مقدمه
مشاركت سياسي يكي از شقوق و همبسته با مردم سالاري است. براي اينكه نظامي ويژگي مردم سالاري داشته باشد بايد بزرگترين شمار مردم در صورت بندي قدرت و امور عمومي و سياست مشاركت داشته باشند.1 مردم سالاري نيز در درون خود، مؤلفههايي چون حاكميت قانون، خير عمومي، برابري، حقوق فطري، اصالت فرد و احترام به حقوق اساسي انسانها را دارد. فقدان و كمرنگ بودن مشاركت در نهايت منجر به تداوم و تقويت حكومت غيرمردم سالار خواهد شد. در نظام جمهوري اسلامي ايران مشاركت سياسي مردم به منزلة رأي به تحقق و برپايي حكومت است. اهمّيت و وجوب مشاركت حداكثري مردم در انتخابات تا بدان حد بوده است كه حضرت امام خميني(ره) و مقام معظم رهبري در سخنرانيهاي خويش از آن ياد كردهاند و مشاركت مردم را هم حق و هم تكليف برشمردهاند و از آن به عنوان ضامن حفظ اسلام، كشور، استقلال و آزادي ملت دانستهاند .
در اين نوشتار ضمن بررسي تعاريف زيادي كه از سوي متفكران مختلف براي مشاركت سياسي به عمل آمده است سعي خواهد شد علاوه بر تعريف مشاركت به اهميت و راهكارهاي ايجاد مشاركت نيز پرداخته شود.
1ـ تعاريف مشاركت
مهمترين تعاريفي كه از مشاركت سياسي ارايه شده عبارتند از:
الف- به آن دسته از فعاليتهاي داوطلبانه اي كه افراد يك جامعه در انتخاب حاكمان انجام داده و مستقيماً در شكلگيري سياست ملي ايفاي نقش ميكنند.2
ب- تلاشي است از سوي مردم عادي، در هر نوع سيستم سياسي تا شايد اعمال حاكمان را تحت تأثير قرار داده و يا صاحبان مناصب را تغيير دهند.3
ج- مشاركت سياسي عبارت است از شيوههاي متنوعي كه توده مردم سعي دارد به واسطة آن شيوه ها نفوذ خويش را در فرايند سياسي و رهبران سياسي اعمال نمايد.4
د- مشاركت سياسي اغلب به كوششها و فعاليتهاي موفقيتآميزي اطلاق ميگردد كه از طرف اقشار مختلف اجتماع به عمل آمده و هدف آن تأثيرگذاري بر اعمال حكومت و يا انتخاب رهبران سياسي باشد.
هـ- فقط آن اعمال گروههاي اجتماعي كه از نقطهنظر قانون جنبة مشروع داشته باشد، مشاركت سياسي محسوب ميشود. مانند رأي دادن، تظاهرات مسالمتآميز، عريضهنويسي به دستگاههاي حكومتي و... . بنابراين هر عمل غيرقانوني مانند آشوب و تظاهرات خشونتآميز مشاركت محسوب نميشود. اما برعكس عدة ديگر از راديكالها اعمال غيرقانوني مانند شورش، قيام، تظاهرات خشونتآميز و سرپيچي از قانون كه جنبة خشونتآميز داشته و يا مواجهه با نيروهاي انتظامي را به عنوان مشاركت سياسي به معناي واقعي به حساب ميآورند.
بنابراين اگر ما بخواهيم تعريفي را از مشاركت سياسي مورد استفاده قرار دهيم ـ كه قلمرو وسيعي از فعاليتهايي را كه در جوامع مختلف مشاركت محسوب ميشود، دربرگيرد ـ بايد آن تعريفي را اختيار نماييم كه تا اندازهاي جامع و مانع باشد و آن عبارت است از: هر عمل ارادي (داوطلبانه) موفق يا ناموفق، سازمانيافته يا غيرسازمانيافته، گاهگاهي يا مستمر كه هدفش تأثير بر انتخاب سياستها و خطمشيهاي كلي كشور، ادارة امور مملكت و انتخاب رهبران سياسي در هر حكومت خواه محلي يا ملي است.
