابق‏ آلمان‏ و جاده‏ های‏ کشور آلمان‏ خواهد بود.
2- استانها یا هر هیات‏ مستقل‏ وابسته‏ ای‏ که‏ به‏ موجب‏ قانون‏ استان‏ صلاحیت‏ داشته‏ باشد به‏ نمایندگی‏ از طرف‏ فدراسیون‏ امور جاده‏ های‏ موتوری‏ فدرال‏ و راه‏ های‏ دیگر فدرال‏ را که‏ برای‏ مسافرت‏ مسافات‏ بعید به‏ کار می‌روند اداره‏ خواهند کرد.
3- بر طبق‏ درخواست‏ یک‏ استان‏ فدراسیون‏ می‌تواند اداره‏ جاده‏ های‏ موتوری‏ فدرال‏ و راه‏ های‏ دیگر فدرال‏ را که‏ برای‏ مسافرت‏ مسافات‏ دورند و در داخل‏ استان‏ واقع شده‏ اند به‏ عهده‏ بکیرد.
اصل نود و یکم
1- به‏ منظور اجتناب‏ از خطری‏ عاجل‏ نسبت‏ به‏ هستی‏ یا نظم‏ آزاد دموکراتیک‏ حکومت‏ متخده‏ یا استان‏، هر استانی‏ می‌تواند از نیروهای‏ پلیسی‏ استان‏ های‏ دیگر استمداد کند.
2- هر گاه‏ استانی‏ که‏ دچار خطری‏ عاجل‏ شده‏ است‏ خود نخواهد یا نتواند از عهده‏ رفع آن‏ برآید حکومت‏ متحده‏ می‌تواند نیروی‏ پلیس‏ استان‏ مزبور یا استان‏ های‏ دیگر را زیر فرمان‏ خود درآورد. حکم‏ راجع به‏ این‏ مورد پس‏ از رفع خطر و یا هر موقعی‏ که‏ بوندسرات‏ تقاضا کند منتفی‏ خواهد شد.
اصل نود و دوم
قدرت‏ قضایی‏ بر عهده‏ قضات‏ خواهد بود و به‏ وسیله‏ دادگاه‏ فدرال‏ قانون‏ اساسی‏ و دیوان‏ عالی‏ فدرال‏ و دادگاه‏ های‏ فدرال‏ که‏ در این‏ قانون‏ اساسی‏ پیش‏ بینی‏ شده‏ است‏ و دادگاه‏ های‏ استان‏ اجرا می‌شود.
اصل نود و سوم
دیوان‏ قانون‏ اساسی‏ فدرال‏ در موارد ذیل‏ تصمیم‏ می‌گیرد:
1- در باب‏ تفسیر این‏ قانون‏ اساسی‏ در صورتی‏ که‏ اختلافی‏ راجع به‏ میزان‏ حقوق‏ و تکالیف‏ یکی‏ از ارگان‏ عالی‏ فدرال‏ یا قسمت‏ های‏ مربوط دیگر که‏ به‏ وسیله‏ این‏ قانون‏ اساسی‏ واجد حقوق‏ خاصی‏ باشند یا به‏ واسطه‏ آیین‏ کار یکی‏ از ارگان‏ عالی‏ فدرال‏ پیش‏ آمده‏ باشد.
2- در مورد اختلاف‏ نظر یا وجود تردید راجع به‏ صلاحیت‏ رسمی‌ و صوری‏ قانون‏ فدرال‏ یا قانون‏ ایالتی‏ با این‏ قانون‏ اساسی‏ یا در اثر تباین‏ قانون‏ استان‏ با قوانین‏ دیگر فدرال‏ به‏ درخواست‏ حکومت‏ فدرال‏ یا حکومت‏ یکی‏ از استانها و یا یک‏ سوم‏ اعضای‏ بوندستاگ‏ اقدام‏ خواهد کرد.
3- در صورت‏ اختلاف‏ نظر راجع به‏ حقوق‏ و وظایف‏ فدراسیون‏ و استان‏ به‏ خصوص‏ در مورد اجرای‏ قانون‏ فدرال‏ از طرف‏ استان‏ و درباره‏ اجرای‏ حق‏ نظارت‏ فدرال‏.
4- در باب‏ اختلافات‏ دیگری‏ که‏ بر اثر تصادم‏ با قوانین‏ عمومی‌بین‏ فدراسیون‏ و استان‏ و استانها و یا در داخله‏ یک‏ استان‏ بروز می‌کند مگر آن‏ که‏ موجبات‏ مراجعه‏ به‏ سایر دادگاه‏ ها وجود داشته‏ باشد.
5- در سایر مواردی‏ که‏ این‏ قانون‏ اساسی‏ پیش‏ بینی‏ کرده‏ است‏.
2- دیوان‏ قانون‏ اساسی‏ همچنین‏ در مواردی‏ که‏ قانون‏ فدرال‏ تصریح‏ کرده‏ است‏ اقدام‏ خواهد کرد.
اصل نود و چهارم
1- دیوان‏ قانون‏ اساسی‏ مرکب‏ خواهد بود از قضات‏ فدرال‏ و اعضای‏ دیگر. نصف‏ اعضای‏ دادگاه‏ قانون‏ اساسی‏ از طرف‏ بوندستاگ‏ و نصف‏ دیگر از جانب‏ بوندسرات‏ منتخب‏ میشوند. ایشان‏ ممکن‏ است‏ متعلق‏ به‏ بوندستاگ‏، بوندسرات‏، حکومت‏ فدرال‏ و یا ارگان‏ مربوطه‏ استان‏ نباشد.
2- تاسیس‏ و ترتیب‏ کار آن‏ به‏ وسیله‏ قانونی‏ فدرال‏ که‏ تصریح‏ خواهد کرد که‏ تصمیماتش‏ در چه‏ مواردی‏ اثر قانونی‏ دارند تنظیم‏ خواهد گردید.
اصل نود و پنجم
1- به‏ منظور حفظ وحدت‏ شکل‏ قانون‏ فدرال‏، یک‏ دیوان‏ عالی‏ فدرال‏ تاسیس‏ خواهد شد.
2- دیوان‏ عالی‏ فدرال‏ مواردی‏ را که‏ تصمیم‏ راجع به‏ آنها در حفظ وحدت‏ شکل‏ قوه‏ قضاییه‏ از طرف‏ دادگاه‏ های‏ عالی‏ فدرال‏ اهمیت‏ اساسی‏ دارد تعیین‏ خواهد کرد.
3- قضات‏ دیوان‏ عالی‏ متفقا از طرف‏ وزیر دادگستری‏ فدرال‏ و یک‏ هیات‏ انتخاب‏ قضات‏ مرکب‏ از وزرای‏ دادگستری‏ استانها و عده‏ متساوی‏ آن‏ از اعضای‏ منتخب‏ بوندستاگ‏ انتخاب‏ می‌شوند.
4- در موارد دیگر اساسنامه‏ دیوان‏ عالی‏ فدرال‏ و آیین‏ نامه‏ آن‏ به‏ وسیله‏ قانون‏ فدرال‏ تنظیم‏ خواهد گردید.
اصل نود و ششم
1- دادگاه‏ های‏ استینافی‏ فدرال‏ برای‏ موضوعات‏ معمولی‏ و اداری‏ و مالیات‏ و کار و تصمیمات‏ اجتماعی‏ تشکیل‏ خواهد یافت‏.
2- اصل‏ 95 بند (3) نسبت‏ به‏ قضات‏ دادگاه‏ های‏ عالی‌تر فدرال‏ مجری‏ خواهد شد ولی‏ وزیرانی‏ که‏ در مورد خاصی‏ صلاحیت‏ دارند جای‏ وزیر دادگستری‏ فدرال‏ و وزیران‏ دادگستری‏ استانها را خواهند گرفت‏. مدت‏ خدمت‏ این‏ قضات‏ به‏ وسیله‏ قانون‏ مخصوص‏ فدرال‏ تعیین‏ خواهد شد.
3- فدراسیون‏ می‌تواند دادگاه‏ های‏ انتظامی‌به‏ منظور اقدامات‏ انضباطی‏ بر علیه‏ ماموران‏ کشوری‏ و قضات‏ فدرال‏ و همچنین‏ دادگاه‏ های‏ نظامی‌فدرال‏ جهت‏ اقدامات‏ انضباطی‏ بر علیه‏ سربازان‏ و امور مربوط به‏ شکایات‏ سربازان‏ تشکیل‏ دهد.
(توضیح: این موارد با‏ قانون‏ فدرال‏ مصوب‏ 19 مارس‏ 1956 اصلاح‏ شد: اصل نود و ششم:
1- فدراسیون‏ می‌تواند دادگاه‏ های‏ جنایی‏ نظامی‌برای‏ افراد ارتش‏ به‏ منزله‏ دادگاه‏ های‏ فدرال‏ ترتیب‏ دهد. این‏ دادگاه‏ ها مجاز نیستند احکام‏ جزایی‏ صادر کنند، مگر در مورد دفاع‏ ملی‏ و یا راجع به‏ افراد نظامی‌که‏ در خارجه‏ و یا در ناوهای‏ جنگی‏ خدمت‏ می‌کنند. جزییات‏ به‏ وسیله‏ قانون‏ فدرال‏ تعیین‏ خواهد گردید.
2- دادگاه‏ های‏ جنایی‏ نظامی‌در حوزه‏ کار وزیر دادگستری‏ فدرال‏ خدمت‏ خواهند کرد. قضات‏ دایمی‌آنها باید از کسانی‏ باشند که‏ صلاحیت‏ احراز مقام‏ قضاوت‏ را دارند.
3- دیوان‏ دادگستری‏ فدرال‏ عالیترین‏ دادگاه‏ فدرال‏ برای‏ مراجعه‏ دادگاههایی‏ جنایی‏ نظامی‌خواهد بود. (توضیح: دادگاه‏ استیناف‏ فدرال‏ درباره‏ دادرسی‏ معمولی‏ (اصل‏ 96) بند (1)). 
اصل نود و هفتم
1- قضات‏ مستقل‏ و فقط تابع قانون‏ خواهند بود.
2- قضاتی‏ که‏ به‏ صورت‏ دائم‏ و بر اساس‏ اشتغال‏ تمام‏ وقت‏ در یک‏ مقام‏ منصوب‏ می‌شوند علیرغم‏ میل‏ خودشان‏ قابل‏ عزل‏ نخواهند بود و دایما و یا موقتا آنها را از کارشان‏ بر کنار یا معلق‏ نمی‌توان‏ کرد یا به‏ مقام‏ دیگر نمی‌شود انتقال‏ داد و یا قبل‏ از انقضای‏ دوره‏ خدمتشان‏ بازنشسته‏ کرد مگر بنا بر یک‏ رای‏ قضایی‏ و فقط مطابق‏ و به‏ ترتیبی‏ که‏ در قانون‏ پیش‏ بینی‏ شده‏ است‏. قانون‏ می‌تواند موقع تقاعد قضات‏ منصوب‏ برای‏ تمام‏ عمر را تعیین‏ کند. در صورت‏ تغییراتی‏ در اساس‏ کار دادگاه‏ ها و یا منطقه‏ دادرسی‏ ایشان‏ قضات‏ را می‌توان‏ به‏ دادگاه‏ دیگر انتقال‏ داد و یا از کارشان‏ برانداخت‏ مشروط بر اینکه‏ تمام‏ حقوق‏ آنها پرداخت‏ شود.
اصل نود و هشتم
1- وضع استخدامی‌قانونی‏ قضات‏ فدرال‏ به‏ وسیله‏ یک‏ قانون‏ مخصوص‏ فدرال‏ تنظیم‏ خواهد گردید.
2- هر گاه‏ یک‏ قاضی‏ فدرال‏ در مقام‏ رسمی‌خود و یا به‏ طور غیر رسمی‌لطمه‏ ای‏ به‏ اصول‏ این‏ قانون‏ اساسی‏ و یا نظم‏ مبتنی‏ بر قانون‏ اساسی‏ یک‏ استان‏ وارد سازد دیوان‏ قانون‏ اساسی‏ با اکثریت‏ دو سوم‏ آرا به‏ درخواست‏ بوندستاگ‏ می‌تواند تصمیم‏ بگیرد که‏ قاضی‏ مزبور به‏ محل‏ دیگری‏ منتقل‏ و یا جز متقاعدین‏ محسوب‏ گردد. در صورت‏ خلاف‏ عمدی‏ حکم‏ عزل‏ او را می‌توان‏ صادر کرد.
3- وضع استخدامی‌قانونی‏ قضات‏ در استان‏ به‏ وسیله‏ قانون‏ مخصوص‏ استان‏ تنظیم‏ خواهد یافت‏. فدراسیون‏ می‌تواند در این‏ باب‏ مقررات‏ کلی‏ وضع و اجرا کند.
4- استان‏ می‌تواند مقرر دارد که‏ وزیر دادگستری‏ استان‏ به‏ اتفاق‏ کمیته‏ ای‏ مخصوص‏ برگزیدن‏ قضات‏ جهت‏ نصب‏ قضات‏ استان‏ تصمیم‏ لازم‏ اتخاذ کند.
5- حکومت‏ استان‏ می‌تواند در مورد قضات‏ ایالتی‏ مقرراتی‏ بر طبق‏ پیش‏ بینی‏ در بند (2) وضع و اجرا کند قانون‏ اساسی‏ موجود در استان‏ از این‏ شمول‏ مصون‏ خواهد بود. تصمیم‏ درباره‏ تعقیب‏ جزایی‏ یک‏ قاضی‏ به‏ عهده‏ دیوان‏ قانون‏ اساسی‏ فدرال‏ خواهد بود.
اصل نود و نهم
تصمیم‏ راجع به‏ اختلافات‏ اساسی‏ در داخله‏ استان‏ ممکن‏ است‏ به‏ وسیله‏ قانون‏ ایالتی‏ به‏ عهده‏ دیوان‏ قانون‏ اساسی‏ فدرال‏ واگذار و رای‏ نهایی‏ در مسایلی‏ که‏ مربوط به‏ اجرای‏ قانون‏ استان‏ باشد مخصوص‏ دادگاه‏ های‏ استینافی‏ فدرال‏ گردد.
اصل صدم
1- هر گاه‏ دادگاهی‏ دریابد قانونی‏ که‏ اعتبارش‏ با رای‏ او ارتباط دارد مطابق‏ قانون‏ اساسی‏ نیست‏ جریان‏ را متوقف‏ و از دادگاه‏ استان‏ که‏ صلاحیت‏ رسیدگی‏ به‏ اختلافات‏ اساسی‏ را دارد در صورتی‏ که‏ موضوع‏ مربوط به‏ تجاوز نسبت‏ به‏ مقررات‏ اساسی‏ استان‏ باشد تصمیم‏ لازم‏ تحصیل‏ کند یا اگر موضوع‏ ارتکاب‏ خلافی‏ نسبت‏ به‏ این‏ قانون‏ اساسی‏ است‏ تصمیم‏ یا دیوان‏ عالی‏ قانون‏ اساسی‏ خواهد بود. این‏ ترتیب‏ همچنین‏ اگر مورد تجاوزی‏ از ناحیه‏ یک‏ قانون‏ ایالاتی‏ یا تضاد یک‏ قانون‏ استان‏ با قانون‏ فدرال‏ باشد مجری‏ خواهد گردید.
2- هرگاه‏ در طی‏ رسیدگی‏ قانونی‏ تردیدی‏ پیدا شود در اینکه‏ یکی‏ از مقررات‏ حقوق‏ بین‏ الملل‏ عمومی‌جز مکملی‏ از قانون‏ فدرال‏ است‏ یا نه‏ و اینکه‏ آیا چنین‏ قاعده‏ ای‏ مستقیما حقوق‏ و تکالیفی‏ برای‏ فرد (اصل‏ 25) ایجاد می‌کند دادگاه‏ رای‏ دیوان‏ قانون‏ اساسی‏ را استعلام‏ خواهد کرد.
3- اگر دادگاه‏ اساسی‏ یک‏ استان‏ در مورد تفسیر این‏ قانون‏ اساسی‏ قصد کند که‏ از تصمیم‏ دیوان‏ قانون‏ اساسی‏ فدرال‏ و یا از رای‏ دادگاه‏ اساسی‏ استان‏ دیگر انحراف‏ جوید باید رای‏ دیوان‏ قانون‏ اساسی‏ را تحصیل‏ نماید و در مورد تفسیر قوانین‏ دیگر فدرال‏ هر گاه‏ در صدد برآید که‏ از تصمیم‏ دادگاه‏ عالی‏ فدرال‏ و یا یک‏ دادگاه‏ استیناف‏ فدرال‏ عدول‏ کند بایستی‏ رای‏ دادگاه‏ عالی‏ فدرال‏ در این‏ باب‏ صادر شود.
اصل صد و یکم
1- تشکیل‏ دادگاه‏ های‏ فوق‏ العاده‏ ممنوع‏ است‏. هیچ‏ فردی‏ را نمی‌توان‏ از حق‏ قضاوت‏ قاضی‏ قانونی‏ او محروم‏ ساخت‏.
2- دادگاه‏ های‏ برای‏ موارد مخصوص‏ را فقط بر طبق‏ قانون‏ می‌توان‏ تشکیل‏ داد.
اصل صد و دوم
مجازات‏ اعدام‏ ممنوع‏ خواهد بود.
اصل صد و سوم
1- هر فردی‏ حق‏ عرض‌حال‏ خود را بر طبق‏ قانون‏ در دادگاه‏ خواهد داشت‏.
2- عملی‏ را می‌توان‏ مستوجب‏ مجازات‏ دانست‏ که‏ پیش‏ از ارتکاب‏ جرم‏ شناخته‏ شده‏ باشد.
3- هیچ‏ فردی‏ را برای‏ عمل‏ واحدی‏ بر طبق‏ قانون‏ مجازات‏ عمومی‌بیش‏ از یک‏ بار نمی‌توان‏ مجازات‏ کرد.
اصل صد و چهارم
1- آزادی‏ فرد را فقط به‏ موجب‏ یک‏ قانون‏ رسمی‌ و تنها بر طبق‏ آیین‏ مندرج‏ در آن‏ قانون‏ می‌توان‏ محدود کرد. اشخاص‏ بازداشت‏ شده‏ نباید مورد آزار روحی‏ یا جسمی‌قرار گیرند.
2- فقط قضات‏ می‌توانند راجع به‏ دوام‏ یا تجویز محرومیت‏ آزادی‏ افراد تصمیم‏ بگیرند. هرگاه‏ چنین‏ مرحومیت‏ مبتنی‏ بر رای‏ قاضی‏ نباشد بدون‏ تاخیر باید رای‏ دادگاه‏ صادر شود. پلیس‏ نمی‌تواند برای‏ خود کسی‏ را بعد از توقیف‏ بیش‏ از انقضای‏ روز در بازداشتگاه‏ نگاه‏ دارد. جزییات‏ به‏ وسیله‏ قانون‏ تنظیم‏ خواهد شد.
3- هر فردی‏ را که‏ بواسطه‏ سو ظن‏ ارتکاب‏ جرمی‌قابل‏ مجازات‏، موقتا بازداشت‏ شده‏ باشد باید حداکثر روز بعد از توقیف‏ به‏ پیشگاه‏ دادگاه‏ برد. قاضی‏ باید دلیل‏ بازداشت‏ را ابلاغ‏ و از او بازپرسی‏ کند و به‏ او فرصت‏ دفاع‏ از خود بدهد. قاضی‏ باید بدون‏ تاخیر یا حکم‏ توقیف‏ متضمن‏ دلایل‏ آن‏ صادر و یا رای‏ رفع بازداشت‏ را اعلام‏ کند.
4- هر گونه‏ رای‏ قضایی‏ مربوط به‏ حکم‏ محرومیت‏ از آزادی‏ یا ادامه‏ چنین‏ محرومیتی‏ صادر شود باید مراتب‏ بدون‏ تاخیر به‏ اطلاع‏ یکی‏ از بستگان‏ شخص‏ بازداشت‏ شده‏ و یا یکی‏ از افراد مورد اعتماد او برسد.
اصل صد و پنجم
1- حکومت‏ متحده‏ (فدراسیون) اختیار انحصاری‏ قانونگزاری‏ امور گمرکی‏ و انحصارات‏ مالی‏ را دارا است‏.
2- فدراسیون‏ همچنین‏ اختیار وضع قوانین‏ را راجع به‏ مسایل‏ ذیل‏ دارد:
یک- مالیات‏ های‏ غیر مستقیم‏ و مالیات‏ بر وسایط نقلیه‏ و حمل‏ و نقل‏ و معاملات‏ به‏ استثنای‏ مالیاتهای‏ مربوط به‏ اجراییات‏ محلی‏ به‏ خصوص‏ مالیات‏ املاک‏ و مالیات‏ بر سود و مالیات‏ راجع به‏ حمایت‏ از حریق‏.
دو- مالیات‏ بر درآمد و مالیات‏ مستغلات‏، ارث‏ و هبه.
سه- مالیات‏ بر اموال‏ غیر منقول‏ و کسب‏ به‏ استثنای‏ تثبیت‏ نرخ‏ مالیاتها و هر گاه‏ راجع به‏ مالیاتهایی‏ باشد که‏ کلا یا بعضا برای‏ تامین‏ هزینه‏ های‏ فدرال‏ و یا انجام‏ شرایطی‏ است‏ که‏ در اصل‏ 72 بند (2) قید شده‏ است‏.
3- برای‏ قوانین‏ فدرال‏ مربوط به‏ مالیاتهایی‏ که‏ عایدات‏ آن‏ کلا یا بعضا به‏ استان‏ یا بخشها (اتحادیه‏ بخش‏ ها) می‌رسد تصویب‏ بوندسرات‏ لازم‏ خواهد بود.
اصل صد و ششم
توضیح: ‌این موارد با قانون‏ فدرال‏ مورخ‏ 24 دسامبر 1955 و قانون‏ فدرال‏ 24 دسامبر 1956 اصلاح‏ شده‏ است:
1- درآمد انحصارات‏ مالی‏ و وصول‏ مالیاتهای‏ ذیل‏ مختص‏ فدراسیون‏ خواهد بود:
یک- عوارض‏ گمرکی‏.
دو- آن‏ قسمت‏ از مالیاتهای‏ غیر مستقیم‏ که‏ بر طبق‏ بند (2) مختص‏ استان‏ نباشد.
سه- مالیات‏ بر مجموع‏ دریافتی‏.
چهار- مالیات‏ حمل‏ و نقل‏.
پنج- عوارض‏ ثابتی‏ که‏ بر اموال‏ تحمیل‏ می‌شود و مالیاتهای‏ تعدیلی‏ که‏ به‏ منظور تامین‏ توازن‏ مالیاتهای‏ قانونی‏ وضع گردیده‏ است‏.
شش- مالیات‏ امدادی‏ برای‏ برلن‏.
هفت- مالیات‏ بر درآمد و مالیاتهای‏ اضافی‏ و شرکتهایی‏ که‏ شخصیت‏ حقوقی‏ دارند (کورثراسیون‏).
2- عایدات‏ ذیل‏ و اصل‏ از سایر مالیاتها نصیب‏ استان‏ خواهد شد:
یک- مالیات‏ املاک‏.
دو- مالیات‏ ارث.
سه- مالیات‏ وسایط نقلیه‏ موتوری.
چهار- آن‏ قسمت‏ از مالیات‏ بر معاملات‏ که‏ طبق‏ بند (1) عاید فدراسیون‏ نشود.
پنج- مالیات‏ آبجو.
شش- مالیات‏ بر مؤسسات‏ قمار.
هفت- مالیاتهای‏ اختصاصی‏ مربوط به‏ اجراییات‏ محلی‏.
3- عایدات‏ مالیات‏ بر درآمد و مالیات‏ مشاغل‏ تجارتی‏ به‏ ترتیب‏ ذیل‏ اختصاص‏ خواهد یافت‏:
تا سال‏ 1958 بین‏ حکومت‏ متحده‏ و استان‏ به‏ میزان‏ یک سوم (33 درصد) و دو سوم (66 درصد).
از اول‏ آوریل‏ 1958 بین‏ حکومت‏ متحده‏ و استان‏ به‏ میزان‏ 35 درصد و 65 درصد.