تعريف فوق مشتمل بر سه بعد است كه اين ابعاد بايد مورد بررسي بيشتري قرار گيرند:
1ـ مشاركت، عمل يا اقدامي است كه شامل عمل شفاهي (سخن گفتن) نيز ميگردد. بنابراين صرف پندارها يا احساسات و عواطف ذهني، مشاركت محسوب نميشود. زيرا، در تمام سيستمهاي سياسي افراد در قبال حكومت و سياست، داراي پندارها و زمينههاي فكري ميباشند، ولي تا زماني كه اينها تحقق نيافته باشند، به كار بردن اصطلاح مشاركت در مورد آنها نامناسب است.
2ـ مشاركت، يك عمل داوطلبانه است. بدين صورت كه ما مفهوم مشاركت را در رابطه با فعاليتهاي داوطلبانه يا ارادي شهروندان بكار ميبريم. بنابراين اعمالي كه جنبه داوطلبانه ندارد، مانند خدمت در نيروهاي مسلح يا پرداخت ماليات، خواه ناخواه خارج از مفهوم مشاركت ميباشد. همچنين عضويت در سازمانها يا حضور در اجتماعات انبوه بر مبناي دستورات دولت يا حكومت، خارج از مفهوم مشاركت ميباشد.
3ـ مشاركت با انتخاب همراه است. تعريف ما از مشاركت بر اين اساس قرار دارد كه شهروند حق انتخاب در گزينش مقامات دولتي را دارد. بنابراين، رأي دادن توسط افراد در انتخاباتي كه در آن رقابتي ميان كانديداها وجود ندارد و فقط يك نامزد در انتخابات حضور دارد، مشاركت محسوب نميشود؛ چرا كه به شهروندان اجازة اينكه انتخابهايي از آن خود به عمل آورند، داده نشده است.
2ـ دلايل مشاركت سياسي
اهميت و فايده مشاركت سياسي براي صلاح و خير اجتماع به رابطه مستقيم آن با دموكراسي برميگردد. «وينستون چرچيل» سياستمدار انگليسي يك جمله معروفي دارد، اينكه «دموكراسي بدترين نوع حكومت است، ولي بهترين نوع حكومت قابل دسترسي ميباشد». نظر به اينكه انديشمندان سياسي غرب، دموكراسي را مرجحترين نوع حكومت ميدانند،5 بقأ و تداوم آن نيز مستلزم مشاركت شهروندان ميباشد. دموكراسي و مشاركت سياسي هر دو يك «طيف» هستند كه شدت و ضعف آن به تجارب سياسي و دانش و شعور سياسي يك ملّت برميگردد.
انگيزههاي مشاركت سياسي بسيار گسترده است. به طور كلي در اهداف اقتصادي، سياسي و ايدئولوژيك خلاصه ميشود. شهروندان ممكن است با ايفاي نقش در يك صحنه سياسي، برنامههاي خرد و كلان اقتصادي جامعه را در راستاي منافع خود جهت دهند. يك شهروند ممكن است هدف از مشاركت فعال خود را در راستاي كسب قدرت و وجهه سياسي خلاصه كند. همچنين ممكن است افراد براي تحقق اهداف ايدئولوژيك (به عنوان مثال انجام تكليف شرعي يا تقويت و تداوم يك ايدئولوژي) دست به مشاركت بزنند.
نقطه مقابل مشاركت، بيتفاوتي است كه در كشورهاي دموكراتيك خيلي كم و در كشورهاي استبدادي به طور شديدي شايع است. البته در روند مشاركت شهروندان در كشورهاي پيشرفته و مدعي دموكراسي، تبليغات كذايي و عوام فريب نقش مؤثري دارند كه بسيار قابل توجه است.