4- میزان‏ تقسیم‏ بندی‏ مالیاتهای‏ درآمد و شرکتهای‏ حقوقی‏ (بند 3) بر طبق‏ قانون‏ فدرال‏ که‏ مستلزم‏ تایید بوندسرات‏ می‌باشد، هر موقع که‏ در وضع ارتباط عایدات‏ و مخارج‏ در فدراسیون‏ با مخارج‏ استان‏ تغییری‏ حاصل‏ شود و احتیاجات‏ بودجه‏ ای‏ فدراسیون‏ یا استان‏ از میزانی‏ که‏ پیش‏ بینی‏ شده‏ است‏ تجاوز کند و تا حدود و مقداری‏ که‏ تعادل‏ لازم‏ در میزان‏ تقسیم‏ بندی‏ به‏ نفع فدراسیون‏ یا استان‏ ایجاب‏ نماید، هر نوع‏ تبدیل‏ بر طبق‏ اصول‏ ذیل‏ خواهد بود:
یک- فدراسیون‏ و استان‏ هر کدام‏ باید از عهده‏ مخارجی‏ که‏ ناشی‏ از اداره‏ امور مربوطه‏ آنها است‏ برآیند. اصل‏ 120 بند (1) مشمول‏ این‏ ترتیب‏ نخواهد بود.
دو- تساوی‏ وضع بین‏ دعاوی‏ فدراسیون‏ و استان‏ در قسمت‏ مخارج‏ مربوطه‏ هر یک‏ که‏ از درآمدهای‏ معمولی‏ تامین‏ شود برقرار خواهد بود.
سه- احتیاجات‏ فدراسیون‏ و استان‏ در قسمت‏ تامین‏ مخارج‏ از محل‏ بودجه‏ چنان‏ تنظیم‏ خواهد گردید که‏ تسهیم‏ عادلانه‏ تامین‏ و از هر گونه‏ تحمیل‏ اضافی‏ بر مالیات‏ دهندگان‏ اجتناب‏ و حفاظت‏ پایه‏ واحد زندگی‏ در سرزمین‏ فدرال‏ تضمین‏ شود. میزان‏ تسهیم‏ را برای‏ نخستین‏ بار از اول‏ آوریل‏ 1958 می‌توان‏ تغییر داد و پس‏ از آن‏ در فواصلی‏ که‏ کمتر از دو سال‏ از تاریخ‏ اجرای‏ هر قانونی‏ نباشد که‏ ناظر بر چنین‏ تقسیمی‌است‏ و مشروط بر اینکه‏ این‏ ترتیب‏ تاثیری‏ در تغییر سهم‏ بندی‏ مقرر در بند (5) ننماید.
5- هر گاه‏ یک‏ قانون‏ فدرال‏ مخارج‏ اضافی‏ پیش‏ بیاورد و یا عایداتی‏ را از استانها پس‏ بگیرد میزان‏ تسهیم‏ درآمد و مالیات‏ شرکتهای‏ دارای‏ شخصیت‏ حقوقی‏ (کورثراسیون) به‏ نفع استانها تغییر خواهد کرد منوط بر اینکه‏ شرایطی‏ که‏ در بند (4) پیش‏ بینی‏ شده‏ است‏ به‏ وجود آمده‏ باشد. اگر مالیاتهای‏ اضافی‏ بر استانها برای‏ مدت‏ محدودی‏ باشد چنین‏ تحمیلی‏ را به‏ وسیله‏ یک‏ قانون‏ فدرال‏ که‏ به‏ تصویب‏ بوندسرات‏ رسیده‏ و اصولی‏ را برای‏ تخمین‏ مبلغ چنین‏ غرامت‏ و توزیع آن‏ در میان‏ استانها مقرر نموده‏ باشد از جانب‏ فدراسیون‏ می‌توان‏ جبران‏ کرد.
6- عایدات‏ از مالیاتهای‏ بر املاک‏ و مشاغل‏ به‏ بخشها خواهد رسید و هر گاه‏ در استانی‏ بخش‏ وجود نداشته‏ باشد این‏ عایدات‏ نصیب‏ خود استان‏ می‌شود. مالیاتهای‏ بر املاک‏ و مشاغل‏ بر طبق‏ مقررات‏ استان‏ را می‌توان‏ اساس‏ تقسیم‏ بندی‏ این‏ مبالغ پرداختی‏ و یا تفویض‏ به‏ بخشها قرارداد. به‏ وسیله‏ قانون‏ استان‏ چند درصدی‏ از سهم‏ استان‏ از مالیاتهای‏ درآمد و بنگاه‏ های‏ تجارتی‏ عموما نصیب‏ بخشها (اتحادیه‏ بخشها) خواهد شد. میزان‏ اینکه‏ عایدات‏ از مالیاتهای‏ ایالتی‏ نصیب‏ بخشها بشود و حدود آن‏ چه‏ باشد از طرف‏ مجلس‏ مقننه‏ استان‏ تعیین‏ خواهد گردید.
7- اگر در استانهای‏ به‏ خصوص‏ یا بخشها (اتحادیه‏ بخشها) حکومت‏ متحده‏ (فدراسیون) موجب‏ تسهیلات‏ خاصی‏ بشود که‏ در نتیجه‏ مستقیما تولید مخارج‏ بیشتر و یا عایدات‏ کمتر (تحمیلات‏ اختصاصی‏) به‏ استان‏ های‏ دیگر یا بخشها (اتحادیه‏ بخشها) گردد در صورتی‏ که‏ استانها یا بخشها نتوانند حقا این‏ تحمیلات‏ را بر عهده‏ بگیرند، فدراسیون‏ غرامت‏ کافی‏ را تامین‏ خواهد کرد. برای‏ پرداخت‏ چنین‏ غرامتی‏ باید به‏ رفع خسارات‏ طرفهای‏ سوم‏ یا به‏ امتیازات‏ مالی‏ ناشی‏ از اینگونه‏ تسهیلات‏ به‏ استانها یا بخشها (اتحادیه‏ بخشها) توجه‏ کافی‏ بشود.
8- برای‏ منظور مندرج‏ در این‏ اصل‏ عایدات‏ و مخارج‏ بخشها (اتحادیه‏ بخشها) به‏ منزله‏ عایدات‏ و مخارج‏ استان‏ تلقی‏ خواهد گردید.
اصل صد و هفتم
(توضیح: موارد زیر با  قانون‏ فدرال‏ 23 دسامبر 1955 اصلاح‏ شد:)
1- عایدات‏ از مالیاتهای‏ هر استان‏ تا حدودی‏ که‏ این‏ مالیاتها به‏ وسیله‏ ماموران‏ دارایی‏ در داخله‏ استان‏ وصول‏ میشود (عایدات‏ محلی) به‏ همان‏ استان‏ تعلق‏ خواهد داشت‏. قانون‏ فدرال‏ با تایید بوندسرات‏ می‌تواند مشروحا برای‏ تعیین‏ میزان‏ و تقسیم‏ بندی‏ عایدات‏ محلی‏ از مالیاتهای‏ اختصاصی‏ (سهم‏ مالیاتی‏) تصمیم‏ بگیرد.
2- قانون‏ فدرال‏ با موافقت‏ بوندسرات‏ تعدیل‏ وضع مالی‏ بین‏ یک‏ استان‏ قوی‏ از جهت‏ مالی‏ و استان‏ دیگر ضعیف‏ از این‏ جهت‏ را تامین‏ خواهد کرد و در این‏ مورد توجه‏ کافی‏ نسبت‏ به‏ توان‏ مالی‏ و احتیاجات‏ بخشها (اتحادیه‏ بخشها) خواهد شد. چنین‏ قانونی‏ میزان‏ مساعده‏ از ناحیه‏ استان‏ قوی‏ مالی‏ نسبت‏ به‏ استان‏ ضعیف‏ مالی‏ را پیش‏ بینی‏ خواهد کرد به‏ علاوه‏ باید شرایط تعدیل‏ و دعاوی‏ و مسیولیت‏ های‏ مربوط به‏ آن‏ و همچنین‏ میزان‏ مبلغ برای‏ پرداخت‏ هایی‏ را نیز که‏ به‏ وسیله‏ فدراسیون‏ از دارایی‏ فدرال‏ به‏ استان‏ ضعیف‏ مالی‏ به‏ منظور تکمیل‏ احتیاجات‏ مالی‏ آنها خواهد شد پیش‏ بینی‏ کند. (پرداخت‏ های‏ تکمیلی).
اصل صد و هشتم
1- امور حقوق‏ گمرکی‏ و انحصارات‏ مالی‏ و مالیاتهای‏ غیر مستقیم‏ که‏ تابع مقررات‏ قانونگزاری‏ مشترک‏ خواهند بود با مالیات‏ حمل‏ و نقل‏ و مالیات‏ برگشتی‏ از سرمایه‏ و مالیات‏ غیر جاری‏ بر املاک‏ توسط ماموران‏ مالیاتی‏ فدرال‏ اداره‏ خواهد شد. ترتیب‏ کار این‏ مقامات‏ و نظامنامه‏ انجام‏ آن‏ به‏ وسیله‏ قانون‏ فدرال‏ تنظیم‏ خواهد یافت‏. رئسای‏ ادارات‏ در مراحل‏ واسط پس‏ از مشورت‏ با حکومت‏ های‏ ایالتی‏ تعیین‏ خواهند شد. فدراسیون‏ می‌تواند دستگاه‏ اداری‏ مالیت‏ غیر جاری‏ بر املاک‏ را به‏ ادارات‏ مالیات‏ استان‏ به‏ منزله‏ نمایندگان‏ خود واگذار کند.
2- تا حدودی‏ که‏ فدراسیون‏ مدعی‏ قسمتی‏ از مالیات‏ بر درآمد و مالیات‏ بر مشاغل‏ برای‏ سهم‏ خود باشد، حق‏ خواهد داشت‏ که‏ اداره‏ آن‏ را به‏ عهده‏ بگیرد ولی‏ می‌توان‏ این‏ اداره‏ را به‏ مقامات‏ مالیاتی‏ استان‏ به‏ منزله‏ نمایندگان‏ خود واگذار کند.
3- ترتیب‏ کار بقیه‏ مالیاتها به‏ عهده‏ مقامات‏ استان‏ خواهد بود. فدراسیون‏ به‏ وسیله‏ قوانین‏ فدرال‏ که‏ احتیاج‏ به‏ تصویب‏ بوندسرات‏ دارد، سازمان‏ این‏ ادارات‏ و آیین‏ نامه‏ اجرایی‏ و ترتبیت‏ متحدالشکل‏ ماموران‏ اداری‏ را ترتیب‏ خواهد داد و رئسای‏ مقامات‏ در مراحل‏ اوسط با موافقت‏ حکومت‏ فدرال‏ منصوب‏ خواهند گردید. اداره‏ امور مالیاتی‏ که‏ به‏ بخشها خواهد رسید (اتحادیه‏ بخشها) ممکن‏ است‏ از طرف‏ استان‏ کلاً یا جزئاً به‏ خود بخشها واگذار شود.
4- تا حدودی‏ که‏ مالیاتها عاید فدراسیون‏ می‌شود مقامات‏ مالیاتی‏ استان‏ به‏ منزله‏ نمایندگان‏ حکومت‏ متحده‏ اقدام‏ خواهند کرد. استان‏ تا میزانی‏ که‏ به‏ درآمد مالیاتی‏ آن‏ مربوط است‏ برای‏ حسن‏ جریان‏ کار اینگونه‏ مالیاتها مسیول‏ خواهد بود. وزیر دارایی‏ فدرال‏ می‌تواند توسط نمایندگان‏ مجاز فدرال‏ در حسن‏ جریان‏ آن‏ نظارت‏ کند و این‏ نمایندگان‏ اختیار خواهند داشت‏ که‏ به‏ ماموران‏ هر درجه‏ در مقامات‏ اوسط و پایین‏ دستورات‏ بدهند.
5- اختیارات‏ قضایی‏ دادگاه‏ های‏ مالیاتی‏ را قانون‏ فدرال‏ تعیین‏ خواهد کرد.
6- مقررات‏ عمومی‌اداری‏ از طرف‏ حکومت‏ فدرال‏ صادر می‌شود و در قسمتی‏ که‏ اختیارات‏ اداری‏ به‏ عهده‏ مقامات‏ مالیاتی‏ استان‏ است‏ تصویب‏ بوندسرات‏ لازم‏ خواهد بود.
اصل صد و نهم
حکومت‏ متحده‏ و استان‏ از لحاظ بودجه‏ خود از یکدیگر جدا و مستقل‏ خواهند بود.
اصل صد و دهم
1- تمام‏ عایدات‏ و مخارج‏ حکومت‏ متحده‏ باید برای‏ هر سال‏ مالی‏ ثیش‏ بینی‏ و در بودجه‏ ملحوظ شود.
2- بودجه‏ باید به‏ وسیله‏ قانون‏ قبل‏ از شروع‏ سال‏ مالی‏ تثبیت‏ شود و باید به‏ تناسب‏ درآمد و هزینه‏ متوازن‏ باشد مخارج‏ معمولا باید فقط برای‏ یک‏ سال‏ در نظر گرفته‏ شود در موارد مخصوص‏ می‌توان‏ آن‏ را برای‏ دوره‏ طولانی‏ تر تصویب‏ کرد وگرنه‏ هیچگونه‏ ماده‏ و موردی‏ را نمی‌توان‏ بیش‏ از حدود یکسال‏ یا چیزهایی‏ که‏ مربوط به‏ عایدات‏ و مخارج‏ حکومت‏ متحده‏ یا دستگاه‏ اداری‏ آن‏ نباشد در قانون‏ بودجه‏ فدرال‏ جاداد.
3- دارایی‏ و دیون‏ در ضمیمه‏ ای‏ محلق‏ به‏ بودجه‏ عنوان‏ خواهد شد.
4- در موارد مربوط به‏ مئسسات‏ حکومت‏ متحده‏ که‏ به‏ صورت‏ تجارتی‏ اداره‏ می‌شوند ذکر درآمدها و مخارج‏ جز در صورت‏ بودجه‏ لازم‏ نیست‏ فقط درآمد ویژه‏ باید قید شود.
اصل صد و یازدهم
1- هر گاه‏ در پایان‏ یک‏ سال‏ مالی‏ بوجده‏ سال‏ آینده‏ به‏ وسیله‏ قانون‏ تثبیت‏ نشده‏ باشد حکومت‏ فدرال‏ می‌تواند تا چنین‏ قانونی‏ به‏ مرحله‏ اجرا درآید تمام‏ هزینه‏ های‏ ضروری‏ ذیل‏ را پرداخت‏ کند:
الف‏- برای‏ نگاهداری‏ تمام‏ مئسساتی‏ که‏ به‏ وسیله‏ قانون‏ ایجاد شده‏ اند و باید تصمیمات‏ قانونی‏ را اجرا کنند.
ب- برای‏ انجام‏ تعهدات‏ قانونی‏ حکومت‏ متحده‏.
ح- برای‏ تعقیب‏ پروژه‏ های‏ ساختمانی‏ و امور مباشرتی‏ و سرویس‏ های‏ دیگر یا ادامه‏ پرداخت‏ مساعده‏ های‏ به‏ این‏ منظور مشروط بر این‏ که‏ مبالغ مربوط در بودجه‏ سال‏ قبل‏ تصویب‏ شده‏ باشد.
2- هر گاه‏ عایداتی‏ که‏ به‏ وسیله‏ قانون‏ مخصوص‏ پیش‏ بینی‏ شده‏ است‏ و از مالیاتها و عوارض‏ و یا هر نوع‏ مالیات‏ یا منابعی‏ یا سود سرمایه‏ های‏ ذخیره‏ شده‏ دریافت‏ می‌شود کفاف‏ مخارج‏ مذکور در بند (1) را ننماید حکومت‏ فدرال‏ می‌تواند وجوه‏ لازم‏ را برای‏ جریان‏ کارها تا حداکثر یک‏ چهارم‏ جمع رقم‏ مندرج‏ در بودجه‏ وام‏ دریافت‏ کند.
اصل صد و دوازدهم
مخارج‏ زاید بر اختیارات‏ قانونی‏ و مخارج‏ خارج‏ از بودجه‏ احتیاج‏ به‏ تایید وزیر دارایی‏ فدرال‏ دارد. این‏ موافقت‏ فقط در صورتی‏ مقدور است‏ که‏ احتیاج‏ اضطراری‏ و دور از احتمال‏، پیش‏ آمده‏ باشد.
اصل‏ صد و سیزدهم
تصمیمات‏ بوندستاگ‏ و بوندسرات‏ که‏ بر مبلغ بودجه‏ ثیشنهادی‏ حکومت‏ متحده‏ چیزی‏ بیفزاید یا هزینه‏ ای‏ تازه‏ پیش‏ بیاورد یا ایجاد خرج‏ های‏ جدید در آینده‏ بکند احتیاج‏ به‏ موافقت‏ حکومت‏ فدرال‏ خواهد داشت‏.
اصل صد و چهاردهم
1- وزیر دارایی‏ فدرال‏ باید هر سال‏ به‏ بوندستاک‏ و بوندسرات‏ ترازنامه‏ ای‏ از تمام‏ عایدات‏ و مخارج‏ و همچنین‏ راجع به‏ دارایی‏ و دیون‏ تسلیم‏ کند.
2- این‏ گزارش‏ باید به‏ تایید دیوان‏ محاسبات‏ که‏ اعضای‏ آن‏ از حق‏ استقلال‏ قضایی‏ برخوردار خواهند بود برسد. گزارش‏ عمومی‌و شرح‏ خلاصه‏ ای‏ از دارایی‏ و دیون‏ باید طی‏ سال‏ بعدی‏ مالی‏ به‏ ضیمه‏ نظریات‏ دیوان‏ محاسبات‏ به‏ بوندستاگ‏ و بوندسرات‏ تسلیم‏ گردد تا بدین‏ وسیله‏ هر گونه‏ سلب‏ مسیولیتی‏ از حکومت‏ فدرال‏ تضمین‏ شود. وضع دیوان‏ محاسبات‏ را قانون‏ فدرال‏ تنظیم‏ خواهد کرد.
اصل صد و پانزدهم
اعتبارات‏ مالی‏ را می‌توان‏ فقط در مورد احتیاجات‏ فوق‏ العاده‏ از طریق‏ وام‏ بدست‏ آورد و بر حسب‏ معمول‏ تنها برای‏ مخارجی‏ که‏ به‏ منظور مقاصد تولیدی‏ و فقط به‏ موجب‏ قانون‏ فدرال‏ باشد. دادن‏ اعتبارات‏ و شرط تامین‏ آن‏ از ناحیه‏ فدراسیون‏ که‏ اثراتش‏ به‏ خارج‏ از حدود سال‏ مالی‏ تجاوز کند فقط بر طبق‏ یک‏ قانون‏ فدرال‏ امکان‏ پذیر است‏. مبلغ اعتبار یا میزان‏ تعهدی‏ که‏ فدراسیون‏ مسیولیت‏ آن‏ را به‏ عهده‏ می‌گیرد باید در قانون‏ قید شود.
اصل صد و شانزدهم
1- در صورتی‏ که‏ ترتیب‏ دیگری‏ به‏ وسیله‏ قانون‏ مقرر نشده‏ باشد یک‏ فرد آلمانی‏ بر طبق‏ مدلول‏ این‏ قانون‏ اساسی‏ کسی‏ است‏ که‏ دارای‏ تابعیت‏ آلمان‏ است‏ و یا کسی‏ که‏ اجازه‏ ورود به‏ سرزمین‏ آلمان‏ را چنانکه‏ در تاریخ‏ 31 دسامبر 1937 مقرر بود به‏ منزله‏ پناهنده‏ یا تبعیدشده‏ ای‏ از نسل‏ آلمانی‏ واجد بوده‏ یا به‏ عنوان‏ همسر و یا تولد از چنین‏ شخصی‏ به‏ خاک‏ آلمان‏ وارد شده‏ باشد.
2- به‏ اتباع‏ سابق‏ آلمان‏ که‏ بین‏ 30 ژانویه‏ 1933 و 8 مه‏ 1945 به‏ دلایل‏ سیاسی‏ و نژادی‏ یا مذهبی‏ از تابعیت‏ خود محروم‏ شدند و به‏ اخلاف‏ آنها در صورت‏ درخواست‏، تابعیت‏ آلمانی‏ مجددا تفویض‏ خواهد شد. اینگونه‏ افراد اگر بعد از 8 مه‏ 1945 در سرزمین‏ آلمان‏ مستقر شده‏ اند و نیت‏ دیگری‏ ابراز نداشته‏ باشند به‏ منزله‏ کسانی‏ که‏ از تابعیت‏ آلمانی‏ خود محروم‏ شده‏ بودند تلقی‏ نخواهند شد.
اصل صد و هفدهم
1- قانونی‏ که‏ با اصل‏ 3 بند (2) منافی‏ باشد تا وقتی‏ که‏ با مقررات‏ این‏ قانون‏ اساسی‏ منطبق‏ است‏ منتها تا انقضای‏ تاریخ‏ 31 مارس‏ 1953 نافذ خواهد بود.
2- قوانین‏ که‏ حق‏ آزادی‏ نقل‏ و انتقال‏ را به‏ واسطه‏ کمیابی‏ مسکن‏ در حال‏ حاضر محدود می‌سازند تا وقتی‏ که‏ قانون‏ فدرال‏ عملا آنها را لغو نکرده‏ باشد نافذ خواهد بود.
اصل صد و هجدهم
تجدید سازمان‏ ارضی‏ (مرزی) شامل‏ استانهای‏ (لندر) بادن‏، ورتمبرک‏ بادن‏ و ورتمبرک‏ هوهنزلرن‏ ممکن‏ است‏ با وجود مقررات‏ اصل‏ 39 به‏ وسیله‏ توافق‏ بین‏ استان‏ های‏ مربوط عملی‏ گردد و هرگاه‏ توافقی‏ حاصل‏ نشود تجدید سازمان‏ به‏ وسیله‏ قانون‏ فدرال‏ که‏ باید متضمن‏ مراجعه‏ به‏ آرای‏ عمومی‌باشد به‏ عمل‏ خواهد آمد.
اصل صد و نوزدهم
راجع به‏ مسایل‏ مربوط به‏ پناهندگان‏ و تبعیدشدگان‏ و به‏ خصوص‏ در مورد تقسیم‏ ایشان‏ در میان‏ استانها حکومت‏ فدرال‏ با موافقت‏ بوندسرات‏ می‌تواند تا حل‏ نهایی‏ موضوع‏ به‏ وسیله‏ قانون‏ فدرا ل‏ تصویبنامه‏ هایی‏ که‏ دارای‏ اثر قانونی‏ اند صادر کند. حکومت‏ فدرال‏ را در این‏ مورد می‌توان‏ مجاز ساخت‏ که‏ دستورهای‏ جداگانه‏ برای‏ موارد اختصاصی‏ صادر نماید به‏ استثنای‏ مواقعی‏ که‏ تاخیر موجب‏ خطر شود. دستورها باید به‏ عنوان‏ عالیترین‏ مقام‏ استان‏ صادر گردد.
اصل صد و بیستم
1- فدراسیون‏ (حکومت‏ متحده‏) هزینه‏ های‏ توقف‏ قوای‏ اشغالی‏ و تحصیلات‏ داخلی‏ و خارجی‏ دیگری‏ که‏ از جنگ‏ ناشی‏ گردیده‏ به‏ طوری‏ که‏ در قانون‏ فدرال‏ مشروحا بیان‏ شده‏ است‏ و همچنین‏ مساعده‏ های‏ مربوط به‏ تحمیلات‏ بیمه‏ های‏ اجتماعی‏ و از جمله‏ بیمه‏ بیکاری‏ و تعاون‏ عمومی‌نسبت‏ به‏ بیکاران‏ را عهده‏ دارد خواهد بود.
2- عایدات‏ تحویل‏ فدراسیون‏ خواهد گردید در عین‏ حالی‏ که‏ فدراسیون‏ نیز مخارج‏ را عهد ه‏ دار خواهد بود.