3ـ ابعاد مشاركت حداكثري در جمهوري اسلامي ايران
1ـ3ـ مشاركت سياسي در بيانات حضرت امام(ره) و مقام معظم رهبري
در نظام جمهوري اسلامي كه حكومت مردم سالاري ديني است، مشاركت سياسي مردم به منزلة رأي به تحقق و برپايي حكومت است. به عبارت ديگر حكومت اسلامي كه بدون رأي مردم داراي مشروعيت الهي است، تنها در صورت مقبوليت آن از سوي مردم است كه ميتواند تحقق يابد. از اين منظر هر اندازه كه پذيرش مردمي حكومت و مقبوليت آن بيشتر باشد، رسيدن به اهداف و اجرايي شدن برنامهها نيز بيشتر عملي ميگردد. در جمهوري اسلامي علاوه بر اينكه مشاركت بالاي افراد در انتخابات ميتواند به ثبات و استحكام بيشتر نظام بيانجامد، انتخاب اصلح افراد نيز تأثير بسزايي در رسيدن به اهداف ملي و فراملي نظام خواهد داشت.
اهمّيت و وجوب مشاركت حداكثري مردم در انتخابات تا بدان حد بوده است كه رهبران عاليقدر نظام جمهوري اسلامي در مراحل و فواصل مختلف به كرّات در سخنرانيهاي خويش از آن ياد كردهاند و مشاركت مردم را هم حق و هم تكليف برشمردهاند و از آن به عنوان ضامن حفظ اسلام، كشور، استقلال و آزادي ملت ياد كرده اند كه بوسيلة آن دشمنان از تهديد و چنگاندازي به اين مملكت و انقلاب اسلامي مأيوس و نااميد ميشوند. در ذيل برخي از فرمايشات حضرت امام(ره) و مقام معظم رهبري در خصوص لزوم مشاركت مردم در انتخابات ذكر ميشود:
«امروز مسئوليت به عهدة ملت است، چنانچه ملت كنار بنشينند، اشخاص مؤمن و متعهد كنار بنشينند و اشخاصي كه براي اين مملكت از چپ و راست نقشه كشيدهاند، وارد مجلس بشوند، تمام مسئوليت به عهدة ملت است، هر قدمي كه بر ضد اسلام بردارند، در نامة اعمال ملت نوشته ميشود، هركاري كه انجام بدهند مسئوليتش متوجه ملت است. امروز سرنوشت اسلام و مسلمين در ايران و سرنوشت كشور ما به دست ملت است و اگر در اين امر مصالحه و اهمال كنند و رأي ندهند، مسئوليت عيناً متوجه خود آنهاست، و اگر بروند و در تشخيص مسامحه نكنند و اشخاص متعهد مسلم، كساني كه براي كشور و اهالي كشور ارج قائل هستند ونميخواهند زمام امور كشور، بدست چپ يا راست بيفتد، را تعيين كنند، به تكليف خودشان عمل كردهاند و اگر چنانچه در اين امر مسامحه كنند و آنها پيش ببرند، آنهايي كه ميخواهند ما را به زنجير چپ و راست بپيوندند و ما را اسير كنند در دست قدرتهاي بزرگ، اگر آنها پيش ببرند و شما ساكت باشيد، تمام مسئوليت متوجه شماست.
امروز مثل زمان سابق نيست. در رژيم سابق شما نميتوانستيد، قدرت نداشتيد، امروز براي اينكه حيثيت اسلام، مصالح كشور، استقلال و آزادي خودتان را حفظ كنيد، قدرت داريد.»6
مقام معظم رهبري نيز در لزوم مشاركت وسيع مردم در انتخابات و جايگاه آن ميفرمايند: «كشور ما متكي به آراء مردم است. علت اينكه دشمنان ملت و طمعورزان به اين آب و خاك در طول چندين سال گذشته نتوانستهاند گزندي وارد كنند، حضور و اراده و مشاركت مردم در صحنههاي مختلف بوده است. مشاركت در سرنوشت كشور علاوه بر اينكه در اداره و تعيين مديريت كشور نقش دارد، در خنثي كردن دشمني دشمنان هم بزرگترين نقش را ايفا ميكند.