(توضیح: این موارد با‏ قانون‏ فدرال‏ مورخ‏ 14 اوت‏ 1952 الحاق‏ یافت:
اصل صد و بیستم:
1- در قوانین‏ مربوط به‏ اجرای‏ مقررات‏ موازنه‏ تحمیلات‏ مالیاتی‏ با موافقت‏ بوندسرات‏ می‌توان‏ پیش‏ بینی‏ کرد که‏ در زمینه‏ متوازن‏ ساختن‏ درآمدها که‏ قسمتی‏ از طرف‏ فدراسیون‏ و قسمتی‏ هم‏ به‏ وسیله‏ استانها به‏ منزله‏ نمایندگان‏ فدراسیون‏ به‏ عمل‏ خواهد آمد و اختیارات‏ مربوطه‏ اهدایی‏ به‏ حکومت‏ فدرال‏ و مقامات‏ صالحه‏ عالیه‏ فدرال‏ بر طبق‏ اصل‏ 85 کلا یا جزیا به‏ دستگاه‏ موازنه‏ (تعدیل ) فدرال‏ واگذار شود برای‏ اعمال‏ این‏ اختیارات‏ دستگاه‏ موازنه‏ فدرال‏ احتیاجی‏ به‏ موافقت‏ بوندسرات‏ نخواهد داشت‏ و مگر در موارد فوری‏ دستورهای‏ آن‏ به‏ عالیترین‏ مقام‏ استان‏ (اداره‏ موازنه‏ استان) صادر خواهد گردید.
2- مقررات‏ اصل‏ 87 بند (3) جمله‏ دوم‏ در این‏ مورد منتفی‏ خواهد بود.
اصل صد و بیست و یکم
بر طبق‏ مفاد این‏ قانون‏ اساسی‏ اکثریتی‏ از اعضای‏ بوندستاگ‏ و هیات‏ مجتمعه‏ فدرال‏ چنانکه‏ قانون‏ مقرر داشته‏ است‏ اکثریت‏ عددی‏ اعضای‏ آنها خواهد بود.
اصل‏ صد و بیست و دوم
1- از موقع تشکیل‏ اولین‏ جلسه‏ بوندستاگ‏ قانون‏ فقط به‏ وسیله‏ ارگان‏ مقننه‏ که‏ به‏ وسیله‏ این‏ قانون‏ اساسی‏ شناخته‏ شده‏ اند وضع خواهد گردید.
2- هیاتهای‏ قانونگزاری‏ و هیاتهایی‏ که‏ در کار وضع قانون‏ به‏ عنوان‏ شور همکاری‏ داشته‏ اند و صلاحیت‏ آنها بنا بر بند (1) پایان‏ می‌پذیرد از این‏ تاریخ‏ منحل‏ محسوب‏ می‌شوند.
اصل صد و بیست و سوم
1- هر قانون‏ معتبری‏ که‏ پیش‏ از تشکیل‏ اولین‏ جلسه‏ بوندستاگ‏ وجود داشته‏ در صورتی‏ که‏ با این‏ قانون‏ اساسی‏ منافاتی‏ نداشته‏ باشد نافذ باقی‏ خواهد ماند.
2- به‏ شرط آن‏ که‏ تمام‏ حقوق‏ و اعتراضات‏ اطراف‏ ذینفع ملحوظ بشود عهدنامه‏ های‏ رسمی‌که‏ به‏ وسیله‏ دولت‏ رایش‏ آلمان‏ راجع به‏ مسایلی‏ که‏ بر طبق‏ این‏ قانون‏ اساسی‏ در صلاحیت‏ قوه‏ مقننه‏ استان‏ است‏ انعقاد یافته‏ اگر مطابق‏ با اصول‏ کلی‏ قانونی‏ باشد تا وقتی‏ که‏ عهدنامه‏ های‏ جدید رسمی‌از طرف‏ عمالی‏ که‏ به‏ وسیله‏ این‏ قانون‏ اساسی‏ صلاحیت‏ دارند امضا نشود و یا تا موقعی‏ که‏ بر طبق‏ مقررات‏ خود آن‏ قراردادها به‏ نحوی‏ از انحا خاتمه‏ نیافته‏ باشند معتبر شناخته‏ می‌شوند.
اصل صد و بیست و چهارم
قانون‏ ناظر بر مسایلی‏ که‏ تابع انحصاری‏ اختیار قانونگزاری‏ فدراسیون‏ است‏ در مناطقی‏ که‏ معتبر باشد قانون‏ فدرال‏ محسوب‏ خواهد گردید.
اصل صد و بیست و پنجم
قانون‏ ناظر بر اموری‏ که‏ مشمول‏ اختیار قانونگزاری‏ مشترک‏ فدراسیون‏ باشد در موارد ذیل‏ قانون‏ فدرال‏ محسوب‏ می‌گردد:
1- تا حدودی‏ که‏ به‏ صورت‏ واحدی‏ در داخله‏ یک‏ یا چند منطقه‏ اشغالی‏ مجری‏ می‌شود.
2- تا حدودی‏ که‏ بعد از تاریخ‏ 8 مه‏ 1935 به‏ وسیله‏ اصلاح‏ قانون‏ دولت‏ سابق‏ آلمان‏ صورت‏ قانونی‏ پیدا کرده‏ است‏.
اصل صد و بیست و ششم
دیوان‏ قانون‏ اساسی‏ در مورد اختلافات‏ مربوط به‏ ابقای‏ یک‏ قانون‏ به‏ عنوان‏ قانون‏ فدرال‏ تصمیم‏ خواهد گرفت‏.
اصل صد و بیست و هفتم
سظرف‏ یک‏ سال‏ از تاریخ‏ تدوین‏ این‏ قانون‏ اساسی‏ حکومت‏ فدرال‏ مجاز خواهد بود با موافقت‏ حکومت‏ استان‏ های‏ مربوطه‏ هر نوع‏ مقرراتی‏ را راجع به‏ "دستگاه‏ اداری‏ قلمرو متحده‏ اقتصادی‏" بر استان‏ های‏ بادن‏، برلن‏ بزرگ‏، سرزمین‏ رن‏ و ورتمبرگ‏ هوهنزلرن‏ تا موقعی‏ که‏ طبق‏ اصل (134) یا (125) قانون‏ فدرال‏ نافذ می‌باشد شامل‏ سازد.
اصل صد و بیست و هشتم
تا موقعی‏ که‏ قانون‏ معتبری‏ مقاماتی‏ را مجاز می‌دارد که‏ در حدود مفاد اصل‏ 84 بند (5) دستورانی‏ صادر کنند این‏ مقامات‏ تا وقتی‏ که‏ قانون‏ ترتیب‏ دیگری‏ مقرر ننموده‏ باشد وجود خواهند داشت‏.
اصل صد و بیست و نهم
1- در حدودی‏ که‏ مقررات‏ قانونی‏ که‏ به‏ منزله‏ قانون‏ فدرال‏ معتبر و جاری‏ اند و حاوی‏ اجازه‏ صدور تصویبنامه‏ های‏ قانونی‏ و نظامنامه‏ های‏ کلی‏ اداری‏ یا برای‏ اجرای‏ اقدامات‏ اداری‏ می‌باشند اجازه‏ به‏ نمایندگی‏ هایی‏ تفویض‏ خواهد شد که‏ درباره‏ آن‏ کار صلاحیت‏ دارند در صورت‏ تردید حکومت‏ فدرال‏ با موافقت‏ بوندسرات‏ تصمیم‏ خواهد گرفت‏ و متن‏ تصمیم‏ باید انتشار یابد.
2- تا موقعی‏ که‏ مقررات‏ قانونی‏ که‏ به‏ منزله‏ قانون‏ استان‏ معتبر است‏ حاوی‏ چنین‏ اجازه‏ ایست‏ به‏ وسیله‏ نمایندگیهایی‏ که‏ به‏ موجب‏ قانون‏ صالح‏ اند مجری‏ می‌شود.
3- در صورتی‏ که‏ مقررات‏ قانون‏ در حدود مدلول‏ بندهای‏ (1) و (2) تغییر یا تکمیل‏ یا بند و یا صدور مقررات‏ حقوقی‏ را به‏ جای‏ قوانین‏ تجویز نمایند این‏ تجویزات‏ منتفی‏ محسوب‏ می‌شوند.
4- مقررات‏ بندهای‏ (1) و (2) هر موقع که‏ مقررات‏ قانونی‏ به‏ قواعدی‏ که‏ دیگر اعتبار ندارند یا به‏ دستگاه‏ هایی‏ که‏ دیگر وجود نداشته‏ باشند عطف‏ شود بدون‏ کم‏ و کاست‏ اجرا می‌شوند.
اصل صد و سی‌ام
1- نمایندگی‏ های‏ اداری‏ و مئسسات‏ دیگر که‏ برای‏ خدمات‏ اداری‏ عمومی‌یا برای‏ دادگستری‏ تشکیل‏ یافته‏ اند و مبتنی‏ بر قانون‏ استان‏ یا عهود رسمی‌بین‏ استانها نباشند همچنین‏ اتحادیه‏ دستگاه‏ های‏ اداری‏ راه‏ آهنهای‏ جنوب‏ غربی‏ آلمان‏ و شورای‏ اداری‏ برای‏ سرویس‏ های‏ پست‏ و تلگراف‏ بی‏ سیم‏ منطقه‏ اشغالی‏ فرانسه‏ زیر نظر حکومت‏ فدرال‏ قرار خواهد گرفت‏. حکومت‏ فدرال‏ با تصویب‏ بوندسرات‏ برای‏ انتقال‏ یا انحلال‏ یا از بین‏ بردن‏ آنها ترتیب‏ لازم‏ خواهد داد.
2- عالیترین‏ مقام‏ انتظامی‌ارشد بر نفرات‏ این‏ ادارات‏ و مئسسات‏ وزیر مربوطه‏ فدرال‏ خواهد بود.
3- هیاتهای‏ حقوقی‏ و مؤسسات‏ تابع قوانین‏ عمومی‌که‏ مستقیما تابع دستور استانی‏ نباشند و بنا بر عهود منعقد بین‏ استانها تاسیس‏ نشده‏ باشند تحت‏ نظارت‏ عالیترین‏ مقام‏ مربوطه‏ فدرال‏ خواهند بود.
اصل صد و سی و یکم
قوانین‏ فدرال‏ وضع قانونی‏ افراد و از جمله‏ پناهندگان‏ و تبعیدشدگان‏ را که‏ از 8 مه‏ 1945 در سرویس‏ های‏ عمومی‌کار می‌کردند و به‏ دلایلی‏ غیر از مقررات‏ عمومی‌استخدامی‌یا اصول‏ قرارداد کارشان‏ را ترک‏ کرده‏ باشند و تا این‏ تاریخ‏ استخدام‏ نشده‏ و یا به‏ ترتیب‏ دیگری‏ که‏ متفاوت‏ با وضع سابقشان‏ باشد استخدام‏ شده‏ باشند تعیین‏ خواهد کرد. همین‏ ترتیب‏ بدون‏ جزإی‏ تغییر شامل‏ افراد و از جمله‏ پناهندگان‏ و تبعیدشدگانی‏ خواهد شد که‏ در 8 مه‏ 1945 مشمول‏ حقوق‏ بازنشستگی‏ و یا کمک‏ های‏ مالی‏ دیگر می‌شدند و بعدا هیچگونه‏ کمک‏ یا مساعده‏ به‏ جهاتی‏ غیر از دلایلی‏ که‏ ناشی‏ از مقررات‏ استخدام‏ کشوری‏ و یا اصول‏ قرارداد دسته‏ جمعی‏ باشد دریافت‏ نکرده‏ باشند. تا وقتی‏ که‏ قانون‏ فدرال‏ نافذ نشده‏ باشد عنوان‏ کردن‏ هیچگونه‏ دعاوی‏ امکان‏ نخواهد داشت‏ مگر آن‏ که‏ قانون‏ ایالتی‏ ترتیب‏ دیگری‏ را پیش‏ بینی‏ کرده‏ باشد.
اصل صد و سی و دوم
1- اعضای‏ کشوری‏ و قضایی‏ که‏ در موقع اجرای‏ این‏ قانون‏ اساسی‏ در مقام‏ خود مادام‏ العمر منصوب‏ شده‏ بودند می‌توانند در ظرف‏ شش‏ ماه‏ پس‏ از اولین‏ جلسه‏ بوندستاک‏ در ردیف‏ متقاعدین‏ و یا منتظرین‏ خدمت‏ درآیند و یا اگر فاقد قابلیت‏ شخصی‏ یا شغلی‏ برای‏ کار خود باشند به‏ مقام‏ دیگری‏ که‏ حقوق‏ کمتری‏ به‏ آنان‏ تعلق‏ می‌گیرد انتقال‏ یابند این‏ ترتیب‏ بدون‏ کم‏ و کاست‏ شامل‏ مستخدمین‏ روزمزدی‏ نیز خواهد شد که‏ نتوان‏ به‏ وسیله‏ ابلاغ‏ کتبی‏ به‏ دوره‏ خدمتشان‏ پایان‏ داد. مهلت‏ های‏ اعلام‏ شده‏ علاوه‏ بر مدتی‏ که‏ بر طبق‏ مقررات‏ قرارداد دسته‏ جمعی‏ پیش‏ بینی‏ گردیده‏ جز مدت‏ مزبور محسوب‏ نخواهد شد.
2- این‏ ترتیب‏ شامل‏ آن‏ قسمت‏ از اعضای‏ خدمات‏ عمومی‌نخواهد شد که‏ مشمول‏ مقررات‏ مربوطه‏ رهایی‏ از ناسیونال‏ سوسیالیزم‏ و میلیتاریزم‏ شده‏ یا کسانی‏ که‏ قربانی‏ رژیم‏ ناسیونال‏ سوسیالیزم‏ شناخته‏ شده‏ باشند مگر آن‏ که‏ دلیل‏ بارزی‏ نسبت‏ به‏ وضع شخصی‏ آنها وجود داشته‏ باشد.
3- آنهایی‏ که‏ مشمول‏ واقع شده‏ باشند طبق‏ اصل 19 بند (4) می‌توانند به‏ دادگاه‏ ها مراجعه‏ کنند.
4- جزییات‏ به‏ وسیله‏ تصویب‏ نامه‏ های‏ حکومت‏ فدرال‏ که‏ احتیاج‏ به‏ تصویب‏ بوندسرات‏ دارد مقرر خواهد گردید.
اصل صد و سی و سوم
حقوق‏ و تعهدات‏ دستگاه‏ اقتصادی‏ بین‏ المناطق‏ به‏ فدراسیون‏ انتقال‏ خواهد یافت‏.
اصل‏ صد و سی و چهارم
1- دارایی‏ رایش‏ (آلمان) اصولا دارایی‏ فدرال‏ محسوب‏ خواهد شد.
2- تا حدودی‏ که‏ در نظر بوده‏ اموالی‏ که‏ در اصل‏ و ترجیحا برای‏ اقدامات‏ عمده‏ اداری‏ باشد که‏ برطبق‏ این‏ قانون‏ اساسی‏ دیگر اقدامات‏ فدراسیون‏ تلقی‏ نمی‌شود باید بدون‏ غرامت‏ به‏ مقاماتی‏ انتقال‏ یابد که‏ در حال‏ حاضر این‏ امور را بر عهده‏ دارند و به‏ استان‏ تا حدودی‏ که‏ فعلا معمول‏ است‏ نه‏ فقط به‏ صورت‏ موقت‏ بلکه‏ برای‏ امور اداری‏ که‏ اکنون‏ به‏ موجب‏ این‏ قانون‏ اساسی‏ در حوزه‏ عملیات‏ اداری‏ استانند. فدراسیون‏ همینین‏ میتواند اموال‏ دیگر را به‏ استان‏ انتقال‏ بدهد.
3- دارایی‏ که‏ از طرف‏ استان‏ و بخش‏ (اتحادیه‏ بخشها) بدون‏ غرامت‏ در اختیار رایش‏ (آلمان‏ سابق) گذاشته‏ شده‏ بود مجددا دارایی‏ استان‏ و بخش‏ (اتحادیه‏ بخشها) محسوب‏ می‌شود و این‏ در صورتی‏ است‏ که‏ فدراسیون‏ آنها را برای‏ اقدامات‏ مهم‏ اداری‏ خود لازم‏ نداشته‏ باشد.
4- جزییات‏ به‏ وسیله‏ قانون‏ فدرال‏ که‏ احتیاج‏ به‏ تصویب‏ بوندسرات‏ دارد مقرر خواهد گردید.
اصل صد و سی و پنجم
1- هر گاه‏ بعد از 8 مه‏ 1945 و قبل‏ از به‏ اجرا درآمدن‏ این‏ قانون‏ اساسی‏ مقداری‏ از خاک‏ یک‏ استان‏ به‏ استان‏ دیگر انتقال‏ یافته‏ باشد استانی‏ که‏ فعلا مالک‏ اراضی‏ است‏ صاحب‏ زمینی‏ که‏ در داخله‏ حدود آن‏ قرار گرفته‏ است‏ شناخته‏ می‌شود.
2- دارایی‏ استان‏ و سایر هیاتهای‏ قانونی‏ و مئسسات‏ مبتنی‏ بر قانون‏ عمومی‌که‏ دیگر وجود خارجی‏ ندارند تا حدودی‏ که‏ اصلا در نظر بوده‏ که‏ مرجحا برای‏ اقدامات‏ اداری‏ به‏ کار برود و یا اکنون‏ به‏ کار می‌رود نه‏ فقط به‏ صورت‏ موقت‏ بلکه‏ جهت‏ اقدامات‏ اداری‏ به‏ استان‏ یا هیاتهای‏ قانونی‏ دیگر یا مئسساتی‏ که‏ به‏ موجب‏ قانون‏ عمومی‌فعلا عهده‏ دار این‏ اقدامات‏ و امور هستند انتقال‏ خواهد یافت‏.
3- املاک‏ متعلق‏ به‏ استانی‏ که‏ دیگر وجود ندارد و متعلقات‏ آن‏ نیز به‏ استانی‏ انتقال‏ خواهد یافت‏ که‏ در آن‏ واقع شده‏ اند در صورتی‏ که‏ جز آن‏ قسم‏ از دارایی‏ نباشند که‏ مشمول‏ بند (1) می‌باشند.
4- هر گاه‏ یک‏ منفعت‏ نافذ فدراسیون‏ یا نفع اختصاصی‏ ناحیه‏ ای‏ ایجاب‏ کند می‌توان‏ ترتیب‏ تسویه‏ ای‏ را در موارد ناشی‏ از بندهای‏ (1) تا (3) به‏ وسیله‏ قانون‏ فدرال‏ در نظر گرفت‏.
5- درباره‏ سایر ترتیب‏ وراثت‏ قانونی‏ و تنظیم‏ امور دارایی‏ تا حدودی‏ که‏ قبل‏ از اول‏ ژانویه‏ 1952 به‏ وسیله‏ موافقت‏ میان‏ استان‏ و هیاتهای‏ قانونی‏ دیگر یا مئسسات‏ مربوط مبتنی‏ بر قانون‏ عمومی‌صورت‏ نگرفته‏ باشد به‏ وسیله‏ یک‏ قانون‏ فدرال‏ که‏ احتیاج‏ به‏ تصویب‏ بوندسرات‏ خواهد داشت‏ تنظیم‏ خواهد شد.
6- منافع ایالت‏ سابق‏ پروس‏ در امور و مئسساتی‏ که‏ مبتنی‏ بر قانون‏ خصوصی‏ ایجاد شده‏ بود به‏ فدراسیون‏ انتقال‏ می‌یابد قانون‏ فدرال‏ که‏ امکان‏ دارد از مقررات‏ مزبور هم‏ عدول‏ کند جزییات‏ را تنظیم‏ خواهد کرد.
7- تا موقع شروع‏ اجرای‏ این‏ قانون‏ اساسی‏ دارایی‏ که‏ بر طبق‏ بندهای‏ (1) تا (3) به‏ استان‏ یا هیاتهای‏ قانونی‏ یا تاسیسات‏ دیگر انتقال‏ خواهد یافت‏ اگر به‏ موجب‏ مقررات‏ و یا قانون‏ استان‏ و یا هر ترتیب‏ دیگری‏ نصیب‏ طرف‏ ذینفع شده‏ باشد انتقال‏ دارایی‏ مزبور پیش‏ از این‏ مقررات‏ امری‏ انجام‏ شده‏ تلقی‏ می‌گردد.
(توضیح: موارد زیر با‏ قانون‏ فدرال‏ 22 اکتبر 1957 الحاق‏ یافت:
اصل‏ صد و سی و پنجم: حق‏ قانونگزاری‏ که‏ طبق‏ اصل‏ 134 بند (4) و اصل‏ 135 بند (5) برای‏ فدراسیون‏ شناخته‏ شده‏ ممکن‏ است.‏ ضمنا مقرر دارد که‏ مسئولیتهای‏ ذیل‏ به‏ کلی‏ و تماما منتفی‏ نخواهد بود:
1- مسئولیتهای‏ دولت‏ سابق‏ آلمان‏ و یا مسئولیتهای‏ استان‏ سابق‏ پروس‏ یا مسئولیتهای‏ سایر هیاتهای‏ قانونی‏ که‏ به‏ موجب‏ قانوت‏ عمومی‌دیگر وجود خارجی‏ ندارد.
2- این‌گونه‏ مسئولیتهای‏ فدراسیون‏ یا سایر هیاتهای‏ قانونی‏ و مئسسات‏ دیگر که‏ بر طبق‏ قانون‏ عمومی‌با انتقال‏ دارایی‏ های‏ مندرج‏ در اصول 89 و 90 و 134 و 135 ارتباط دارند و مسئولیت‏ هایی‏ از این‏ قبیل‏ که‏ از اقدامات‏ صاحبان‏ حقوق‏ معطوف‏ در قسمت‏ 1 ناشی‏ گردد.
3- اینگونه‏ مسیولیت‏ های‏ استان‏ یا بخشها (اتحادیه‏ بخشها) که‏ به‏ واسطه‏ اقدامات‏ صاحبان‏ حقوق‏ مزبور قبل‏ از اوت‏ 1945 در حدود عملیات‏ اداری‏ مربوطه‏ و یا به‏ وسیله‏ دولت‏ سابق‏ آلمان‏ به‏ منظور انطباق‏ با مقررات‏ دول‏ اشغال‏ کننده‏ تفویض‏ و یا برای‏ رفع وضع خطرناکی‏ به‏ علت‏ جنگ‏ ناشی‏ شده‏ باشد.)
اصل صد و سی و ششم
1- بوندسرات‏ برای‏ نخستین‏ بار در همان‏ روز اولین‏ جلسه‏ بوندستاگ‏ تشکیل‏ خواهد یافت‏.
2- تا موعد انتخاب‏ اولین‏ رییس‏ جمهوری‏ فدرال‏ اختیارات‏ او را رئیس‏ بوندسرات‏ اجرا خواهد کرد ولی‏ حق‏ انحلال‏ بوندستاگ‏ را نخواهد داشت‏.
اصل صد و سی و هفتم
1- حق‏ مستخدمین‏ اداری‏ و خدمتگزاران‏ مکلف‏ خدمات‏ عمومی‌ و نظامیان‏ و سربازان‏ داوطلب‏ موقت‏ و قضات‏ را برای‏ داوطلبی‏ انتخاب‏ شدن‏ در فدراسیون‏، در استان‏ یا در بخشها می‌توان‏ به‏ وسیله‏ قانون‏ محدود ساخت‏.
(توضیح: این موارد با‏ قانون‏ فدرال‏ مورخ‏ 19 مارس‏ 1959 اصلاح‏ شد:
2- قانون‏ انتخابات‏ که‏ به‏ وسیله‏ شورای‏ پارلمانی‏ پذیرفته‏ می‌شود ناظر بر انتخابات‏ اولین‏ دوره‏ بوندستاگ‏ و اولین‏ هیات‏ مجتمعه‏ فدرال‏ و اولین‏ رییس‏ جمهوری‏، فدرال‏ خواهد بود.