نكتة بعد اين است كه انتخابات، هم حق ملت است، هم يك وظيفه ملي است. نظام جمهوري اسلامي، نظامهاي انتصابي قدرتها را نسخ كرد و انتخاب مردم در مديريت كشور را نهادينه كرد. اين حق آحاد ملت است كه بتوانند انتخاب كنند و در تعيين مديريت كشور داراي نقش باشند. از سوي ديگر وظيفه هم هست؛ به اين خاطر كه اين شركت ميتواند روح نشاط و احساس مسئوليت را هميشه در جامعه زنده نگه دارد و حضور مردم در صحنه را به رخ دشمنان اين ملت بكشد. انتخابات فقط يك وظيفه نيست، فقط يك حق هم نيست؛ هم حق شماست، هم وظيفة عمومي است.»7
«يك رأي هم اهميت دارد. هر چه انتخابات پرشورتر باشد، عظمت ملت ايران بيشتر در چشم مخالفان و دشمنانش ديده خواهد شد؛ براي ملت ايران حرمت بيشتري خواهند گذاشت؛ دوستان شما هم در دنيا خوشحال ميشوند. عظمت ملت ايران را حضور مردم در انتخابات نشان ميدهد.»8
«امروزه هر برگه رأيي كه به صندوقها انداخته ميشود، در حقيقت رأي به نظام جمهوري اسلامي و قانون اساسي است و اين براي كشور بسيار باارزش و با اهميت است.»9
2ـ3ـ جلوههاي مشاركت سياسي در قانون اساسي
لازم به ذكر است كه قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران به عنوان ميثاق ملي و هويتي نظام جمهوري اسلامي ايران در اصول متعددي بر مشاركت مردمي و حق تعيين سرنوشت توسط مردم صحّه گذاشته كه از آن جمله ميتوان به اصول ذيل اشاره نمود: بند(8) اصل سوم، اصول ششم، هفتم، پنجاهوششم، پنجاهونهم، شصتودوم، يكصدم، يكصدوهفتم و يكصدوچهاردهم. وجود اصول متعدد در قانون اساسي در ارتباط با ساختار و چگونگي دخالت مردم در اتخاذ تصميمات و خطمشيها و انتخاب اشخاص عالي كشور نشان از مردمي بودن نظام و حاكي از دخالت مستقيم مردم در تعيين سرنوشت اجتماعي شان است.
3ـ3ـ تأثيرات مشاركت حداكثري در توسعه پايدار نظام
امروزه مشاركت سياسي به عنوان وسيلهاي كارآمد جهت نيل به توسعه در ابعاد مختلف آن است10 و در واقع از آنجايي كه مهمترين ركن توسعه، نيروي انساني محسوب ميشود، عملكرد و فعاليتهاي نيروي انساني زماني در راستاي توسعه همهجانبه قرار ميگيرد كه در قالب مشاركتي حداكثري، فعّال، آگاهانه و هدفمند قرار گيرد.
به طور كلي ميتوان تأثيراتي را كه مشاركت حداكثري در توسعة پايدار نظام جمهوري اسلامي دارد به صورت ذيل برشمرد:11
1ـ3ـ3ـ ثبات سياسي
مشاركت حداكثري باعث ميشود تا نظام از پشتوانة مردمي گسترده اي برخوردار باشد و بنابراين با تكيه بر اين پشتوانه خواهد توانست برنامهها و اهداف بلندمدتي را تدوين نمايد. دارا بودن برنامههاي كلان و عملياتي نمودن آنها باعث شده همة امكانات و توانمنديهاي كشور در راستاي هدفي مشخص بكار گرفته شده و ميزان هزينهها كاهش يابد.