3- عمل‏ دادگاه‏ فدرال‏ مربوط به‏ قانون‏ اساسی‏ را بر طبق‏ اصل‏ 41 بند (2) تا موقع تاسیس‏ آن‏، دادگاه‏ استیناف‏ آلمان‏ مختص‏ منطقه‏ مشترک‏ اقتصادی‏ که‏ مطابق‏ آیین‏ نامه‏ خود تصمیم‏ خواهد گرفت‏ عهده‏ دار خواهد بود.
اصل صد و سی و هشتم
تغییرات‏ در مقررات‏ مربوط به‏ سردفتران‏ به‏ وضعی‏ که‏ فعلا در استان‏ بادن، باواریا، ورتمبرک‏ بادن‏ وورتمبرک‏ هوهنزلرن وجود دارند منوط به‏ موافقت‏ حکومت‏ های‏ این‏ استانها خواهد بود.
(توضیح: به‏ موجب‏ قانون‏ فدرال‏ 4 مه‏ 1951 استان‏ بادن‏ و ورتمبرک‏ از استان‏ های‏ سابق‏ بادن‏ و ورتمبرک‏ بادن‏ و ورتمبرک‏ هوهنزلرن‏ منتزع‏ و تشکیل‏ گردیده‏ است‏.)
اصل صد و سی و نهم
قوانینی‏ که‏ برای‏ رهایی‏ مردم‏ آلمان‏ از شر ناسیونال‏ سوسیالیزم‏ و میلیتاریزم‏ تصویب‏ شده‏ است‏ مشمول‏ مقررات‏ این‏ قانون‏ اساسی‏ نخواهد بود.
اصل صد و چهلم
مقررات‏ اصول 136 و 137 و 138 و 139 و 141 قانون‏ اساسی‏ آلمان‏ مصوب‏ 11 اوت‏ 1919 قسمت‏ مکمل‏ این‏ قانون‏ اساسی‏ محسوب‏ می‌شود. اصول‏ 136 ( قانون‏ اساسی‏ ویمار) حقوق‏ و تکالیف‏ مدنی‏ و کشوری‏ را برای‏ اجرای‏ آزادی‏ مذهبی‏ مقید و یا محدود نتوان‏ کرد. احدی‏ الزام‏ نخواهد داشت‏ که‏ معتقدات‏ دینی‏ خود را فاش‏ سازد. مقامات‏ دولتی‏ حق‏ ندارند راجع به‏ عضویت‏ افراد در مجامع مذهبی‏ به‏ تحقیقات‏ بپردازند مگر در حدودی‏ که‏ حقوق‏ یا تکالیف‏ مدنی‏ به‏ آن‏ ارتباط یابد و یا عملیات‏ آمارگیری‏ مبتنی‏ بر قانون‏ آن‏ را ایجاب‏ نماید. هیچکس‏ را نمی‌توان‏ مجبور ساخت‏ که‏ به‏ نوعی‏ از آداب‏ و رسوم‏ مذهبی‏ مبادرت‏ ورزد یا در تمرین‏ های‏ مذهبی‏ و یا ادای‏ نوعی‏ از سوگندهای‏ مذهبی‏ شرکت‏ جوید. اصل‏ 137 (قانون‏ اساسی‏ ویمار) مذهب‏ رسمی‌وجود ندارد. آزادی‏ گردهم‏ آمدن‏ جمعیتهای‏ مذهبی‏ تضمین‏ شده‏ است‏. اتحاد جمعیت‏ های‏ مذهبی‏ در داخله‏ سرزمین‏ آلمان‏ تابع هیچگونه‏ محدودیتی‏ نخواهد بود. هر جمعیتی‏ مذهبی‏ ترتیب‏ اداره‏ امور خود را مستقلا در حدود قانونی‏ که‏ متساویا شامل‏ همه‏ است‏ خواهد داد و دستگاه‏ های‏ خود را بدون‏ دخالت‏ و همکاری‏ دولت‏ یا بخش‏ های‏ مدنی‏ اداره‏ خواهد کرد. جمعیتهای‏ مذهبی‏ باید بر طبق‏ مقررات‏ عمومی‌قانون‏ مدنی‏ حایز اهلیت‏ قانونی‏ شوند. جمعیت‏ های‏ مذهبی‏ به‏ موجب‏ قانون‏ عمومی‌هیاتهای‏ متحد چنانکه‏ بوده‏ اند باقی‏ خواهند ماند. دسته‏ های‏ دیگر مذهبی‏ نیز در صورت‏ درخواست‏ حایز این‏ حق‏ خواهند شد مشروط بر این‏ که‏ اساسنامه‏ و تعداد اعضای‏ آنها موجب‏ اطمینان‏ کافی‏ درباره‏ دوام‏ و پایندگی‏ آنها را فراهم‏ سازد. اگر تعدادی‏ از این‏ دسته‏ های‏ مذهبی‏ بر طبق‏ مقررات‏ قانونی‏ به‏ صورت‏ سازمان‏ واحدی‏ درآیند این‏ سازمان‏ نیز به‏ موجب‏ قانون‏ عمومی‌هیات‏ متحده‏ محسوب‏ می‌شود. جمعیت‏ های‏ مذهبی‏ که‏ هیات‏ های‏ متحدی‏ مطابق‏ قانون‏ عمومی‌باشند مجاز خواهند بود به‏ شرط رعایت‏ قانون‏ استان‏ و بر اساس‏ صورتهای‏ مالیاتی‏ مدنی‏ مالیات‏ دریافت‏ کنند. اجتماعاتی‏ که‏ هدف‏ آنها ترویج‏ کلی‏ یک‏ ایدهیولوژی‏ فلسفی‏ باشد همان‏ وضعی‏ را خواهند داشت‏ که‏ جمعیتهای‏ مذهبی‏ دارند. هر نوع‏ مقررات‏ اضافی‏ که‏ برای‏ اجرای‏ این‏ قواعد ضروری‏ باشد به‏ عهده‏ هیات‏ مقننه‏ استان‏ خواهد بود. اصل‏ 138 (قانون‏ اساسی‏ ویمار) مقرری‏ های‏ دولتی‏ نسبت‏ به‏ جمعیتهای‏ مذهبی‏ که‏ بر اساس‏ قانون‏ یا قرارداد یا عنوان‏ قانونی‏ اختصاصی‏ مبتنی‏ باشد به‏ وسیله‏ هیات‏ مقننه‏ استان‏ ملحوظ خواهد شد اصول‏ این‏ کار به‏ وسیله‏ دولت‏ آلمان‏ (رایش‏) مقرر خواهد گردید. حقوق‏ مالکیت‏ و حقوق‏ دیگر جمعیتهای‏ مذهبی‏ و هیاتهای‏ دینی‏ نسبت‏ به‏ تاسیسات‏ و سرمایه‏ و دارایی‏ های‏ دیگر که‏ به‏ منظور خداپرستی‏، تربیت‏ یا نوع‏ پروری‏ باشد تضمین‏ خواهد شد. اصل‏ 139 ( قانون‏ اساسی‏ ویمار) ‏ کشنبه‏ و ایام‏ تعطیل‏ عمومی‌که‏ از طرف‏ دولت‏ شناخته‏ شده‏ باشند به‏ موجب‏ قانون‏ به‏ منزله‏ روزهای‏ آسودگی‏ از کار و پرورش‏ روحی‏ حمایت‏ خواهند شد. اصل‏ 140 (قانون‏ اساسی‏ ویمار) تا حدودی‏ که‏ احتیاج‏ سرویس‏ های‏ مذهبی‏ و مراقبت‏ روحی‏ در میان‏ نظامی‌ها و در بیمارستانها، زندانها و یا مئسسات‏ عمومی‌دیگر ایجاب‏ کند جمعیت‏ های‏ مذهبی‏ مجاز خواهند بود مراسم‏ دینی‏ را معمول‏ دارند و در این‏ باره‏ هیچگونه‏ الزامی‌قیدی‏ وجود نخواهد داشت‏.
اصل صد و چهل و یکم
جمله‏ اول‏ بند 3 اصل‏ 7 شامل‏ استانی‏ که‏ در آنجا مقرراتی‏ غیر از قانون‏ ایالتی‏ در تاریخ‏ اول‏ ژانویه‏ 1949 مجری‏ بوده‏ است‏ نخواهد شد.
اصل‏ صد و چهل و دوم
صرفنظر از مفاد اصل‏ 31 مقررات‏ قانون‏ اساسی‏ استانها تا حدودی‏ معتبر خواهد بود که‏ با مقررات‏ اصول‏ 1 تا 18 این‏ قانون‏ اساسی‏ موافقت‏ داشته‏ باشد.
اصل صد و چهل و سوم
(توضیح: این اصل با‏ قانون‏ فدرال‏ مصوب‏ 26 مارس‏ 1954 الحاق‏ یافت:)
مقررات‏ این‏ قانون‏ اساسی‏ با انعقاد و اجرای‏ عهدنامه‏ هایی‏ که‏ در بن‏ و پاریس‏ در تاریخ‏ 26 و 27 مه‏ 1952 (معاهده‏ راجع به‏ روابط جمهوری‏ فدرال‏ آلمان‏ و سه‏ دولت‏ بزرگ‏ و عهدنامه‏ موجد جامعه‏ دفاعی‏ اروپایی ) امضا شده‏ اند قراردادهای‏ عمومی‌مربوطه‏ و الحاقی‏ به‏ آنها مخصوصا پروتکل‏ 26 ژوییه‏ 1952 منافاتی‏ ندارند.
(توضیح: این اصل با‏ قانون‏ 19 مارس‏ 1956 به شرح زیر اصلاح‏ شد:)
شرایطی‏ که‏ به‏ موجب‏ آن‏ تجویز شده‏ است‏ که‏ از نیروهای‏ نظامی‌در صورت‏ پیش‏ آمد یک‏ ضرورت‏ اضطراری‏ داخلی‏ استفاده‏ شود فقط به‏ وسیله‏ قانونی‏ که‏ بر طبق‏ شرایط اصل‏ 79 باشد تنظیم‏ خواهد یافت‏.
اصل‏ صد و چهل و چهلم
1- این‏ قانون‏ اساسی‏ احتیاج‏ تصویب‏ مجمع های‏ نمایندگی‏ دو سوم‏ از استانهای‏ آلمان‏ را که‏ برای‏ نخستین‏ بار در آنجا مجری‏ می‌شود خواهد داشت‏.
2- تا حدودی‏ که‏ اجرای‏ این‏ قانون‏ اساسی‏ تابع محدودیتهایی‏ در استانی‏ باشد که‏ در اصل‏ 23 نام‏ برده‏ شده‏ و یا در قسمتی‏ از چنین‏ استانی‏، این‏ استان‏ یا بخشی‏ از آن‏ حق‏ خواهد داشت‏ بر طبق‏ اصل‏ 38 نمایندگی‏ هایی‏ به‏ بوندستاگ‏ و به‏ موجب‏ اصل‏ 50 به‏ بوندسرات‏ گسیل‏ دارد.
اصل صد و چهل و پنجم
1- شوراهای‏ پارلمانی‏ در جلساتی‏ عمومی‌با شرکت‏ نمایندگی‏ هایی‏ از برلن‏ بزرگ‏ انجام‏ تصویب‏ این‏ قانون‏ اساسی‏ را قطعی‏ و آن‏ را امضا و رسما اعلام‏ خواهد کرد.
2- این‏ قانون‏ اساسی‏ از روز انقضای‏ مراسم‏ امضا و اعلام‏ اعتبار خواهد یافت‏.
3- متن‏ آن‏ در مجلسه‏ حقوقی‏ فدرال‏ منتشر خواهد گردید.
توضیح نهائی
این‏ قانون‏ اساسی‏ (Basic Law) از روزی‏ که‏ یک‏ قانون‏ اساسی‏ (Constitution) به‏ وسیله‏ رای‏ آزاد مردم‏ آلمان‏ به‏ مرحله‏ اجرا در آید از درجه‏ اعتبار خواهد افتاد. -بن‏، بر ساحل‏ رن‏، در تاریخ‏ 23 مه‏ 1949
دکتر ادنایر- رئیس‏ شورای‏ پارلمانی‏
دکتر شونفلدر- معاون‏ اول‏
دکتر شافر- معاون‏ دوم‏
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
* :
آخرین اخبار