2ـ3ـ3ـ افزايش قدرت تصميمگيري
تصميمگيري كلان و عملي ساختن آنها يكي ديگر از الزامات نيل به توسعه پايدار است. زماني كه يك دولت يا يك نهاد سياسي از پشتوانة مردمي بيشتري برخوردار باشد، قدرت اخذ تصميمهاي مهم در ابعاد داخلي و خارجي افزايش مييابد. در بعد داخلي به جهت پذيرش بيشتر آن از سوي مردم، تصميمگيريها علاوه بر برخورداري از سهولت بيشتر، زمينه اجرايي شدن آنها نيز فراهم ميشود. در بعد خارجي نيز توافق اكثريت مردم يك جامعه در مورد يك مسأله باعث ميشود تا سياستمداران با انگيزه و شجاعت بيشتري اهداف خود را دنبال نمايند.
3ـ3ـ3ـ بالا رفتن روحيه كار و مسئوليتپذيري
شايد بتوان گفت كه عنصر اصلي رسيدن به توسعه، حاكم شدن روحيه كار و فعاليت و بويژه روحية كار دستهجمعي است. با اين وجود اگر مشاركت سياسي را، شركت ارادي مردم در جريان تعيين سياستهاي مملكتي و انتخاب رهبران سياسي جامعه تعريف كنيم12 تنها اين مشاركت ارادي و داوطلبانه است كه باعث مسئوليتپذيري افراد شده و سبب جدّيت در كار مي شود، چه اينكه مشاركت فعّال علاوه بر افزايش روحيه مسئوليتپذيري، فرهنگ فعاليت دستهجمعي را نيز نهادينه ميسازد.
4ـ3ـ3ـ قانونمندي
بدون وجود قانونپذيري در افراد جامعه، سير توسعة همهجانبه با چالشهاي جدي مواجه گشته و باعث هدر رفتن منابع و امكانات ميشود. از اين منظر جامعهاي كه مشاركت افراد در آن بالا باشد، زمينه جهت پذيرش قوانين مصوب آن نظام بيشتر بوده و اعتراض افراد نسبت به قانون چندان با توجيه منطقي همراه نخواهد بود. هر چند ممكن است قوانين با سليقة برخي از افراد و گروهها متناسب نباشد، اما در جامعهاي كه مشاركت افراد نهادينه شده است، اين اعتراضات از مجاري پذيرفته شده آن مثل نمايندگان مجلس شكل قانوني به خود گرفته و باعث ايجاد اغتشاش در جامعه نميشود.
5ـ3ـ3ـ انسجام و اجماع نخبگان
به نظر ميرسد اين دو مقوله لازم و ملزوم يكديگر باشند. بدون انسجام اجتماعي، نخبگان سياسي و علمي به اجماع نظر نميرسند و بدون اجماع نظر آنها، جامعه در عرصههاي مختلف سياسي، اجتماعي، اقتصادي و... با پراكندگي برنامهها و تصميمات مواجه خواهد شد. وجود اين دو عنصر يعني انسجام و اجماع باعث ميشود تا زواياي تئوريك مثلث مملكتداري كه با سه عنصر علم، امنيت و مشروعيت همراه است به گونهاي هنرمندانه با مباني ارزشي و فرهنگي جامعه منطبق شود و توسعه پايدار بر مبناي ارزشهاي بومي استقرار يابد.13
در واقع رسيدن به توسعهاي فاقد ويژگيها و ارزشهاي يك جامعة اسلامي راه آساني است كه مشكلات تبعي آن به گونهاي است كه جامعة اسلامي را از ارزشها تهي كرده و زمينة استقرار يافتن ويژگيهاي جوامع غربي را فراهم ميسازد. به عنوان مثال يكي از مهمترين ارزشهاي اسلامي كه در فرايند توسعه بايد مورد توجه قرار گيرد عدالت اجتماعي است كه همواره مورد تأكيد مقام معظم رهبري بوده است و اين سهم، زماني تحقق مييابد كه نامزدهايي اصلح و با رأي بالا(مشاركت حداكثري) انتخاب شوند.
4ـ راهكارهاي مشاركت حداكثري
مشاركت هدفمند و شركت گسترده مردم در انتخابات، زماني باعث تقويت اساس نظام شده و توسعه پايدار را رقم خواهد زد كه اين مشاركت آگاهانه بوده و فرد با در نظر گرفتن ميزان تناسب ويژگيهاي يك نامزد با اصول اساسي نظام جمهوري اسلامي، دست به انتخاب بزند. براي چنين انتخاب هوشمندانهاي، بالطبع زمينهها و بسترهايي نياز است كه لازم است فراهم گردد.
- جامعهپذيري سياسي افراد:14 نحوة تربيت خانوادگي و مضامين درسي مدارس و مراكز آموزشي بايد به گونهاي باشد كه شهروندان نسبت به سرنوشت اجتماع خود احساس مسئوليت كنند. بايد به افراد آموخته شود كه آنها بخشي از اجتماع هستند و ايفاي نقش در سرنوشت عمومي جزو حقوق اساسي آنها ميباشد.
- ايجاد انگيزه در افراد جامعه: پيشنياز و پيشفرض مشاركت سياسي، آرمانخواهي در ترسيم وضع مطلوب است كه با ايجاد چنين فضايي از طريق تبليغات و تشويق مردم، انگيزه جهت حضور در انتخابات افزايش مييابد.15
- تببين كاركرد و اهميت نقش رئيس جمهور در نظام جمهوري اسلامي: بر اساس قانون اساسي، رئيسجمهور عاليترين شخص سياسي در روابط بينالملل و دومين فرد اجرايي كشور پس از رهبري است. وي رئيس قوة مجريه و مجري قانون اساسي كشور است و بالطبع اتّخاذ سياستها و خطمشيهايي كه رئيسجمهور ميخواهد پيگيري و اجراء نمايد تأثير مستقيم بر زندگي و امور روزمرة مردم و رضايت آنان و درنتيجه مشاركت حداكثري آنها خواهد گذاشت.
- تببين شرايط داخلي و بينالمللي: اتخاذ تصميم از سوي افراد جهت شركت در انتخابات و انتخاب نامزد مورد نظر بدون آشنايي با شرايط داخلي و خارجي كشور چندان به انتخاب اصلح نميانجامد. در حالي كه تنها توصيف واقعيتهاي سياسي خود زمينه را جهت بهتر شدن فضاي انتخاباتي فراهم ميسازد.
- سازماندهي: يكي از پايههاي اساسي مشاركت افراد، جمع شدن گروهي از افراد حول محور يك ايده مشترك است. در انتخابات حمايت جمعي و گروهي از ملاكهاي نامزد اصلح و تبليغ و ترويج سازمانيافته و برنامهريزي شدة اين ملاكها در چهارچوب مجاري قانوني تأثير فراواني در مشاركت هدفمند خواهند داشت.
- فراهمسازي اين بسترها و زمينهها از مجاري رسمي و غيررسمي قابل اجرا شدن است كه از اين بين ميتوان به نقش رسانههاي عمومي به خصوص صدا و سيما، فضاهاي مجازي (اينترنت)، مساجد، مدارس و... اشاره نمود.
نتيجه گيري
مشاركت سياسي مفهومي جديد و نتيجه مدرنيته است. جمهوري اسلامي ايران نيز كه مدعي نوع جديدي از نظريه حكومت يعني مردم سالاري ديني با محوريت ولايت فقيه مي باشد بر حضور هر چه بيشتر مردم در فرايند تعيين خط مشي هاي سياسي نظام و انتخابات تاكيد مي كند. مشاركت حداكثري مردم در تعيين رهبران اجرايي و سياسي جمهوري اسلامي ايران ضامن تداوم، بقا و مقبوليت بيشتر نظام خواهد بود، از سوي ديگر مشاركت سياسي، سبب تقويت انگيزه افراد نسبت به مسئول بودن آنها در مقابل جامعه و تعيين سرنوشت، ثبات سياسي، قانونمندي و مشاركت نخبگان خواهد شد. اين مهم تا آنجاست كه مقام معظم رهبري تحقق مردم سالاري ديني را با مشاركت آگاهانه مردم در يك انتخاب صحيح و منسجم ميسر مي داند. ايشان مي فرمايند: «مردمسالاري ديني با شركت مردم، حضور مردم، اراده مردم، ارتباط فكري و عقلاني و عاطفي مردم با تحولات كشور صورت ميگيرد؛ اين هم جز با يك انتخابات