بیانیه شورای نگهبان به مناسبت فرارسیدن «هفته‌ی بسیج»

قدردانی دکتر طحان نظیف از تیم ملی فوتبال ایران: بچه‌ها عالی بودید؛ گل کاشتید

امیدوارم قانون انتخابات اصلاح و به انتخابات مجلس در سال ۱۴۰۲ برسد

تولید محتوای مفید برای نسل جدید یکی از مصادیق جهاد تبیین است

گزارش تصویری جلسه شورای نگهبان ۲ آذر ۱۴۰۱

بسیجی‌ که امروز برای تأمین امنیت جان می‌دهد در سیل و زلزله هم کنار مردم است/ جهاد تبیین وظیفه مهم همه مردم است

رئیس دفتر جدید نظارت و بازرسی انتخابات البرز منصوب شد

برخی سلبریتی‌ها در مسیری قدم برداشتند که موجب لطمه به کشور شد

سکوت خواص در این زمان گناه نابخشودنی است/ مردم باید از دستگاه قضایی قاطعیت ببینند

محرومیّت زدایی و امداد وظیفه همگانی است/ توجه ویژه به افراد نخبه و مستعد

پربازدید ها

از خبر خوش سخنگوی شورای نگهبان درباره ترمیم حقوق کارکنان و بازنشستگان دولت تا ایراد به یک مصوبه در حمایت از حقوق مردم

اولين فراخوان ارسال خاطرات و تجربيات ناظران انتخابات

نظر شورای نگهبان درباره آخرین مصوبات مجلس و دولت + جزئیات

تایید لایحه اصلاح قانون بودجه سال ۱۴۰۱ کل کشور و ترمیم حقوق کارکنان و بازنشستگان کشوری و لشگری

گزارش تصویری جلسه شورای نگهبان ۱۱ آبان ۱۴۰۱

جنایت در ‎ایذه و ‎اصفهان همان چیزی است که عاملان فاجعه شاهچراغ برای تمام شهرهای ایران آرزو می‌کنند

ترمیم حقوق کارکنان و بازنشستگان لشکری و کشوری خلاف قانون اساسی شناخته نشد/ اساسنامه صندوق ملی مسكن در شورای نگهبان تایید شد

یادداشت دکتر ره‌پیک درباره قانون اساسی

گزارش تصویری جلسه شورای نگهبان ۲۷ مهر ۱۴۰۱

طبل توخالی بر مدار تحریم