صحيح و همگاني و مشاركت وسيع مردم ممكن نيست.»16 بنابراين توسعه فرهنگ مشاركت سياسي و حداكثري مردم درحكومت مردم سالاري ديني امري ضروري است. اين واقعيت علاوه بر ايجاد انگيزه، اثبات كارآمدي نظام و يا تبيين شرايط داخلي و خارجي نيازمند فرهنگ سازي و دروني شدن مشاركت سياسي در جامعه جهت ارتقاء روحيه مشاركت از طرق مختلف از جمله صداوسيما و رسانه هاي گروهي، دانشگاه ها، مساجد، فضاهاي مجازي مانند اينترنت، مدارس ، كانونها و ..... انجام مي شود. نكته ديگر آنكه در نظام جمهوري اسلامي ايران كه منطبق با مباني نظريه حكومت ولي فقيه مي باشد رهبر انقلاب به خوبي توانسته است با رهنمودها و ايجاد انگيزه هاي ارزشي در آحاد ملت زمينه مشاركت حداكثري مردم را در انتخابات هاي مختلف ايجاد كند به گونه اي كه ما درآخرين انتخابات (رياست جمهوري 1388) شاهد حضور بي سابقه و حداكثري مردم (حدود 85 درصد مشاركت) باشيم كه اين در نوع خود بي نظير و در واقع يكي از تفاوت هاي اساسي نظام ديني با نظامهاي ليبرالي مي باشد.
___________________________________________
پانويس:
1. قاضي، ابوالفضل، بايسته هاي حقوق اساسي،چاپ سي ويكم، ميزان، ص 118.
2. Yahn A.Hayhes, et, al, Political Sociology, (London, 1975), p.25.
3. Myron Wiener, Understanding Political Development, (Brown: 1987), p.194.
4. Anthony M.arum, Introduction to Political Sociology (Jersey: Engle Wood, 1978, p281).
5. حكومت دموكراتيك با حكومت الهي و مذهبي منافات ندارد. ممكن است حكومتي داراي مشروعيت الهي باشد، ولي از طريق فرايندهاي دموكراتيك مقبوليت عمومي پيدا كند.
6. بيانات امام در آستانة برگزاري انتخابات مجلس شوراي اسلامي، صحيفة نور، جلد12، ص7ـ6، 22/12/1358.
7. بيانات مقام معظم رهبري در صحن جامع رضوي، مورخه 1/1/1384.
8. بيانات مقام معظم رهبري در صحن جامع رضوي، مورخه 1/1/1388.
9. بيانات مقام معظم رهبري، 18/3/1380.
10. پناهي، محمدحسين، «بررسي چگونگي مشاركت سياسي مردم در نظام اسلامي»، مجموعه مقالات جمهوريت و انقلاب اسلامي، تهران: سازمان مدارك فرهنگي انقلاب اسلامي، 1377، ص180.
11. مشاركت حداكثري ضامن استقلال و تقويت نظام، سايت خبري آفتاب، 20/9/1385.
12. فاضلي، عبدالرضا، «مشاركت سياسي و تشكل، جنبههاي نظري و جايگاه»، مجموعه مقالات جمهوريت و انقلاب اسلامي، تهران: سازمان مدارك فرهنگي انقلاب اسلامي، 1377، صص382ـ381.
13. سريعالقلم، محمود، عقلانيت و آيندة توسعه يافتگي ايران، تهران، مركز پژوهشهاي علمي و مطالعات استراتژيك خاورميانه، 1383، صص100ـ60.
14. هانتينگتون ساموئل، مرجع سوم دموكراسي، ترجمة احمدي، تهران، روزنه، 1373.
15. گفتگو با دكتر بخشايشي، «دلايل بيحسي سياسي و راههاي افزايش مشاركت»، فصلنامه مطالعات سياسي روز، سال سوم، شمارة نهم، پاييز 1382، صص48ـ47.
16. همان، 1/1/1388.